|
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم
|
خیال و خیال و خیال
و خیال واهی آزارم می داد و رهایم نمی کرد
تا پیام استاد را دراینترنت دیدم
کمی دلم آرام شد ولی قلبم تنگ بود
هر لحظه به یاد لحظه با شکوهی که استاد را برای اولین بار بر روی صحنه دیدم می افتادم و اشک و بغض گلویم را می فشرد ........
ولی خدا را شکر هزاران بار که استاد از بیمارستان خارج شدند و قلب ما کمی آرام شد
یا رب امان ده تا باز بیند
چشم محبان روی حبیبان
آرزویم دوباره دیدن استاد بر روی صحنه است که از طرف میلیونها ایرانی از ظلم ظالم و جور صیاد ناله ها سر کند و از خدا و فلک و طبیعت بخواهد که شام تاریک ما سحر شود و ............
عکسی که در اینجا قرار می دهم مربوط است به آخرین دقایق زندگانی پر برکت حضرت استاد محمود حسابی است که در بیمارستان بصورت مخفی از ایشان گرفته شده است توضیحی نمی توان داد مگر اینکه در این لحظه پزشکان سرم و مسکن ها و حتی ماسک اکسیژن را از ایشان جدا نمودند.
و صد حیف که در مملکت ما ستارگان و نوادری چون استاد را فراموش کرده ایم ولی در سراسر دنیا در حدود ۷۰ کشور برای ایشان بزرگداشت می گیرند و صدا و سیمای ایران که برای بقال و چقال هم زندگی نامه تهیه می کند و به خورد مردم می دهد هیچ قدمی در ارتباط با ایشان بر نمی دارد.......

پ ن : لطفا به ظرف خالی غذا هم توجه فرمایید.
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است طلب از گمشدگان لب دریا می کرد