|
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم
|
به اصفهان رو که تا بنگری بهشت ثانی
به زنده رودش سلامی ز چشم ما رسانی
ببر از وفا کنار جلفا به گل چهرگان سلام ما را
شهر پر شکوه قصر چلستون کن گذر به چارباغش
گر شد از کفت یار بی وفا کن کنار پل سراغش
بنشین در کریاس یاد شاه عباس بستان از دلبر می
بستان پی در پی می از دست وی تا کی تا بتوانی
ساعتی در جهان خرم بودن بی غم بودن بی غم بودن
با بتی دلستان همدم بودن محرم بودن با هم بودن
ای بت اصفهان زان شراب جلفا ساغری در ده ما را
ما غریبیم ای مه بر غریبان رحمی کن خدا را
شعر بالا ، شعری است ملک الشعرای بهار که استاد تاج برای اولین بار در مایه بیات اصفهان اجرا نمود.
آهنگ از علی اکبرخان شهنازی
شعر و آهنگ بسیار زیبای به اصفهان رو را به بهانه حضور ناگهانی آب در زاینده رود در این ژست قرار دادم.
امیدوارم همیشه رودخانه هایمان پر آب باشد.

وقايع نگاري هشتمين بانک غيردولتي
اعتماد-يکي از پرحاشيه ترين بانک هاي خصوصي روز جمعه آغاز به کار کرد. بانک تات که درباره ترکيب سهامدارانش حرف و حديث بسياري است در 8/8 /88 اولين شعبه خود را در شهر مشهد افتتاح کرد. در مراسم افتتاح اين شعبه جمعي از مديران ارشد بانک مرکزي، وزارت صنايع و معادن، بازرگاني و اميررضا واعظي آشتياني قائم مقام سازمان تربيت بدني شرکت داشتند. بانک تات هشتمين بانک خصوصي کشور است که آغاز به کار مي کند. در دوره دولت نهم بانک مرکزي به جز موافقت با تبديل موسسه مالي و اعتباري بنياد مستضعفان به بانک سينا، هيچ مجوزي در زمينه فعاليت بانک هاي خصوصي صادر نکرد اما در ماه هاي پاياني دولت به يکباره بانک مرکزي در دادن مجوز بانک هاي خصوصي دست و دلباز شد. به بنياد شهيد مجوز داد تا بانک دي را راه اندازي کند. سپاه موسسه انصار را که سال ها در حال فعاليت بود توانست تبديل به بانک کند. شهرداري صاحب بانک شهر شد و دست آخر بانک تات که پس از چند بار به تعويق افتادن بررسي اساسنامه و پذيره نويسي سرانجام در روز جمعه به طور رسمي اعلام افتتاح شد و ظاهراً از بهمن فعاليت خود را آغاز مي کند. اما تات چيست و از آن کيست؟
از ظاهر بانک تا محتوا
بانک تات يک ظاهر دارد و يک محتوا. ظاهر آن ترکيب سهامداران آن است که به طور رسمي اعلام شده اما محتواي آن با يک اسم گره خورده است؛ علي انصاري. انصاري مرد پشت پرده هشتمين بانک خصوصي در جمهوري اسلامي است. او را گرچه رسانه ها با عضويت در هيات مديره باشگاه استقلال و همانندپنداري با حسين هدايتي عضو متمول باشگاه رقيب شناختند اما بايد براي شناخت او به سال ها قبل بازگشت. حتي آناني که او را با بازار مبل ايران مي شناسند باز هم به عقبه او خوب نپرداخته اند. انصاري کار خود را قبل از بازار مبل آغاز کرده؛ در بازاري که هيچ ربطي به مبل نداشت. آغاز فعاليت هاي اقتصادي او به اوايل دهه 70 بازمي گردد؛ زماني که به همراه يک شريک ديگر در ضلع جنوبي بازار آهن شادآباد مجتمع تجاري بهاران 1و2 را ساخت. از قبل همين فعاليت ها و ساخت و سازها بود که توانست کم کم خود را در قامت يک سرمايه دار نشان دهد. اما انصاري چگونه توانست در قامت يک سرمايه دار جلوه کند؟
انصاري کيست
انصاري معمارزاده يي است اهل دان اصفهان که ظاهراً در ابتدا خانواده متمولي نداشته است و در رده بندي طبقه اجتماعي جزء خانواده طبقه متوسط به شمار مي رفته است اما آشنايي با برخي فعالان بازار آهن و ورود به حوزه ساخت و ساز وضع مالي او را دگرگون کرد. ساخت مجتمع تجاري بهاران 1و2 و در ادامه بازار مبل ايران حرکت هايي بود که انصاري به طور شراکتي انجام داد؛ فعاليت هايي که زمان را براي او به دهه 80 رساند؛ دهه يي که مقارن با نشست و برخاست او با اهالي سياست شد. اوج آن همکاري با اميررضا واعظي آشتياني در فدراسيون دوچرخه سواري و در ادامه باشگاه استقلال بود. در انتخابات رياست جمهوري نيز او از حاميان جدي محمود احمدي نژاد به شمار مي رفت. دهه 80 انصاري را در مسير جديدي از فعاليت ها قرار داد. اگر در دهه 70 او را فقط در بازار آهن شادآباد مي شناختند در دهه 80 توانست به شهرت برسد. اين عقبه انصاري، او را مرد اول بانک تات کرده است زيرا انصاري است که همه را در تات گرد هم جمع کرده و چنين مجموعه يي را شکل داده است؛ مجموعه يي که با چند و چون زيادي همراه است.
سهامداران موسس تات
سهامداران تات را سه گروه ورزشي، صنعتي و خانوادگي تشکيل مي دهند. گروه ورزشي عبارتند از صندوق اعتباري حمايت از قهرمانان و پيشکسوتان ورزش، کميته ملي المپيک، فدراسيون روستايي و عشايري، فدراسيون پزشکي ورزشي، فدراسيون فوتبال، فدراسيون ورزش هاي جانبازان و معلولين، باشگاه فرهنگي ورزشي استقلال و باشگاه فرهنگي ورزشي پيروزي. چند هفته پيش سايت هاي اصولگرا نظير الف و جهان از حاتم بخشي رئيس سابق سازمان تربيت بدني خبر دادند. بر اساس اخبار سايت هاي اصولگرا سازمان ليگ در زمان مسووليت علي آبادي و با دستور وي در اقدامي غيرقانوني دو ميليارد تومان به بانک خصوصي تات کمک کرد.
اين سايت ها گزارش دادند از بودجه ديگر فدراسيون هاي ورزشي نيز براي تاسيس اين بانک هزينه شده است. اعطاي اين مبلغ پول در حالي است که برخي از فدراسيون هاي ورزشي از پرداخت حقوق کارکنان خود عاجزند. البته کميته ملي المپيک در جوابيه يي توضيح داد راه اندازي بانک آرزوي جامعه ورزش بوده که تاکنون به دليل کمبود اعتبار عملي نشده بود و راه اندازي تات مي تواند پشتوانه مطمئني براي ورزش کشور باشد. در اين جوابيه توضيحي درباره نکات مبهم کمک سازمان ها و زيرمجموعه هاي سازمان تربيت بدني داده نشده بود.
از اين رو درباره اولين گروه از سهامداران چنين شبهه يي از سوي خود اصولگرايان مطرح شد.
گروه صنعتي سايپا؛ از قرار معلوم 20 ميليارد سهم تات را سايپا خريده است. در واقع 10 درصد از سهام اين بانک در اختيار سايپا قرار دارد. درباره حضور سايپا در اين بانک دو نکته وجود دارد؛ اول آنکه شرکت سايپا در حال راه اندازي يک بانک است تا به طور تخصصي در خدمت خود باشد از اين رو مشخص نيست چرا سهامدار موسس يک بانک، شرکتي است که خود تا چند وقت ديگر صاحب بانک مي شود؟ نکته ديگر به مديران بانک مرکزي برمي گردد. محمود بهمني رئيس کل بانک مرکزي چند بار به صراحت در پاسخ به حل مشکلات مالي ايران خودرو رقيب سايپا در بازار و دريافت تسهيلات از بانک ها بر فروش سهام شرکت بانک پارسيان تاکيد کرد. در واقع ايران خودرو بايد از سهامدار بودن پارسيان دست مي کشيد تا سيستم بانکي نيز تعاملات با بانک را از سر گيرد. حال بايد از بانک مرکزي پرسيد چه فرقي بين ايران خودرو و سايپا وجود دارد؟ چرا ايران خودرو نمي تواند در پارسيان سهامدار باشد اما سايپا مي تواند سهام تات را در اختيار گيرد؟
گروه سرمايه گذاري تات؛ گروه سرمايه گذاري تات از برادران انصاري است. بنا بر اعلام سايت رسمي تات پايه هاي اوليه شکل گيري گروه سرمايه گذاري تات در ابتداي دهه 40 شمسي و توسط علي اکبر انصاري در عرصه ساخت و ساز ساختمان هاي مسکوني و تجاري بنيان گذاشته شد. اين سايت اعلام کرده با اين حال دهه 60 را مي توان اوج فعاليت هاي حرفه يي و نظام مند اين گروه با مديريت علي انصاري دانست. اما وقتي به کارنامه اين گروه نگاه کنيد چند کار عمده مي بينيد.
?بازار آهن غرب
? بازار مبل ايران
?کارخانجات لوله و پروفيل تهران
? کارخانجات توليدي و صنعتي خوشخواب نوين
?بازار موبايل ايران که آخري را روي پيراهن استقلال در بازي هاي ليگ امسال ديده ايد و فاز اول همزمان با تات روز جمعه افتتاح شد. برادران انصاري 20 درصد سهام تات را در اختيار دارند. هرچند تمام برادران در زير چتر علي قرار دارند و ظاهراً تقسيم سهام آن به دليل برخي موانع قانوني بوده که اجازه نمي داده يک نفر بيش از ميزان مشخصي سهم در اختيار داشته باشد.
تات مخفف يک اسم يا نام قوم
در تبليغات که براي تات شده تلاش شده آن را مخفف «تجربه، اعتماد و توسعه» نشان دهند اما در اصل نام قوم برادران انصاري و گروه سرمايه گذاري آنان است. قوم تات در نزديکي بوئين زهرا قزوين سکني دارد. انتخاب نام تات براي هشتمين بانک خصوصي نشان دهنده قدرت خاندان انصاري در اين بانک خصوصي است.
چرا پذيره نويسي به تعويق افتاد
در اواسط مرداد و براساس مجوز سازمان بورس و اوراق بهادار قرار بود يک ميليارد از دو ميليارد سهم اسمي بانک خصوصي تات (معادل 50 درصد از سرمايه 200 ميليارد توماني) ظرف مهلت 60 روز پذيره نويسي شود اما به فاصله يک روز سازمان بورس طي اطلاعيه يي اعلام کرد اين پذيره نويسي که قرار بود به زودي انجام شود تا اطلاع ثانوي انجام نخواهد شد و پس از انجام مقدمات لازم، امکان شروع پذيره نويسي توسط سازمان بورس اعلام مي شود. در آن زمان اين تاخير فقط به دليل عدم بررسي اساسنامه اين بانک در جلسه شوراي پول و اعتبار که ناشي از نرسيدن نوبت بود، اعلام شد اما منابع خبري در خصوص تعويق پذيره نويسي دلايل ديگري را اعلام کردند. در خصوص بانک تات گروه سرمايه گذاري تات با دو مساله روبه رو بود؛ اينکه بر اساس قانون گروه هاي سرمايه گذاري نمي توانند بيش از 10 درصد سهام يک بانک خصوصي را در اختيار داشته باشند در حالي که گروه سرمايه گذاري تات 20درصد سهام را در اختيار دارد و از قضا اين گروه از يک خانواده بود. نکته ديگر نداشتن بدهي معوق از سوي سهامداران موسس بود. ظاهراً اين گروه به يک بانک خصوصي 500 ميليون تومان بدهي معوق دارد. اين ملاحظات بانک مرکزي را در بررسي پرونده اين بانک دچار احتياط کرد البته بعداً برخي منابع ادعا کردند اين گروه چنين مشکلي ندارد بلکه بدهي بانکي دارد که اين بدهي نشانگر بدحسابي نيست و براي اخذ مجوز مانع حساب نمي شود. اگر اين فرض را بپذيريم سخنراني احمدي نژاد در نظرآباد را به ياد آوريد که گفت معامله پارسيان به اين دليل ابطال شد که دو خريدار به بانک ها بدهکار بودند و فروش بانک به اين دو بدهکار تخلف است. آيا فرقي بين رستمي صفا و انصاري است؟ اگر داشتن بدهي به بانک ها تخلف نيست و مانع اخذ مجوز بانک خصوصي نيست چرا براي خريد سهام پارسيان از سوي رستمي صفا مانع شد؟ اين ابهامات است که آينده بانکداري خصوصي و آميخته شدن با سياست خودي و غيرخودي را پرابهام کرده است.
تشابه تاريخي
علاوه بر آلوده شدن سياست با اقتصاد، در فضايي که توزيع سود در بخش هاي مختلف اقتصادي همگرا نيست و سود بخش ها متعادل نيست اين گونه مجوز دادن به بانک هاي خصوصي زمينه سوداگري را فراهم مي کند زيرا در اين فضا بانک ها ناچارند با نرخ سود بالا پول هاي مردم را جمع کنند و براي پرداخت بهره ناچارند آن را در پربازده ترين بخش سرمايه گذاري کنند. نتيجه آن روانه شدن سيل نقدينگي به يک بازار و جذب آن در بخش نامولد اقتصادي مي شود. اتفاقي که در بخش مسکن افتاده نمونه واضحي بر اين ادعا است. در چنين بانک هايي مالکيت و سرمايه يکسان انگاشته مي شود و سرمايه بانک در اختيار سهامداران آن قرار مي گيرد. برخي بانک هاي خصوصي که در حال شکل گيري است عمده سهام اش در اختيار کساني است که کمترين آورده را خود دارند. آنها با اخذ وام از ديگران و تامين اوليه سرمايه و پذيره نويسي مالک بانک مي شوند و زمام کار را در اختيار مي گيرند. براي مثال تات اولين بانکي است که در جمهوري اسلامي 50 درصد از سرمايه خود را از طريق پذيره نويسي جمع کرده است. اما اگر از اين موضوع بگذريم در زمان شاه داستان بانک شهريار که از سوي برادران رضايي راه اندازي شد با فرضيه ابتدايي همانندي زيادي دارد. برادران رضايي توليدگراني بودند که ابتدا به صورت موجه فعاليت خود را آغاز کردند و در بخش هاي صنعتي سرمايه گذاري کردند. آنها پس از مدتي بانک شهريار را ايجاد کردند. بانکي از طريق اخذ وام از بانک هاي ديگر راه اندازي شد و در ادامه با گرفتن وام از خارجيان و توزيع در داخل براي خود روزگار مي گذرانيد. در واقع در اين بانک مدير و مشتري يکي بود و مديريت با سرمايه قاطي شد. نتيجه آن شد که اين بانک به مرحله سقوط رسيد و پاي دربار را نيز به موضوع باز کرد. سرانجام بانک مرکزي با محدود کردن سهام برادران رضايي که محوريت شان با علي رضايي بود توانست بحران را تا حدودي کنترل کند. آيا بانک مرکزي از گذشته درس گرفته است؟
رفت و دیگر نه بر قفاش نگاهدلی از ما ولی خراب ببرد خبر درگذشت پرویز مشکاتیان را در بهت و اندوهی سخت شنیدم. هنوز باور ندارم که ما را تنها گذاشته است. پرویز مشکاتیان برای روزگار ما نغمههای بسیار پرداخت و یاد آن سالها را با هنر خود در حافظه ما ثبت کرد.
موسیقی او در فراز و نشیب روزگار همراه ما بود، با محنت ما گریست، با شادیهای ما شادی و با شور و امید ما همدلی کرد. در آثار او صدای قلبی را میتوان شنید که برای وطن و آزادی میتپد. کمتر هنرمندی را توان آن است که رنجها و آرزوهای مردمش را در هنر خویش بازتاباند و ترجمهی صادق و راستین زمانه خود باشد. پرویز یکی از این اندکشماران است، موسیقیدانی که ذوق تصنیفسازیش، مهارت گروهنوازیش، لطافت شاعرانهاش و تعهدش به آرمانهای مردم، خاطره او را در هنر ایران زمین ماندگار خواهد ساخت. من مرگ هنرمندی چنین را باور ندارم. پرویز مشکاتیان در قلب و ذهن ما زنده است. محمدرضا شجریان اول مهرماه 88 - آمستردام |
اما این خبر
انتظار هر خبر بدتر از این را هم داشتم
اما این خبر

عاشقی از دیار موسیقی مظلوم در پیامکی اینگونه آورد:
امشب همه غم های عالم را خبر کن
برخیز و با من گریه سر کن گریه سر کن
پرویز مشکاتیان آهنگساز و نوازنده چیره دست در گذشت ُ روحش شادُ
و پس از آن پیامک های دیگر
و من هرگز باورم بر این وداع نبود
نا باورانه و زودهنگام
من هم به جستجو در شبکه های تلویزیون پرداختم شاید مطمئن شوم و به خیال خود این که نجف زاده یا یکی از این قماش بگوید : سران استکبار برای تضعیف روحیه مردم شایعه مرگ بزرگترین آهنگساز و نوازنده سنتور معاصر را به راه انداختم.
و چه خوش باور بودم که مسئولان هنر و فرهنگ مملکت این خبر را شنیده باشند و یا حتی مشکاتیان را بشناسند و ...............
پس به سراغ بی بی سی رفتم تا اخبار ار آن گونه که هست بشنوم و شنیدم و دیدم که استاد علیزاده در فراق یار و همراه خویش می نالد و می گوید من متاسفم که دارم با این شبکه مصاحبه می کنم و متاسفم برای موسیقی که اگر قدردان هنر بودیم و هنر ستیز نبودیم بایستی فردا را عزای عمومی اعلام می کردیم.
اما چه فایده استاد که فریاد رسای تو را نیز سال هاست نشنیده اند و با هیچکس و هیچ چیز حتی با بم تو و بم ما و بم استاد شجریان همنوا نمی شوند.
قاصدک ابرهای همه عالم در دلم می گریند
دیگر از شنیدن اخبار می ترسم
خدایا خبرهای خوش برایمان ارمغان بیاور
و در دصف پرویز مشکاتیان باید گفت او پرویز مشکاتیان بود خالق بیداد و سر عشق و آستان جانان و نوا و مرکب خوانی و ............ هر چه کرد شاهکار بود.
روحش شاد.
سایت خبرآنلاین در خبری مدعی شد :
کیهان کلهر نوازنده برجسته کمانچه جمعه شب گذشته در فرودگاه امام خمینی تهران بازداشت شد.
کیهان کلهر نوازنده کمانچه و آهنگساز که در سال بیش از 50 کنسرت خارجی در سراسر جهان دارد، جمعه شب گذشته در حالی که برای اجرای برنامه ای در فرانسه عازم این کشور می شد بازداشت شد.
به گفته نزدیکان وی او جمعه شب را در بازداشتگاه گذرانده اما ظاهرا قرار بوده که دیشب (شنبه) آزاد شود. سروان اکبری یکی از فعالان بخش ارتباطات پلیس فرودگاه ماجرای بازداشت کلهر را در حیطه کارهای مربوط به حوزه اش نمیداند و پیگیریهای خبرنگار روزنامه خبر منجر به صحبت با فردی می شود که خودش را "محمد محمدیان" یکی از مسئولین اداره گذرنامه فرودگاه امام معرفی می کند. "صحبت درباره این پرونده باید فقط از طریق دادسرای فرودگاه انجام شود. ما نمی توانیم نه تنها اطلاعات این پرونده که اطلاعات هر پرونده دیگری را هم بدهیم. این مسائل محرمانه است. "
از آنجا که دادسرای فرودگاه تنها در ساعات اداری پاسخگو است پیگیریها درباره دلیل این بازداشت همچنان ادامه خواهد داشت اما هنوز اطلاعات دقیقی مبنی بر دلیل بازداشت کلهر در دست نیست.
کیهان کلهر از جمله برجسته ترین نوازندگان موسیقی ایرانی است که در خارج از ایران از شهرت بسیار زیادی برخوردار است. او که یکی از اعضای گروه بین المللی جاده ابریشم است با نوازندگان بزرگی چون "یو یو ما" که لقب بزرگترین ویلن سلیست جهان را دارد و همچنین گروه های معتبری چون بروکلین رایدر همکاری داشته است.
همچنین کلهر تا به حال دو بار نامزد دریافت جایزه گرمی که به اسکار موسیقی شهرت دارد بوده است. پس از اینکه این نوازنده و آهنگساز همکاری اش با استاد شجریان و حسین علیزاده را قطع کرد چند آلبوم از جمله "شهر خاموش" را که به یاد کودکان حلبچه ساخته بود منتشر کرد.
کیهان کلهر تا ساعاتی پس از ساعات اداری شنبه نیز همچنان در بازداشت به سر می برد.
آخرین خبرها از لغو کنسرت پاریس حکایت میکند.
رمضان هم رمضان های قدیم
وقتی مادربزرگ زنده بود
اصلا همه چیز وقتی مادر بزرگ زنده بود زیباتر بود
خالص تر
پاک تر
مادربزرگ آنقدر خوب بود
بیش از این همه بدی که همه آدم ها داشتند
آنقدر خوب بود که باورمان می شد که همه چیز خوب است
نه سال پیش در چنین روزی پیکر احمد شاملو به خاک سپرده شد.
اهمییت و منزلت شاملو برای روشنفکران داخلی و خارجی بسیار مشخص است و وی سالیان سال را صرف خدمت به ادبیات این مرز و بوم نمود.
ده ها جلد از کتاب های او به زبان های مختلف ترجمه و در سراسر دنیا منتشر شد.
می خواستم آغاز به گلایه نمایم که چرا ازو در زمان حیاتش و پس از وفاتش تجلیلی به عمل نیامد.
چرا در تقویم ما روزی به نام شاملو و دیگر شاعران معاصرمان نیست ..................... و تنها یک کلام
آن هم دریغ به ذهنم خطور کرد.
بیش از این اطناب در مورد شاملو کار عبثی است چون علاقمندان این اعجوبه ادبیات با او به خوبی آشنا هستند و با زندگی و آثارش آشنایند.
تنها این شعر را به او و به همه دوستدارانش تقدیم می کنم.
روزگار غریبی است نازنین:
دهانت را مي بويند
مبادا که گفته باشي دوستت مي دارم
دل ات را مي بويند
روزگار غريبي ست نازنين
و عشق را
کنار تيرک راه بند
تازيانه مي زنند .
عشق را در پستوي خانه نهان بايد کرد
در اين بن بست کج و پيچ سرما
آتش را به سوختْ بارِ سرود و شعر
فروزان مي دارند
به انديشيدن خطر مکن
روزگار غريبي ست نازنين
آن که بر در مي کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است .
نور را در پستوي خانه نهان بايد کرد
آنک قصابان اند بر گذرگاه ها مستقر
با کنده وساتوري خون آلود
روزگار غريبي ست، نازنين
و تبسم را بر لب ها جراحي مي کنند
و ترانه ها را بر دهان .
شوق را در پستوي خانه نهان بايدکرد
کباب قناري
بر اتش سوسن و ياس
روزگار غريب ست، نازنين
ابليس پيروزْ مست
سور عزاي ما را بر سفره نشسته است
خدا را در پستوي خانه نهان بايد کرد