تبليغاتX
بیداد
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم
جمعه بعد از ظهر از کانال ۲ تلویزیون صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ُتصنیف در خیال با آهنگسازی مجید درخشانی و صدای استاد شجریان پخش شد و در حین پخش آن چهره استاد بر روی آهنگ نمایش داده می شد و استاد درخشانی مهمان برنامه با کاروان شعر و موسیقی با اجرای سهیل محمودی شاعر و ترانه سرا بودند.

و شاید از تعداد معدود دفعاتی بود که در تلویزیون ایران از استادی برجسته و ارجمند دعوت شده بود و میاحث بسیار تخصصی و فنی از موسیقی و تاریخچه کوتاهی از آهنگسازی عنوان شد و صد البته اگر مجری عزیزمان تخصص بیشتری در موسیقی داشتند و بیشتر اجازه می دادند که مهمان برنامه صحبت کنند ما هم بیشتر کسب فیض می کردیم.(البته در آشنایی جناب محمودی به موسیقی شکی نیست اما در برنامه های تخصصی بهتر است مجری کارشناس در هر تخصصی برنامه را اجرا کند)

به نظر من حضور استاد از چند جهت قابل توجه بود:

۱-برنامه با کاروان شعر و موسیقی همانند اکثر اشعار مجری آن برنامه ای مناسبتی است و پاتوق خوانندگانی است که از هنر لب زدن و ادا و عشوه جلوی دوربین بهره مند هستند و در همین برنامه مذکور نیز ۲ اجرا از ۲ خواننده جوان که در میان انبوهی ازگل و بلبل و شکل های متفاوت و جدیدا هم افکت های کامپیوتری به اجرای برنامه یا هم لب خوانی پرداختند.

به دلایل فوق الذکر بنده به شخصه در ابتدا از دیدن شمایل استاد شجریان و سپس از حضور استاد درخشانی تعجب کردم  و حتی دلگیر شدم  اما پس از شنیدن گفتگو و اندکی تفکر بیشتر به این ذهنیت رسیدم که استاد کار پسندیده ای انجام داده است و همین که از این زمان اندک جهت اشاعه و گسترش  و صحبت جدی در مورد موسیقی اصیل استفاده کرده است جای تقدیر دارد و این عمل را د مورد استاد شجریان استاد لطفی و استاد ذوالفنون و دیگران نیز دیده بودیم.

۲-تخصص و اشراف فوق العاده بر شعر و موسیقی و سخنوری استاد بسیار جالب بود.

۳-تواضع و فروتنی استاد نیز در نوع خود بی نظیر بود و نام بردن متعدد از اساتید خود و بزرگان موسیقی همچون استاد علیزاده و دیگران کاملا مبین این امر بود و ای جوانان تازه وارد و از گرد راه رسیده این خصلت را فهمیده باشند و درس بگیرند.

۴-بر عکس برخی از اهالی موسیقی که چند روز مانده به اجرای کنسرت خود به برنامه های رادیو و تلویزیون می آیند و در اصل تبلیغی برای فروش بلیط کنسرت خود می کنند (این مساله به هیچ وجه مذموم نیست چون تبلیغات موسیقی در ایران بسیار کم و محدود است) اما حضور استاد پس از اجرای گروه شهناز و فقط جنبه موسیقیایی داشت.

۵-باز هم افسوس و صد افسوس که یکی دیگر از اساتید ایرانی را در تلویزیون بدون ساز می بینیم و باز هم تحجر و تحجر.

پ ن : در همان شب شبکه OITN برنامه ای در حدود دو ساعت از زندگی و آثار استاد شجریان پخش کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 12:47  توسط زوربا  | 

«سلام خسرو جان

بي‌خبر گذاشتي و رفتي. بدون خداحافظي!

دو هفته پيش هم كه آخرين جايزه‌ات رو گرفتي، روي صحنه لام تا كام حرف نزدي. از گوشه صحنه اومدي بالا و آروم جايزه‌ات را گرفتي؛ براي سي سال حضور پرشور و شوقت در سينمايي كه اين روزها چندان شور و شوقي در آن نيست.

فقط لبخند زدي و رفتي پايين و لاي جمعيت گم شدي. خوب اگه قرار بود بري و پشت سرت رو هم نگاه نكني، چند كلمه‌اي براي ما كه پشت سرت بوديم، حرف مي‌زدي!

يادمه وقتي آمدي رو صحنه، حالت خوب بود.

آخه يكي دو بار ديگه كه اين اواخر روي صحنه اومدي و ديدمت، حالت زياد خوب نبود. ولي اين دفعه، همه خوشحال شديم. فقط نمي‌دونستيم داري ميري. نمي‌دونم خودت مي‌دونستي يا نه. مي‌گن آدماي خوب قبل از رفتن، حال‌شون خيلي خوب مي‌شه؛ چون دارن مي‌رن يه جاي خوب. ما از كجا بايد مي‌فهميديم كه اين حال خوب نشانه‌ي چيه؟ هميشه بعد از اين‌كه اتفاق مي‌افته، مي‌فهميم. ولي فكر كنم خودت مي‌دونستي؛ چون هيچي نگفتي و اون‌جوري فقط لبخند زدي. شايد داشتي خداحافظي مي‌كردي و ما نمي‌فهميديم. ولي چه خداحافظي باشكوهي! خيلي‌ها آرزو دارن در اوج خداحافظي كنن؛ اما نمي‌تونن. شايد هم اون لبخند همين معنا رو داشت. شايد اگر حرف مي‌زدي، همه‌ي خداحافظي‌ات مي‌شد همون چند تا كلمه؛ ولي چون هميشه شاعر بودي، فقط مهربان و با سپاس نگاه كردي و لبخند زدي. حالا كه فكر مي‌كنم، مي‌فهمم اين‌جوري بيش‌تر حرف زدي.

من هي بايد از تو ياد بگيرم. يادته سال‌ها پيش وقتي از مشهد به تهران آمدم، تو روي صحنه‌هاي تئاتر مي‌درخشيدي. من كلي دويدم تا روي صحنه بيام و ديده بشم.

بعدها هم كه تو روي پرده سينماها مي‌درخشيدي، باز هم من كلي دويدم تا روي پرده بيام و ديده بشم.

يادته من اولين فيلمم رو كه بازي كردم، تو «هامون» بودي. من يادمه كه در فيلم «كيميا»، دست منو مي‌گرفتي. كلي حال مي‌دادي كه رو بيام و ديده بشم. بعد هم فقط يك بار ديگه شانس داشتم در كنار تو بازي كنم؛ تو فيلم «درد مشترك»، چه بامسما.

ارتباط من با تو، مثل كوهنوردها با كوه‌هاست. هر قله‌اي رو كه فتح مي‌كنن، مي‌بينن پشتش يه قله‌ي بلندتر هست. من هرچي مي‌دوم، تو يه قدم جلوتري؛ مثل الآن. جلوتري ديگه عموجون. رفتي اون‌ور. نمي‌دونم چقدر ديگه بايد بدوم تا به اون‌ور برسم، تازه نمي‌دونم در چه وضعيتي ميام اون‌ور.

پس از اون‌ور يه دعايي براي من بكن. ميگن دعاي اون‌وري‌ها براي اين‌وري‌ها زودتر مستجاب مي‌شه. اين‌جوري كه تو رفتي، كلي «خدابيامرزي» و «يادش بخير» و «حال‌هاي خوب» و «يادهاي خوب» و .. بدرقه‌ي راهته.

من كه شاهدم، خودتم اگه حال‌شو داشته باشي، يه نگاهي به اين‌ور بندازي مي‌بيني.

دست پر رفتي ديگه. مي‌بيني چقدر از من جلوتري! كلي بايد بدوم تا موقع رفتن دستم پر باشه.

البته جات پيش ما خاليه. هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت. ولي خوب مثل به دنيا آمدنه ديگه. موقعش كه برسه، بايد متولد بشيم. ما يه تولد رو ديديم؛ تو دو تا؛ تولدت مبارك.

مي‌دونم اون‌جا كلي از بر و بچه‌هاي سينما و تئاتر اومدن پيشوازت. حتما كلي هم تدارك ديدن.

ما كه اون دنيا به بازيگري‌مون ادامه مي‌ديم. اون‌جا هم حتما نمايش هست. اون‌وري‌هام حتما به سرگرمي احتياج دارن. پس اون‌جا بي‌كار نمي‌مونيم. وقتي مردم رو سرگرم مي‌كنيم و حال‌شون خوب مي‌شه. يه خدابيامرزي به ما و پدر و مادرمون مي‌گن ديگه. وقتي مردم تو خيابون تو رو مي‌ديدند و بي‌اختيار لبخند مي‌زدند، خودش خدابيامرزيه ديگه. وقتي مردم مي‌فهمن كه تو رفتي و ديگه ميون ما نيستي، گريه مي‌كنن و جاتو خالي مي‌كنن، خدابيامورزيه ديگه.

مي‌بيني خدا چه لطفي به تو داشته كه اين موقعيت و جايگاه ‌رو بهت داده. پس اون‌طرف هم حتما تحويلت مي‌گيره و مي‌بردت روي صحنه‌ها و پرده‌هاي اون‌جا، كه بازم مردم اون‌ور ببيننت و حال‌شون بهتر بشه و خدابيامرزي ادامه داشته باشه.

به اميد ديدار»

رضا كيانيان

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 16:46  توسط زوربا  | 

دفتر آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران در یک اقدام کم سابقه به اظهارات روز گذشته محمود احمدی نژاد و مقاله انتقاد آمیز روزنامه کیهان به آن، واکنش نشان داده است. در توضیح دفتر آیت الله خامنه ای، نسبت به نقل قول از رهبر ایران پیش از تایید رسمی روابط عمومی این دفتر، هشدار داده شده است. محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، در جلسه روز سه شنبه مجلس برای بررسی صلاحیت سه وزیر پیشنهادی خود، اظهاراتی از آیت الله علی خامنه ای نقل کرد.آقای احمدی نژاد گفت: "وقتی خدمت آقا رفتیم، عرض من یک دقیقه هم نشد. من سیر را گفتم و ایشان پرسیدند چقدر آقای کردان را می‌شناسید و من هم توضیح دادم و ایشان گفتند بسیار خوب، بروید و تلاش کنید که ایشان رای بیاورد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 11:17  توسط زوربا  | 

گلوی مرغ سحر را بریده اند

و هنوز

در این شط شفق

آواز سرخ او جاری است .................

ه . ا . سایه

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 11:27  توسط زوربا  | 

بعضی از آدم ها

بعضی از کلمات

بعضی از لحظه ها

بعضی از صداها

و بعضی از نگاه ها

هستند که هرگز فراموش نخواهند شد

خسرو شکیبایی از آن دسته آدم هایی بود که با صدای بی نظیر و با کلمات و نگاه بی نظیرش لحظه های جاودانه ای برای همه ما خلق کرده بود و تا ابد در ذهن و روح ما خواهد ماند.

اطمینان دارم اکنون در خانه سبزش زندگی می کند.

بیاییم پیش از فوت به آن هایی که دوست داری بگوییم دوستت دارم و هنرمندانمان را در زنده بودنشان ارج بگذاریم.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 8:37  توسط زوربا  | 

از زمانی که نام نوازندگان گروه شهناز مشخص گردید و اجرای کنسرت جدید استاد با این گروه اعلام شد نقدهای فراوان از گوشه و کنار شنیده شد که مطمئنا نقدهای قبل از اجرا بسیار بی منطق است و پیش داوری است که در هیچ موردی قابل قبول نیست.

پس از اجرای روز آغازین کنسرت نقدها و انتقادها شروع شد که اگر منطقی حساب کنیم می بینیم ایراداتی به گروه گرفته شد که به هیچ وجه هنری و فنی نبود به عنوان مثال چرا ورود افراد به داخل سالن با تعلل انجام گرفت و چرا نوازندگان در آسانسور گیر افتادند و چرا مردم با توجه به تذکرات فراوان باز با موبایل های خود فیلم بردار می کردند و چرا صدابرداری مناسب نبود چرا سالن وزارت کشور مناسب نیست چرا در میدان فاطمی ترافیک روان نبود و ...................

و بعضی ها هم شروع به نقدهای فنی می کردند که چرا نواندگان در حد استاد نیستند چرا گروه با هم هماهنگ نبود چرا چند تصنیف قدیمی اجرا شد چرا درخشانی کمتر جواب آواز می داد چرا ابتدای مرغ سحر متفاوت از گذشته بود چرا تعداد سازها اینقدر زیاد بود و در همین حال بعضی ها می گفتند چرا تعداد سازها کم بود؟! و چرا اجرای هم نوا با بم زیبا تر از این اجرا بود و ................

که سخن بسیار رفت و در وبلاگ های مختلف این بده و بستان بسیار تکرار شد و در وبلاگ همایون شجریان مطلب کامل و جالبی آمد که جواب اکثر این سوالات و نقدها را منطقی و زیبا داد.

نمی دانم عزیزان نمایشنامه درانتظار گودو نوشته ساموئل بکت را خوانده اند یا نه؟

این نمایشنامه یکی از شاهکار های نمایشنامه نویسی جهان می باشد که دو نفر از همه جا و همه کس می برند تنها منتظر ناجی و به اصطلاح گودو یا همان ناجی می مانند و نمی آید..................

چون حوصله شان سر می رود کارهای مختلفی انجام می دهند و با هم تصمیم می گیرند که به هم فحاشی کنند و شروع به این کار می کنند اما چون تنها این دو نفر بودند از دست هم ناراحت نمی شوند تا این که یکی به دیگری فحشی می دهد و می گوید منتقد و با گفتن این کلام از دست هم می رنجند و جدال بزرگی بینشان ایجاد می شود.

در مثل مناقشه نیست اما این نمونه ای است برای کسانی که نقدهای غیر منطقی انجام می دهند.

برای همه دوستان آرزوی خوبی و خوشی دارم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 11:10  توسط زوربا  | 

"تور کنسرت" ناظری از قزوین آغاز می شود
نخستین اجرای تور کنسرت گروه موسیقی "مولوی" در سال جدید به سرپرستی و خوانندگی شهرام ناظری در تاریخ 25 و 26 تیرماه در نمایشگاه بین المللی قزوین برگزار می شود.

به گزارش خبرنگار مهر ، شهرام ناظری با اعلام این خبر در نشست خبری که صبح امروز در خانه هنرمندان برگزار شد در خصوص جزئیات تور کنسرت گروه موسیقی مولوی گفت : پس از وقفه کوتاهی که در اجرای گروه موسیقی مولوی از دوسال پیش تا کنون ایجاد شد امسال تصمیم گرفتم تورکنسرتی در تهران و برخی از شهرهای ایران مانند قزوین، یزد، اصفهان ، شیراز، کرمان، رشت و ساری و چند شهردیگر برگزار کنم.

وی در پاسخ به این سئوال که چه تغییرانی در اجرای گروه موسیقی مولوی ایجاد شده است گفت : متاسفانه انگیزه های هنری در جامعه ضعیف شده و اگر این فضا در جامعه موسیقایی وجود نداشت می توانستیم تغییراتی در شیوه اجرا و گوناگونی سبک ایجاد کنیم، ولی در شرایط فعلی تغییرات اساسی امکانپذیر نیست، اما اگر این کنسرت را با موزیسینها و نوازنده هایی که در4 سال اخیر روی پروژه مولانا کار کردند و حاصل آن اجرای کنسرتهایی درنیویورک و یا اروپا بود در ایران نیز اجرا می کردیم یقینا به لحاظ رنگ آمیزی و نوع سازبندی می توانستیم به تغییرات چشمگیری در شیوه اجرا دست یابیم، اما درشرایط فعلی این امکان وجود ندارد و با همان سبک و سیاق گذشته البته با اندکی تغییردرشیوه اجرا این کنسرت را برگزارمی کنیم.

 

سرپرست گروه مولوی با اشاره به اینکه نمی توان یک دفعه درشیوه و سبک کارهنری تغییراتی ایجاد کرد گفت: شاید بسیاری از موزیسن ها و اهالی موسیقی بتوانند در لحظه و هرجور که مخاطب می خواهد تغییرات آنی در خود ایجاد کنند اما من نمی توانم بدون مطالعه تغییری ایجاد کنم واز کناراین مسئله به سادگی بگذرم.

خواننده گروه موسیقی مولوی در ادامه افزود : بسیاری از کسانی که دست به تغییرات آنی می زنند و عبارت هنرمند مردمی را از آن خود می کنند به واسطه همین تغییرات آنی و زودگذار برای خود در عرصه موسیقی جا باز می کنند ،اما یک هنرمند واقعی که هدف متعالی دارد و با انگیزه های سازنده وارد عرصه می شود از لحاظ سطح فرهنگ و موقعیت اجتماعی به مراتب بالا تر است و من هم به عنوان هنرمندی که ذهنیت خلاق را دوست دارم ترجیح می دهم سازمان یافته و حساب شده حرکت کنم؛ البته ناگفته نماند با تغییرات درونی یک هنرمند به هیچ عنوان مخالف نیستم و معتقدم که یک هنرمند برای پیشرفت در عرصه های هنری بایستی مدام در حال تغییر و تحول در درون خود باشد ولی اصولا مخاطبین به دلیل خاطرات و ذهنیت شرطی شده ای که دارند به یک رویه عادت می کنند و مدام دوست دارند حس نوستالژی خود از یک اثر هنری داشته باشند و از شهرام ناظری "گل صدبرگ" و "آتش در نیستان " را می خواهند .

وی در ادامه افزود : نمی خواهم آن شهرام ناظری که در آن دوران بودم ، باشم بلکه دوست شهرام ناظری امروز باشم چراکه ما هر روز و هر لحظه در حال حرکت و تحولات درونی هستیم و باید پذیرفت به هنرمندی که در حال تغییراست و به سوی تعالی قدم برمی دارد احترام گذاشت.

سرپرست گروه مولوی در پاسخ به سئوال خبرنگار مهر مبنی برچرایی عدم پیگیری اهالی موسیقی و جدی نگرفتن مقوله حقوق مولف و مصنف گفت : این وظیفه هنرمند نیست که جلوی این سوءاستفاده ها را بگیرد بلکه نهادهای دولتی مانند وزارت ارشاد و یا نهاد صنفی اهالی موسیقی وظیفه دارد که به شکل قانونی این مسئله را پیگیری کند ولی متاسفانه انسجام صنفی درستی بین هنرمندان وجود ندارد وخانه موسیقی هم مدام در حال تغییر و تحولات درون گروهی و انتخابات خودش است ؛بنابراین این مسئله بایستی از سوی مراکز دیگر مانند مراجع قضایی و وزارت ارشاد پیگیری شود و متاسفانه شاهد هستیم که هرنهاد و یا سازمانی به خصوص صدا و سیما به هرشکلی که می خواهد با این مسئله برخورد می کند.

ناظری در پایان با اشاره به اختلاف های موجود بین هنرمندان موسیقی گفت : این دوری وجدایی که بین اهالی موسیقی در طول سالیان سال به وجود آمده و این فاصله هایی که ایجاد شده سوء تفاهماتی را نیزبه دنبال آورده است که قطعا در درازمدت به پیکره هنر موسیقی و هنرمندان ضربه خواهد زد به نظرمن اهالی موسیقی باید به دوران چاووش ،عارف و مرکز حفظ و اشاعه سابق برگردند تا در سایه این اتحاد و همدلی بتوانیم به نتایج مطلوب تری برسیم؛ به گمان من یکی از پیام های اصلی هنر به ویژه هنرموسیقی ایجاد صلح ، دوستی و آشتی و پیوند بین انسان هااست و هر هنرمندی که در دل کینه  ودشمنی جای دهد مطمئنا این مسئله در هنرش هم تاثیر می گذارد چرا که هنر هدیه ای الهی است که باید از صافی درون هنرمند بگذرد و به مخاطب برسد .

نوازندگان گروه مولوی عبارتند ازشروین مهاجر، شهرام محمدی،صابر نظرگاهی،شهرام غلامی وسیاوش ناظری و کنسرت بعدی گروه مولوی با تغییراتی در اعضای گروه و قطعات انتخابی از 17تا 22 مردادماه در تالار بزرگ کشور تهران برگزار می شود.

با تشکر از خبرگزاری مهر.
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 17:40  توسط زوربا  | 

سازمان گزارشگران بدون مرز با انتشار بیانیه ای از تصویب یک فوریت طرح "امنیت روانی" توسط مجلس ایران ابراز نگرانی کرد.این سازمان در بیانیه خود درنظر گرفتن مجازات اعدام برای کسانی که در "تاسیس و دایر کردن وبلاگ و سایت مروج فسا و فحشاء و الحاد" مجرم شناخته می شوند را بسیار مهم دانسته است و طرح مجلس ایران در این زمینه را "ترسناک" خوانده است.گزارشگران بدون مرز در بیانیه خود آورده است: "تصویب چنین قانونی بر پایه تعاریف و مفاهیمی مبهم، دادن اختیارات به قضات برای تفسیر، تبعات فاجعه باری برای آزادی آن‌لاین خواهد داشت."در این قانون که یک فوریت آن در روز چهارشنبه هفته گذشته (12 تیر، 2 ژوئیه) با 180 رای موافق، 29 رای مخالف و 10 رای ممتنع به تصویب مجلس ایران رسید، افرادی که مجرم به "اخلال در امنیت روانی" از طریق اینترنت شناخته شوند، مشمول مجازاتی در حد "محارب و مفسد فی الارض" شناخته خواهند شد و این مجازات "قابل تخفیف، تبدیل و تعلیق نیست."
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 11:5  توسط زوربا  | 

 

چند سوال از رئيس‌جمهور - رسول منتجب‌نيا


اين مطلب به دنبال طرح برخي مباحث خرافه‌گرايانه در سال‌هاي اخير در كشور نگارش يافته و به نقد اين انديشه‌ها پرداخته است. كه در ادامه آن با طرح چند سوال از رئيس‌جمهور و استمداد از علما و مراجع تقليد آفات رواج اين خرافات گوشزد شده است. بدون شك علماي بزرگوار شيعه در طول تاريخ تشيع، پاسداران حريم عقايد و احكام اسلا‌م و مذهب شيعه بوده و در برابر هرگونه كج‌انديشي و كجروي به شدت مقابله كرده و در اين راه جمع زيادي از بهترين آنان به شهادت رسيده‌اند.

يكي از انحرافات و كج‌انديشي‌هاي ديني، ظهور بدعت در دين و افزودن به مفاهيم و احكام اسلا‌م و مذهب توسط شيادان و فرصت‌طلبان بوده است كه به حكم <اذا ظهرت البدع فللعالم ان يظهر علمه و الا‌ فعليه لعنه الله> عالمان ديني با تمام قدرت بدعت‌ها و نوآوري‌هاي غيرديني به نام دين را زدوده و دست پليد بدعت‌گذاران را كوتاه كرده‌اند. از اين رو، سلا‌طين، پادشاهان و قدرت‌هاي جهاني تاكنون نتوانسته‌اند ساحت مقدس اسلا‌م، تشيع و اهل بيت عصمت و طهارت را ملكوك و مخدوش سازند. يكي از عقايد شيعه كه مي‌توانست وسيله سوءاستفاده شيادان واقع شود اعتقاد به اصل مهدويت و انديشه مترقي و حركت‌ساز انتظار فرج است كه همه طرفداران اديان آسماني به نحوي اين عقيده را داشته و در انتظار منجي عالم بشريت مي‌باشند. در روايات رسيده از ائمه طاهرين عليهم السلا‌م، ضمن تاكيد فراوان بر اصل مهدويت و بشارت قطعي به ظهور حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف، به منظور پيشگيري از هرگونه انحراف و سوءاستفاده افراد از اين عقيده ريشه‌دار، توصيه‌هاي اكيدي به عمل آمده است، از جمله: ‌

1- نهي از تعيين زمان ظهور آن حضرت و بيان اينكه اين امر از اسرار الهي است و كسي جز خداوند نسبت به آن آگاهي ندارد با اين عبارت كه <ما اهل بيت هرگز زمان ظهور را تعيين نخواهيم كرد> يا <دروغ مي‌گويند تعيين‌كنندگان زمان براي ظهور حضرت ! دروغ مي‌گويند...! دروغ مي‌گويند...>! ‌

2- توصيه به تكذيب هر كسي كه ادعاي مشاهده و زيارت حضرت مهدي(عج) را بكند و او را كاذب و افترازننده معرفي كردن. ما در يادداشت قبلي برخي از روايات فوق را به‌طور مستند از كتاب‌هاي معتبر روايي نقل كرديم. نقل قول‌ها و شايعات: از زمان روي كار آمدن آقاي احمدي‌نژاد و دولت ايشان، در ميان خواص و اخيرا عامه مردم، يعني مردم كوچه و بازار مطالبي به نقل از رئيس‌جمهور و برخي معاونين و نزديكان ايشان، روي زبان‌ها جاري است و بسياري از آن مطالب به صورت مستند و با ذكر زمان و مكان و گوينده‌هاي آنها نقل مي‌شود. از باب مثال:

الف: در سال اول رياست‌جمهوري آقاي احمدي‌نژاد، با دو واسطه نقل شد كه ايشان در سفر استاني به سيستان و بلوچستان و در پاسخ به اعتراض يكي از معاونين كه اعتبارات كشور محدود است و چرا اين همه وعده‌هاي ده‌ها ميليارد توماني به هر شهر داده مي‌شود، گفته است: <نگران نباشيد دو سال ديگر امام زمان (عج) ظهور مي‌كند و همه مشكلا‌ت را حل مي‌كند.> ‌

ب: نماينده‌اي از شوراي اسلا‌مي، نقل مي‌كرد روزي در ملا‌قات رئيس‌جمهور با مقام معظم رهبري ايشان نسبت به اظهاراتش و وعده ظهور حضرت در دو سال ديگر مورد اعتراض شديد رهبري واقع شد و در جواب گفت: <كساني كه با ايشان در تماس هستند، گفته‌اند> و پس از خروج از دفتر رهبري، اظهار كرده است: <ايشان تصور مي‌كند من رئيس‌جمهور او هستم، من رئيس‌جمهور امام زمان(عج) مي‌باشم!!> ‌

ج: پس از سفر به نيويورك و شركت در اجلا‌س سازمان ملل، در ملا‌قات با آيت‌الله جوادي‌آملي، اظهار كرده است: <هنگام سخنراني ‌هاله‌اي از نور اطراف سر و صورت خود مشاهده كردم و همه مخاطبان ميخكوب شده و مجذوب من گرديدند> كه مورد انتقاد و بي‌اعتنايي آيت‌الله جوادي‌آملي قرار گرفت و سي‌دي اين ملا‌قات در سطح وسيع در ميان مردم پخش شده است. ‌

د: بين خواص شايع است كه گاهي سر سفره خوراك، يك بشقاب و قاشق و چنگال را در جاي خالي كنار گذاشته و اظهار مي‌كنند اين براي آقا امام زمان است. ‌

هـ : شخصي نقل كرده است، روزي يكي از نزديكان رئيس‌جمهور من را دعوت به شركت در نماز جماعت آقا كرد و من به تصور اينكه امام جماعت، مقام رهبري است با او به محلي رفتيم. وقت نماز مشاهده كردم صف نماز تشكيل شد در حالي كه امام جماعت حضور ندارد و فقط سجاده‌اي پهن است، وقتي سوال كردم كه رهبري كي تشريف مي‌آورند؟ گفتند: هيس ! امام جماعت، حضرت ولي عصر(عج) است.

و: اخيراً بارها در اظهارات رئيس‌جمهور، معاونين، مشاورين و... اين جمله فراوان به كار مي‌رود كه اين دولت را امام زمان(عج) مديريت يا اداره مي‌فرمايد. و موارد فراوان ديگر.

ز: در روزهاي گذشته آقاي رئيس‌جمهور كساني را كه ‌هاله نور را انكار مي‌كنند به مخدوش بودن عقيده متهم كرده است و مشاور رئيس‌جمهور در امور روحانيت طي مصاحبه‌اي، از تقدير و تشكر مراجع عظام و علما و روحانيون از رئيس‌جمهور در خصوص مورد عنايت ولي عصر(عج) بودن و استقبال فضلا‌ از سخنان رئيس‌جمهوري، حكايت كرده و منتقدان را به <مشكل داشتن در اصل مهدويت> و <ترديد در اعتقاد به ولي عصر (عج>) متهم كرده و دستور داده است كه <بايد در اعتقادات خود تجديدنظر كنند.> ‌

چند سوال از رئيس‌جمهور: ‌

صرف‌نظر از اينكه چنين شايعاتي چگونه اعتقادات مردم و نسل جوان را تضعيف مي‌كند و مورد استهزا و تمسخر دستگاه‌هاي تبليغاتي بيگانه و دشمنان اسلا‌م و تشيع قرار گرفته است و قطع نظر از اينكه نتيجه اين سخنان، انتساب همه ضعف‌ها، كاستي‌ها، سوءمديريت‌ها، افزايش تورم و گراني و... به حضرت ولي‌عصر(عج) مي‌باشد و اين بزرگ‌ترين ظلم و جفا و توهين به ساحت آن حضرت است.

1- آيا اين نقل قول‌ها و شايعات در محافل خصوصي و عمومي راست است يا دروغ؟ خواهش مي‌كنيم خيلي صريح و شفاف پاسخ دهيد و از كلي‌گويي يا فرافكني يا متهم كردن ديگران پرهيز كنيد. ‌

2- اگر حتي يك مورد آن راست و صادق است شما اين عقيده را كه برخلا‌ف نظريه همه علماي شيعه از صدر تاكنون است، از كجا آورده‌ايد و در برابر آن همه روايت معتبر و فرمايشات بزرگان شيعه چه پاسخي داريد؟ ‌

3- اگر راست است، مقصود شما از بيان اين مطالب غيرواقعي چيست؟ آيا تصور مي‌كنيد اين سخنان، مي‌تواند نارضايتي و اعتراضات مردم را نسبت به گراني، تورم و سوءمديريت دولت توجيه كند؟ ‌

4- اگر راست است، پس از گذشت 3 سال و كذب بودن اين وعده‌ها، مسوول مخدوش شدن عقايد مردم و جوانان چه افرادي خواهند بود؟! ‌

چند سوال از مراجع تقليد و فضلا‌: ‌

1- آيا دستور فرموده‌ايد درباره اين نقل‌قول‌هاي شايع و رايج بررسي كنند؟! ‌

2- آيا به نظر مبارك آقايان تمامي اين نقل‌ها دروغ و كذب است؟! ‌

3- اگر حتي يك مورد از اين ادعاها، صحت نقل داشته باشد، آيا جاي آن نيست كه در برابر آن با شدت و قاطعيت ايستادگي كنيد و از حريم عقايد اسلا‌مي و شيعي ناب پاسداري فرماييد؟ ‌

4- آيا نقل قول مشاور رئيس‌جمهور، مبني بر <استقبال فضلا‌ از سخنان رئيس‌جمهوري و تقدير مراجع عظام، علما و روحانيون از رئيس‌جمهور در خصوص مورد عنايت حضرت ولي‌عصر(عج) بودن> صحيح است يا دروغ؟ ‌

5- اگر صحيح است چرا؟ و اگر دروغ و تهمت است چرا تكذيب نمي‌فرماييد؟!

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 11:41  توسط زوربا  | 

شجریان مثل همیشه با قدرت ظاهر شد
خبرگزاری مهر - گروه موسیقی : کنسرت گروه "شهناز" در نخستین حضور خود حاشیه های فراوان داشت.در سایه همین حاشیه های ایجاد شده مسئله و مشکلاتی مانند صدابرداری بد سالن،مسئله خبرنگاران و برخی از نارساییها در بخش اجرایی این کنسرت فعالیت گروه را تحت الشعاع قرار داد.

* خبرگزاری مهر - گروه موسیقی : ایده تشکیل گروه "شهناز" چگونه شکل گرفت؟

- مجید درخشانی : طی صحبت هایی که با آقای شجریان داشتیم ایشان از گذشته به فکر تشکیل یک گروه از هنرمندان جوان بودند و از آنجا که من به واسطه گروه خورشید با نوازنده های جوان کار کردم و هم اکنون هم در ارتباط مستقیم با آنها هستم استاد از من خواست که گروهی از بهترین نوازنده ها را انتخاب و تمرینات را آغاز کنیم؛ از همین رو اعضای گروه موسیقی "شهناز" که همه آنها تحصیلات موسیقی دارند از یک سال پیش انتخاب شدند و حدود 10 ماه به طور مستمر با یکدیگر تمرین کردند .

* کنسرت گروه "شهناز" نسبت به گروه "آوا" چه تفاوتهایی داشت ؟

- جوانگرایی و نوع سازبندی از جمله تفاوت های دو گروه موسیقی "شهناز" و "آوا" است به این معنا که تمام نوازنده های این گروه از فعال ترین نوازنده ها در گروههای مختلف هستند که آثار خوبی را ارائه کرده اند البته نظر استاد این بود که تعداد بیشتری از نوازنده ها در این گروه حضور داشته باشند تا تنوع سازی بیش از گذشته شود اما با مشورت هایی که با ایشان داشتم به این نتیجه رسیدیم که از کم شروع کنیم و بعد اگر امکان اضافه کردن سازهای دیگر بود تعداد نوازنده ها را بیشتر کنیم و بسیار خوشحالم که استاد شجریان پذیرفتند که نوازنده های جوان و آینده دار گروه "شهناز" را حمایت کنند چراکه عشق این نوازنده ها این بود که در کنار استاد ساز بزنند از همین رو با اشتیاق در جلسات تمرین حاضر می شدند و انصافا به درستی قدر این موقعیت را دانستند ضمن اینکه علاوه بر دانش موسیقی این گروه از نظر اخلاق و سلیقه موسیقایی به هم نزدیک بودند.

 
* یکی از انتقادهایی که به گروه موسیقی "آوا" گرفته می شد نوع سازبندی و ارکسترال نبودن آن بود که به نظرمی رسد این مشکل در اجرای گروه "شهناز" تا ا ندازه ای حل شده بود اینطور نیست؟

- به نظرمن اشکالی که به نوع سازبندی گروه "آوا" گرفته می شد درست و به جا بود و خود من اعتراف می کنم با اینکه نوازنده های خوب در گروه آوا ساز می زدند و هریک از آنها در حوزه کار خود صاحب نام هستند اما به عقیده من مجموع ترکیب گروه آوا صدای خوبی نداشت و اگر یک ساز دیگری مثل سنتور و یا نی به ترکیب سازها اضافه می شد آن وقت صدای موسیقی ایرانی می داد البته آن نوع موسیقی که گروه آوا اجرا کرد موسیقی خوبی بود ولی من خودم از یکنتواختی که در کل کار جریان داشت خسته می شدم به همین دلیل زمانی که در گروه می نشستم و ساز می زدم از برخی از قطعاتی که اجرا می شد ناراضی بودم و آن صدایی که دلم می خواست نمی شندیم به عنوان مثال چهارمضراب دلکش که از ساخته های خودم در گوشه دلکش و قرچه بود را به صورت ارکسترال با گروه شیدا در گذشته ضبط کرده بودم و زمانی که آن را با گروه آوا اجرا می کردیم مدام صدای اجرای شیدا در گوشم می پیچید چراکه آن اجرا مجموع کاملی از ترکیب سازهای ایرانی با رنگ آمیزی مناسب بود ولی با وجود اینکه همه دوستانم در گروه آوا با مهارت تمام این چهارمضراب را اجرا کردند به نظرم آمد که از رنگ آمیزی مناسبی برخوردار نبود و واقعا از این چهارمضراب خسته می شدم.   

اما گروه شهناز از رنگ آمیزی خوبی برخوردار بود و ترکیب سازهای متنوعی داشت به همین دلیل رنگ و بوی زیبایی به کل اجرا بخشیده بود و مطمئن هستم که اگر در آینده این ترکیب کامل تر شود فضای بهتری را به کل اجرا می بخشد؛ به نظرمن موسیقی ایران به دلیل نوع سازبندی که دارد در ترسیم یک فضای ارکسترال ضعیف عمل است و اگر این مشکل برطرف شود موسیقی ایرانی فضایی تصوری و توصیفی ملموس تری را برای مخاطب تداعی می کند در نتیجه با ترکیب متعدد سازهای ایرانی در نوع سازبندی یک گروه موسیقی به فضایی مطلوب و تاثیرگذارتری می توان دست یافت. 

*اما با این اوصاف بعضی از منتقدان معتقدند که گروه موسیقی"شهناز" ضعیف عمل کرد؛آیا این طور است؟

- اجرای نوازنده ها به هیچ عنوان ضعیف نبود چراکه اعضا به اندازه لازم و کافی تمرین کرده بودند و خیلی مسلط ظاهر شدند حتی استاد شجریان اجرا را تایید کرد منتها به دلیل داشتن سیستم صدابرداری نامطلوب مخاطب حاضر در سالن آن صدایی را که باید بشنود به هیچ وجه نمی شنید و کاملا می پذیرم که صدابرداری بد در تالار کشور ضعف برنامه بود و ضعف در اجرای نوازنده را نمی پذیرم.

*صدای نی و یا سه تار به معنای واقعی شنیده نمی شد؟! 

- اعضای گروه موسیقی "شهناز" نوازنده های تازه کار نیستند و سالها است که ساز می زنند و به مرحله ای رسیدند که در کار گروهی از این دست مشکلی نداشته باشند ولی مشکل صدا تمام زحمات گروه را زیر سئوال برد و حالا تصور کنید که خود گروه هم در شرایطی ساز می زدند که به درستی صدای سازهای یکدیگر را نمی شنیدند به عنوان مثال نوازنده های دست راست صدای ساز نوازنده های دست چپ را نمی شنیدند ضمن اینکه صدایی که در سالن پخش می شد در همه جای تالار یکسان نبود در یک جایی از سالن صدای کمانچه بالاتر از قسمت های دیگر شنیده می شد و صدای سازهای دیگر به گوش نمی رسید و نکته تاسف بارتر برخی از بلند گو ها در قسمت هایی از تالار قطع بود مجموع این دلایل باعث شد آنگونه که باید صدای گروه شنیده نشود درست مانند عکسهایی که با بهترین کیفیت گرفته می شود اما درلابراتوار به بدترین شکل ممکن به چاپ می رسد و ما هم دقیقا به این شرایط دچار شدیم.

*به نظرمی رسد تغییراتی در شیوه نگرش استاد در کارگروهی ایجاد شده و با انتخاب گروه جوان این تغییر بیش از گذشته به چشم می خورد اینطور نیست؟ 

- میل به تغییر همواره در استاد وجود داشته است ولی خوب شاید تا کنون به ا ین شکل دیده نشده به خوبی به یاد دارم که حدود 18 سال پیش که "در خیال" را ساخته بودم و هنوز آنگونه که باید شناخته نشده بودم و فکر کنم یک یا دو آلبوم از من منتشر شده بود استاد "درخیال" را به طور کامل شنید همان لحظه گفت که من این قطعه را می خوانم و خوب من هم به واسطه صدای استاد به اهالی فن و مردم علاقمند به موسیقی ایرانی شناخته شدم و یا زمانی که کیهان کلهردر جوانی "شب ،سکوت، کویر" را ساخت و هنوز هیچ کس او را نمی شناخت استاد حاضر شد کار او را بخواند بنابراین استاد همواره روحیه انجام کار گروهی و همچنین کشف استعدادهای جوان را داشته منتها این وجه از حضور استاد در عرصه موسیقی همواره ناشناخته باقی مانده است. 

*آیا فعالیت گروه موسیقی "شهناز" در آینده تداوم پیدا می کند؟

- بله حتما ادامه پیدا می کند و اولین حضور گروه "شهناز" اجرای مجدد این کنسرت بعد از ماه رمضان در تالار کشور و یا سالن بزرگ میلاد است و بنا داریم پس از این به هنرمندانی چون حسین علیزاده ، مشکاتیان و دیگر اساتید بزرگ موسیقی سفارش کار دهیم و در یک اجرا 5 کار از اساتید را اجرا کنیم .

* چرا اسم "شهناز" را برای گروه انتخاب کردید ؟

-استاد شجریان علاقه قلبی عجیب غریبی به استاد شهناز دارد و معتقد است بخش بزرگی از موسیقی را از ساز شهناز یاد گرفته است و علاوه بر این تک تک اعضای گروه هم به این استاد علاقه ویژه ای دارند و ردپای ایشان در موسیقی بسیار مهم و تاثیرگذار است واز سوی دیگر شهناز اسم یکی از گوشه ها در دستگاه شور است و دست آخراینکه درنظر داریم نام "شهناز"بزرگ مرد موسیقی به واسطه این گروه همیشه زنده بماند.    

* آقای درخشانی شما گروههای متعددی مانند گروه موسیقی "خورشید" ،"ماه" و "شهناز" حضور دارید،با این همه گروه می خواهید چه کنید؟   

- من عاشق انجام کار گروهی هستم ودر سنین کم همیشه کارهای خالقی و استادهای دیگر را زیاد گوش می دادم و همیشه آرزوی تشکیل یک گروه موسیقی را داشتم به همین دلیل در آلمان که بودم گروه " نوا" را با نوازندگان آماتور تشکیل دادم و چند سالی هم با هم کار کردیم و کنسرت های مختلف دادیم و زمانی که به ایران آمدم اولین کاری که کردم با هنرمندان جوان موسیقی که اغلب دانش آموخته موسیقی بودند گروه "خورشید" را تشکیل دادم و در ادامه گروه "ماه" را از دل "خورشید" بیرون کشیدم و کنسرت های مختلفی را برگزار کردیم؛ لزوم تشکیل گروه " شهناز" هم خواست آقای شجریان در راستای عملی کردن ایده های ایشان تشکیل شد.

* این دو گروه چه تفاوت هایی به لحاظ اجرای موسیقی با یکدیگر دارند؟

- گروه شهناز موسیقی گروه نوازی همراه با آواز را ارائه می دهد اما هدف من در گروه خورشید این است که گروه نوازی را به عنوان موسیقی بی کلام جا بیاندازم به این معنی یک نوعی موسیقی بی کلام سازی همراه با سئوال و جواب را جا بیاندازم در واقع دوست دارم این موسیقی ایرانی به تنهایی و بدون خواننده حرف خودش را بزند و گمان می کنم در این بخش گروه خورشید می تواند موفق عمل کند و اجرایی که از "سواران دشت امید" داشتیم یک کار بی کلام بود مبین این مطلب است و فکر می کنم اجراهای مجدد از آثار استادان موسیقی ایرانی می تواند در راس کار گروه خورشید قرار گیرد. 

* پارت ویژه ای به آثار استاد شجریان با تنظیم شما اختصاص داده شده بود نظرتان راجع به ساخته های استاد چیست؟ 

- روزی که رفتم کارهای استاد را برای اجرا تحویل بگیرم استاد چند کار دیگر هم در دست داشت که هنوز تکمیل نشده بود و  نظرخواهی می کرد که کدام یک برای اجرا مناسب تر است ؛ مجموع ملودی هایی که گوش می دادم بسیار جدید بود و من تا به حال نمونه ای از آن را نشنیده بودم و به همین دلیل قرار شد بخش عمده ای از بخش دوم از ساخته های خود استاد باشد و پیش درآمد را من بسازم اما بعد پیشنهاد کردم که خود استاد یک پیش درآمد هم بسازد و به این ترتیب بود که این بخش  به طور کامل به استاد اختصاص داده شد.  

درخصوص تصنیف ها و آثار استاد باید نکته ای را متذکر شوم و آن اینکه به نظرمن یک نوازنده و یا یک خواننده که بداهه نوازی و یا بداهه خوانی می کند در حقیقت در لحظه موسیقی می سازد به این معنی که اگر آقای شجریان بداهه می خواند در لحظه آهنگ می سازد بنابراین کسی که بداهه خوانی و یا بداهه نوازی می کند می تواند آهنگ هم بسازد در موسیقی ایرانی ملودی خوب  و جمله بندی ملود خیلی مهم است ببینید عارف قزوینی یک شاعر و یک خواننده بوده که موسیقی نمی دانسته و هیچ سازی را هم نمی زده اما بهترین تصنیف های موسیقی مال او است برای اینکه به پیچ و خم های آواز تسلط داشته  و می دانسته که چه نوع تصنیفی را باید بسازد استاد شجریان هم ملودی های فراوانی ساخته و به سنتور هم تسلط دارد و از آنجا که خواننده خوش سلیقه ای است درملودی سازی و تصنیف سازی هم خیلی خوش سلیقه است و در نهایت معتقدم استاد در تصنیف سازی مهارتی ویژه و منحصر به فرد دارد بر همین اساس تنظیم ساده ای را بنابر قابلیت های ساز در آن انتخاب کردم و در عین حال رنگ آمزی متنوع نیز مدنظرم بود .

*تنظیم مجدد "مرغ سحر" در این اجرا با شما بود و به نظرمی رسید حال و هوای همیشگی را نداشت.

* سالها پیش یک اجرای بسیار قدیمی با تنظیم جواد معرفی از قطعه "مرغ سحر" شنیده بودم که با ارکستر گلها اجرا کرده بود که ریتم ملایمی داشت و از آنجا که می دانستم مردم "مرغ سحر" را از استاد می خواهند پیشنهاد دادم با یک مقدمه ساده تنظیم شود و بعد یاد تنظیم آقای معروفی افتادم که در عین سادگی بی ارتباط با مرغ سحر نیست و مخاطب هم نمی داند که مقدمه "مرغ سحر" است به همین دلیل این تنظیم را انتخاب کردم.  

*به عنوان آخرین سئوال، یکی از نگرانی ها در این اجرا صدای استاد بود و بسیاری گمان می کردند که بعد از عمل ریه صدای آقای شجریان به حالت اول بر نگردد ارزیابی شما از صدای استاد حین اجرا چه بود؟  

- این مسئله نگرانی همه ما هم بود و مدام این ترس را داشتیم که صدای استاد دچار مشکل شود چون استاد بعد از عمل به توصیه دکتر یک مدت از خواندن منع شد تا اینکه سفر به آمریکا و کانادا پیش آمد و اینکه قرار بود استاد 12 شب آن هم به مدت سه ساعت روی صحنه بخواند همین مسئله نگرانی همه ما را برانگیخته بود اما به هرحال قبل از سفر یک روز که مشغول تمرین بودیم استاد تماس گرفت و گفت که می خواهد سر تمرین بیاید آن روز نخواند ولی زیر لب زمزمه می کرد آن روز رفت و بعد از سه جلسه بعد دوباره آمد و گفت که حالش بهتر است و بعد شروع به خواندن کرد البته معلوم بود که خیلی آماده نیست ولی بخش عمده ای از کار را خواند و دو شب بعد مجدد سر تمرین آمد و این بار مثل گذشته همه قطعات را با قدرت خواند و در سفر کانادا و آمریکا نیز مشکلی پیش نیامد وخوشبختانه صدای ایشان هیچ تغییری نکرده و مانند همیشه در اوج بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 19:7  توسط زوربا  |