|
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم
|
حجت الاسلام راستگو:کف زدن و هورا کشيدن در برنامه کودک قابل پذيرش نيست
اعتماد-حجت الاسلام محمدحسن راستگو هورا کشيدن، کف زدن، اختلاط دختر و پسر و موسيقي برنامه هاي کودک را قابل پذيرش ندانست. به گزارش سايت خبري رسا رئيس مرکز تربيت مربي کودک و نوجوان دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم به طور مشخص برنامه تلويزيوني فيتيله جمعه تعطيله را که صبح هاي جمعه از شبکه دوم سيما پخش مي شود، مورد ارزيابي قرار داد و گفت؛اختلاط دختر و پسر از اشکالات برنامه فيتيله است. هر چند بچه هاي حاضر در اين برنامه کوچکند و از نظر شرعي، تکليفي ندارند و من هم انسان تنگ نظري نيستم که حجاب کامل را براي بچه هاي نابالغ واجب بدانم، ولي مساله اين است که دختربچه بايد بداند پوشش او با پسرها فرق دارد و مجاورتش با آنها کار درستي نيست، از اين رو مي توان با پوشاندن لباس هاي رنگي زيبا با پوشش مناسب به دختربچه ها، آنها را از کودکي با اين مفاهيم آشنا کرد و در برنامه هاي تلويزيوني هم مي توان آنها را از هم جدا، يا يک برنامه ويژه دختران و يک برنامه ويژه پسران توليد کرد. اين پژوهشگر کودک و نوجوان حضور خود را در برنامه فيتيله و عمو پورنگ منتفي دانست و خاطرنشان کرد؛ حضور يک شخصيت حقيقي و حقوقي با لباس روحانيت در چنين برنامه ها يي که همراه با تحرک وسيع و قوي هنرمندان آن است، هيچ تناسبي ندارد و تاثيرگذار هم نيست، هرچند مي توان به صورت کمکي و جنبي مثل تماس تلفني در اين برنامه حاضر شد.
رئيس مرکز تربيت مربي کودک و نوجوان مساله هورا و جيغ کشيدن و سوت و کف زدن را در برنامه هاي کودک قابل پذيرش ندانست و ادامه داد؛هرچند شايد بتوان از کف زدن با مسامحه گذشت، ولي در موارد ديگر بايد تجديد نظر شود، چرا که نادرستي آن مثل کراهت وجود مجسمه در مکان نمازگزار است، با اين توجيه که امروزه در ايران کسي از ديدن مجسمه به ياد بت نمي افتد، ولي بايد دانست که احکام اسلام تنها براي يک منطقه جغرافيايي مثل ايران نيست و همين الان در کشورهايي مانند هند بت پرستي رواج دارد. به هرحال سخن اين است که چرا ما با اين فرهنگ قوي ديني و ايراني، نوآوري نکنيم و لفظي را بر اساس فرهنگ و مذهب خودمان ابداع نکنيم و از الفاظي مانند هورا استفاده کنيم که هنگام روشن کردن آتش آن را بيان مي کردند. وي در ادامه اظهار داشت؛جيغ زدن مساله يي است که به نظر برخي روانشناسان انسان را از نظر رواني تخليه مي کند، ولي عادت دادن بچه ها به آن افزون بر اينکه در زندگي شهرنشيني کنوني حقوق ديگران را ضايع مي کند، متناسب با جايگاه يک برنامه تلويزيوني که بايد آموزنده و سازنده باشد، نيست. وي با بيان اينکه طرب انگيز نبودن، متناسب نبودن با مجالس لهو و لعب و افسادگر نبودن شعر از ويژگي هاي موسيقي حلال است، بيان داشت؛ مساله موسيقي از ديرباز در صدا و سيما مطرح بوده و درباره معيارهاي موسيقي مذهبي ديدگاه هاي فراواني مطرح شده است؛ اما آنچه اهميت دارد اين است که نظام اسلامي با موسيقي مخالف نيست و اگر کسي به طور مطلق مخالف آن باشد، اين مخالفت نظر شخصي اوست و نمي تواند براي نظام اسلامي دستورالعمل باشد. حجت الاسلام راستگو ادامه داد؛به هر حال سازندگان برنامه فيتيله بايد نسبت به انتخاب موسيقي ها دقت کافي داشته باشند و حين اجرا نيز حرکات خود را کنترل کنند، چرا که در برخي موارد ديده شده اين حرکات بر بچه ها به ويژه دختربچه هايي که در منزل اين برنامه را تماشا مي کردند، تاثيرگذار بوده و آنها را به حرکت واداشته است. وي با انتقاد از خواندن برخي اشعار به زبان هاي محلي در برنامه فيتيله گفت؛ از آنجا که زبان اصلي در ايران، فارسي است بايد اين اصل در همه برنامه ها اجرا يا ترجمه آنچه به زبان محلي خوانده مي شود نيز براي بچه ها بيان شود. وي نام فيتيله را به دليل عوامانه و غيرمتداول بودن آن براي اين برنامه متناسب ندانست و خاطرنشان کرد؛در انتخاب يک نام براي برنامه کودک بايد درک مفهوم آن از سوي بچه ها مورد توجه قرار گيرد
امام جمعه قم: متاسفانه راديو پيام روزي 6 ساعت موسيقي پخش مي كند؛

امام جمعه موقت قم گفت:صداو سيما بايد نسبت به برنامه هاي خود توجه داشته باشد و در روابط ميان زن و مردم در سريال ها تجديد نظر كند.
به گزارش سایت خبری ایران (www.IranNewsAgency.com)، آيت الله رضا استادي در خطبه هاي اين هفته نماز جمعه قم با اشاره به برنامه هاي راديو پيام گفت: متاسفانه ما شاهد اين هستيم كه راديو پيام روزانه 6 ساعت موسيقي پخش مي كند در صورتي كه رهبر معظم انقلاب مخالف ترويج موسيقي در كشور هستند.
وي ادامه داد: صداو سيما نيز بايد نسبت به برنامه هاي خود توجه داشته باشد و در روابط ميان زن و مردم در سريال ها تجديد نظر كند.
استادي با بيان اينكه صدا و سيما به جاي افزايش تعداد سريال ها و كميت آن ها به فكر كيفيت باشد گفت: بايد مسئولان به موضوع كيفيت فيلم، هدف از پخش آن و همچنين نوع ارتباط ميان زن و مردم توجه بيشتري داشته باشد.
امام جمعه موقت قم اضافه كرد: اگر ما به دنبال كيفيت نباشيم به جايي نخواهيم رسيد و دچار آسيب مي شويم.
وي با بيان اينكه مديران افتخار به كميت و آمار نكنند گفت: مديران جامعه به دنبال كيفيت موضوع كار باشند و در افزايش آن تلاش كنند.
آيت الله استادي به تحصيل دختران در دانشگاه ها اشاره كرد و گفت:هيچ كس در كشور مخالف تحصيل دانشجويان دختر نيست بلكه بايد به كيفيت تحصيل آن ها توجه كرد.
وي به موضوع حضور بانوان در ورزشگاه ها اشاره نمود و گفت: بايد اجراي اين طرح با دقت خاصي باشد و اگر به طرح دقيق نگاه نشود فساد انگيز خواهد بود.
امام جمعه موقت قم در بخش ديگري از سخنان خود به حضور آمريكا در كشورهاي خاورميانه اشاره كرد و گفت: تنها راه نجات اين كشورها خروج اشغالگران است.
وي گفت:آمريكا با حضور خود در عراق، لبنان، افغانستان، فلسطين و... بدبختي را به همراه آورد.
آيت الله استادي به دفاع ايران از كشورهاي مظلوم و تحت اشغال آمريكا اشاره كرد و اظهارداشت: تنها كشوري كه از مظلوم دفاع مي كند و مخالفت خود را آشكارا بيان مي نمايد ايران است.
وي در پايان به ميلاد حضرت زينب(س) اشاره كرد و روز پرستار را تبريك گفت.
شبكه اول سيما، اقدام به پخش سخنراني منتشرنشده يك ماه پيش رئيسجمهور در جمع طلاب و فضلاي حوزه در مشهد كرد.
به گزارش«تابناک»، رئيسجمهور در دو بخش، نخست به بيان برخي مشكلات و توطئه عليه دولت و سپس به موضوع مديريت جهاني پرداخت.
دكتر احمدينژاد در بخش نخست با انتقاد از عملکرد پنج سال آخر دولت پيشين اظهار داشت: پنج سال مسكن ساخته نشد تا نياز نسل جوان به مسكن انباشه شد و به اين دولت رسيد. وي همچنين آماري از تحويل هزاران پروژه ناتمام دولت هشتم به دولت نهم به دست داد و از کليد خوردن بيش از 90 هزار پروژه در دولت کنوني خبر داد.
وي با اشاره به جرياني که عليه دولت توطئه ميکند، گفت: رئيس کل اين جريان در جلسهاي گفته، هر کاري که اينها بخواهند بکنند، نفت و بانکها در اختيار ماست، زمين ميزنيم.
دکتر احمدينژاد در مبحث مبارزه با فساد و جريانهاي پشتيبان آنها افزود: يك نخ را كه ميكشي، پنجاه صدا درميآيد و هزاران دست از مجرم حمايت ميكنند و اجازه اجراي عدالت داده نميشود.
رئيسجمهور با بيان اينكه دشمنان عدالت هماكنون نيز به قوت صدر اسلام هستند، به بيان مطلبي شبيه روضه حمله سپاه عمر سعد به سيدالشهدا(ع) پرداخت و گفت: نيزهانداز نيزه ميزند، سنگانداز سنگ ميزند و تيرانداز به اين دولت تير ميزند.
وي گفت: «دولت در اصلاحات اساسي تنهاست ... اما خدا هست، رهبري هست و انشاءالله پيروزي هم هست» كه در اين مقطع، شماري از طلاب حاضر شعار دادند: «اي حامي عدالت، حمايتت ميكنيم».
وي در بخش دوم سخنانش با اشاره به مديريت جهان و نقش امام عصر (عج) گفت: حتي شياطين هم اين موضوع را دريافتهاند و در عراق هم فارغ از دلايل ظاهري براي حمله نظير برداشت نفت اين كشور، علت حمله آن بود كه آنها آگاه شدند قرار است يك دست الهي بيايد و در يک حرکت جهاني دست اينها را كوتاه كند.
وي با بيان اينكه ما هر جا ميرويم دست قدرتي را ميبينيم، اظهار داشت: چند وقت پيش، يكي از علماي انقلابي و ولايي من را ديد و گفت: ميگويند تو ادعا كردهاي كه با امام عصر(عج) ارتباط داري. گفتم: من كجا چنين ادعايي كردم؟
رئيسجمهور با تشريح برخي جزييات سفر خود به نيويورك و سخنراني در دانشگاه كلمبيا و سنگاندازيها براي منصرف شدن وي از سخنراني، همه اين موارد را تحت مديريت امام زمان(عج) توصيف كرد.
وي اظهار داشت: پيش از سخنراني يك نوار هشت دقيقهاي به تلفن دانشگاه وصل كرده بودند و دايم فحش عليه جمهوري اسلامي پخش ميكرد تا هر كس تماس ميگيرد، بشنود و رئيس دانشگاه هم 28 دقيقه بدترين فحشها را نثار ما كرد.كه مؤدبانه ترين آنها را در پايان سخنان خود اظهار كردو گفت:حالا به مزخرفات اين آقا گوش دهيد. اما پس از سخنراني، از دربان سازمان ملل تا ديگر مقامات همه به ما تبريك ميگفتند.
وي همچنين با اشاره به سفر خود به كشور فقير بوليوي گفت: جمعيت، شعاري به زبان سرخپوستي در حمايت از ما درست كرده بودند. اين مردم فقير به من گفتند: محكم باشيد، ما با شماييم. هر كس به امام دل بدهد، امام از زبان او حرف ميزند و مديريتش ميكند.
رئيسجمهور گفت: من به آن عالم گفتم، اشكال من اين است كه حرف شما علما روي منبر را باور كردهام.
انتقاد مريم بهجت تبريزي به سريال شهريار
فرزند شهريار تصريح كرد: در كل سريال «شهريار» بر مبناي واقعيت نيست و نه تنها همخواني با زندگي پدرم ندارد بلكه نوعي اهانت نسبت به ايشان، مادرم و خانواده ما است.
«مريم بهجت تبريزي» فرزند استاد شهريار در واكنش به سريال «شهريار» گفت: اعلام ميكنم كه آنچه به عنوان سريال شهريار از شبكه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلندآوازه ايراني، شهريار نداشته است.
«مريم بهجت تبريزي» فرزند استاد شهريار در واكنش به سريال «شهريار»(كمال تبريزي) به فارس گفت: سريالي كه با نام «شهريار» از شبكه دوم سيما در حال پخش است، متاسفانه داراي صحنهها و سكانسهايي غيرواقعي و توهين آميز به شخصيت استاد شهريار بوده كه نه تنها با واقعيتهاي حيات آن بزرگوار همخواني نداشته و ندارد، بلكه با تحريف و تغييراتي همراه بوده است كه نهايتا به مسخ شخصيت حقيقي و اجتماعي و ادبي پدرم -كه محبوبترين شاعر ايران در قرن حاضر است- منجر ميشود.
وي ادامه داد: متاسفانه با تماشاي اهانتهاي ناروا به مادرم و تصويري مبهم از يك معلم فرهنگي شريف، متوجه شدم كه سريال شهريار بدون كمترين تحقيق و پژوهش سرهمبندي و نگارش شده است.
فرزند محمدحسين بهجتتبريزي با اشاره به ذكر نام خانواده شهريار در تيتراژ اين سريال به فارس گفت: ميخواهم بگويم شما كه خانواده شهريار را در جريان اين سريال نگذاشتيد و اطلاعات مستندي هم از آنها نگرفتهايد، چگونه در تيتراژ انتهاي سريال از آنها تشكر ميكنيد؟! وقتي اين مطلب را بيننده سريال ميبيند، فكر ميكند كه حتما خانواده شهريار نيز با اين سريال همكاري داشته است.
وي افزود: اگر من را از اين جريان مطلع ميكردند،ابتدا درخواست ميكردم كه فيلمنامه را بخوانم.
بهجت تبريزي همچنين گفت: برطبق قانون حمايت از مؤلفان و منصفان، اين سريال بدون مجوز پخش شده است در حالي كه به موجب اين قانون تا 30 سال تمام حقوق مادي و معنوي به ورثه تعلق ميگيرد و براي هر گونه استفادهاي بايد از وراث اجازه گرفته شود ولي سازندگان اين سريال از ما هيچگونه اجازهاي نگرفتند.
وي ادامه داد: داستان، بيوگرافي و شخصيتي كه از پدر من در اين سريال نمايش داده ميشود به طور كلي متفاوت از واقعيت است و كسي كه اين فيلم را ساخته كوچكترين شناختي از شخصيت ادبي، مذهبي، ديني و عرفاني پدرم نداشته است.
بهجت تبريزي با اشاره به برخي شخصيتهاي اين سريال به فارس گفت: حتي شخصيتهايي در اين سريال وجود دارد مثل ابراهيم اديب يا گلرخ كه اصلا وجود خارجي نداشتهاند. كلا داستاني كه در مورد جواني، بعد از ازدواج و ميانسالي پدرم نشان ميدهند، مورد دخل و تصرف واقع شده است.
وي افزود: اولا به لحاظ زماني،تاريخها را رعايت نكردهاند و همه ساختگي بودند.به جرات ميگويم 80 تا 90 درصد اين پروژه ساختگي است و هيچكدام از اينها اتفاق نيفتاده است.
دختر استاد شهريار تصريح كرد: قسمت اخير سريال «شهريار» كاملا ساختگي بود چرا كه مادر من اصلا در بيمارستان فوت نكردهاند و اصلا مريض نبودهاند بلكه ايشان سكته مغزي كردند و از دنيا رفتند.
وي در ادامه با انتقاد از نمايش چهرهاي غير واقعي از مادرش در اين سريال افزود: مادرم، فردي باسواد بوده كه در سريال بيسواد معرفي ميشود. ايشان نوه عمه پدرم و خويشاوند نزديك مادرم بود ولي در اين سريال، يك فرد بيگانه معرفي ميشود كه پدرم را به طور اتفاقي در بانك ميبيند.
بهجتتبريزي گفت: مادر من عاشق شعرهاي پدرم بود چون بيست و چند سال از پدرم كوچكتر بود و به خاطر انگيزه ادبياش با پدرم ازدواج كرد.
وي در ادامه گفت: همانطور كه اشاره كردم برخلاف آنچه سريال نشان ميدهد مادر من اصلا مريض نبودند. يك روز كه ما را براي مدرسه آماده ميكردند، سكته مغزي كردند و دار فاني را وداع گفتند. ايشان اصلا بيمارستان نرفتند كه پدرم از ايشان پرستاري كند.
وي ادامه داد: برخلاف آنچه در «شهريار» ديديم، اين واقعيت ندارد كه مادرم، پدرم را «محمد جان» صدا ميكرده بلكه همه او را با نام شهريار صدا ميزدند و مادرم نيز به نام آقا شهريار صدايش ميكرد.
«بهجت تبريزي» با بيان اين نكته كه شهريار در 40 سال آخر زندگياش خانهنشين بوده، افزود: پدر من، 40 سال آخر زندگياش را از خانه بيرون نرفت. خودش يك شعري را دارد كه وصف احوال اين چهل سال است:
از من چه طالعي است كه با اين شتاب عمر/بازم بپرود لب بام آفتاب عمر من روي چرخ و پره هنوز و به پيچ و تاب/ جايي كه آب ريخته از آسياب عمر سائيده رشتهاي است كه تابيده بر گلو/ من تاب ميخورم به نخي از طناب عمر
چل سال آزگار به زندان روزگار /حبس ابد چگونه نهي در حساب عمر
وي افزود: در آن مدت اگر كسي به ملاقات استاد شهريار ميآمد، بعضي وقتها ميپذيرفت و بعضي مواقع به دليل كسرت جمعيت و اينكه حال عمومي خوبي نداشت، نميتوانست كسي را به حضور بپذيرد.
فرزند شهريار تصريح كرد: در كل سريال «شهريار» بر مبناي واقعيت نيست و نه تنها همخواني با زندگي پدرم ندارد بلكه نوعي اهانت نسبت به ايشان، مادرم و خانواده ما است.
بهجت تبريزي گفت:اين سريال بدون كوچكترين تحقيق و پژوهش سرهمبندي و نگارش شده است، لذا به عنوان يك رسالت تاريخي، نه به عنوان وارث پدرم كه جاي خود دارد، بلكه به عنوان يك واصل با استادي كه سالها با او زندگي گذراندهام، اعلام ميكنم كه آنچه به عنوان سريال شهريار از شبكه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلندآوازه ايراني، شهريار نداشته است.
وي افزود: به جرات ميتوانم بگويم حتي يكی از مطالب مهم كه در مورد پدرم بايد منعكس شود، در اين سريال ديده نميشود و اكثريت مطالب مهم زندگي پدرم مثل شبي كه از عشق مجازي به عشق حقيقي رسيد و مهمترين شب زندگي او محسوب ميشود، در اين فيلم آن چنان كه بايد به مردم نشان داده نشده است.
فرزند شهربار خاطرنشان كرد: پدرم وقتي از تبريز به تهران آمدند، 13 _ 14 ساله بودند و در سنين پايين به دارالفنون به مدت 7 سال درس طب خواندند، ايشان بين 20 تا 30 سال به عشق حقيقي رسيدند و متحول شدند، اتفاقي كه براي كمتر كسي ميافتد ولي در سريال «تبريزي» به هيچ يك از اين مسائل پرداخته نشده است.
وي در انتها گفت:پدرم فردي بسيار متدين و مذهبي بودند ولي اين مسئله نشان داده نشده است.ايشان حافظ قرآن بودند و آن قدر قرآن خوانده بودند كه زبان عربي را از اين طريق ياد گرفتند.
لحظه ديدار نزديك است .
باز من ديوانه ام، مستم .
باز مي لرزد، دلم، دستم .
باز گويي در جهان ديگري هستم .
هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ !
هاي ! نپريشي صفاي زلفکم را، دست!
وآبرويم را نريزي، دل !
- اي نخورده مست -

لحظه ديدار نزديك است
با حضور شجريان، لطفي، کامکارها و ذوالفنون روي صحنه
آغاز کنسرت هاي موسيقي سنتي
در حالي که از امروز تور کانادا و امريکاي محمدرضا شجريان به همراه گروه (آو) در شهر ونکوور کانادا آغاز مي شود، هوشنگ کامکار نيز اعلام کرد گروه کامکارها در مردادماه در حافظيه شيراز روي صحنه خواهد رفت.
محمدرضا لطفي نيز اين روزها درگير آخرين مراحل تمرين با گروه هاي سه گانه شيدا (بانوان، بازسازي و همنوازان) است که در روزهاي 26 تا 28 ارديبهشت ماه در تالار بزرگ کشور روي صحنه مي روند. از سوي ديگر جلال ذوالفنون نيز در روزهاي 19 و 20 ارديبهشت ماه در تالار وحدت روي صحنه خواهد رفت و به اين ترتيب به نظر مي رسد جريان کنسرت هاي موسيقي اصيل ايراني در سال 87 آغاز شده است. کنسرت هاي موسيقي در تابستان و پاييز سال گذشته جزء مهم ترين و پرمخاطب ترين فعاليت هاي فرهنگي کشور قرار گرفتند، به شکلي که گردش اقتصادي کنسرت هاي بزرگان موسيقي در سال گذشته بيش از دو ميليارد تومان تخمين زده شده است. به نظر مي آيد اين کنسرت ها قرار است در سال جاري در شکل وسيع تري ادامه پيدا کند. محمدرضا شجريان به همراه گروه (آو) تا 17 خرداد درگير تور کانادا و امريکا خواهد بود. به گزارش فارس برنامه گروه آوا در دو بخش اجرا خواهد شد. در بخش اول قطعاتي از ساخته هاي (سعيد فرج پوري) در دستگاه شور و افشاري و در بخش دوم نيز قطعاتي از ساخته هاي درخشاني در دستگاه ماهور روي اشعاري از سعدي، حافظ و مولانا اجرا خواهد شد، اما از سوي ديگر شنيده ها از حضور محمدرضا شجريان به همراه گروه آوا در مردادماه، در تالار بزرگ کشور حکايت دارند. اين در حالي است که حميدرضا متبسم سال گذشته خبر از برگزاري کنسرت گروه دستان به همراه همايون شجريان در سال جاري داده بود. اين خبر در سايت گروه دستان با تيتر (تابستان 87 تهران ميزبان همايون شجريان و دستان است) منعکس شده است. به نظر مي آيد شجريان ها در تابستان 87 در تهران روي صحنه خواهند رفت و اگر همايون شجريان به همراه گروه دستان روي صحنه برود اين اولين حضور مستقل او روي صحنه در ايران خواهد بود. کامکارها نيز هفته اول مردادماه عازم استراليا خواهند شد. سپس در هفته آخر مردادماه (23 و 24) برنامه يي را در دو بخش فارسي و کردي در حافظيه شيراز برگزار خواهند کرد. همچنين به گزارش مهر به نقل از هوشنگ کامکار اين گروه در نظر دارد در چند ماه آينده برخي از آثار سمفونيک گروه کامکار مانند (شوخي با بهاران) و (هورامان) را با ارکستر سمفونيک لندن اجرا کند. (جلال ذوالفنون) نيز قرار است قطعاتي را در دستگاه نوا، اصفهان و بيات ترک با خوانندگي مرتضي فلاحتي در کنسرت خود اجرا کند. اما فروش بليت هاي کنسرت محمدرضا لطفي از چند روز گذشته آغاز شده است. خود او نيز اين روزها در موسسه شيدا مشغول تمرين با اين گروه جوان شده است.
لطفي برخلاف افکار عمومي علاقه يي به اجراي قطعات خاطره انگيز و قديمي گروه شيدا و کانون چاووش ندارد و تمامي قطعاتي که در اين کنسرت اجرا خواهد شد از ساخته هاي شنيده نشده لطفي خواهد بود. خود او اعتقاد دارد اين قطعه ها اين قابليت را دارند که در آينده به قطعات خاطره انگيزي تبديل شوند. اما برنامه کنسرت ها در حوزه موسيقي سنتي به همين جا ختم نخواهد شد. محمدرضا لطفي خبر داده است که بعد از کنسرت ارديبهشت ماه خود به دنبال برگزاري کنسرتي به همراه بزرگان موسيقي و دوستان قديمي خود است. او چندي پيش به فارس گفت؛ (برنامه بعدي من که شايد در پاييز امسال باشد، دعوت از دوستان قديمي و بزرگان موسيقي براي همکاري مشترک خواهد بود، مگر مي شود هنرمند آوازي مثل شجريان و نوازندگاني مثل عليزاده و مشکاتيان و هنرمند تارنوازي مثل من باشد و ما بگوييم آماده نيستيم و نمي توانيم.) از سوي ديگر پرويز مشکاتيان نيز چندي پيش اعلام کرد به دنبال تنظيم برنامه هاي يک کنسرت مشترک با محمدرضا شجريان است اما به طور حتم کنسرت هاي سال جاري در حوزه موسيقي اصيل ايراني به همين جا ختم نخواهد شد.
شنيده مي شود حسين عليزاده نيز در زمستان سال جاري و قبل از شروع ماه محرم روي صحنه خواهد رفت. شنيده ها حاکي از حضور او به همراه دو هنرمند ديگر در تالار بزرگ کشور دارد.
هر كس به تماشايي رفتند به صحرايي
ما را كه تو منظوري خاطر نرود جايي
يا چشم نمي بيند يا راه نمي داند
هر كو به وجود خود دارد ز تو پروايي
ديوانه عشقت را جايي نظر افتادست
كا نجا نتواند رفت انديشه دانايي
اميد تو بيرون برد از دل همه اميدي
سوداي تو خالي كرد از سر همه سودايي
زيبا ننمايد سرو اندر نظر عقلش
انكس نظري باشد با قامت زيبايي
گويند رفيقانم در عشق چه سر داري
گويم كه سري دارم در باخته در پايي
ز نهار نمي خواهم كز كشتن امانم ده
تا سيرترت بينم يك لحظه مدارايي
من دست نخواهم برد الا به سر زلفت
گر دسترسي باشد يكروز به يغمايي
گويند تمنايي از دوست بكن سعدي
جز دوست نخواهم كرد از دوست تمنايي
آمریکا دروغ می گوید
و جمهوری اسلامی هم!

بقلم: محمدرضا رائري
همه دروغ می گویند هم آمریکا و هم جمهوری اسلامی اما این کجا و آن کجا؟
آمریکا به اقتضای تجربه و تخصص رسانه ای و البته سر سوزنی عقل و شعور انسانی با سرعت و دقت و صداقت در خبرهای بی اهمیت و پیش پا افتاده مشروعیت برای منابع خبری خود ایجاد می کند و جمهوری اسلامی به خاطر حماقت ونادانی یک مسئول دست هفتم مدیریت فلان سازمان بهمان گاهی در کوچکترین مسائل هم با مردم روراست نیست و لذا مردم معمولا به رادیوی خارجی بقال محل و حرف های خاله زنکی خانم همسایه بیشتر اعتماد می کنند تا به خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی و خطبه نماز جمعه و ... چرا که درهمه اش ملاحظاتی بی دلیل و بی اساس به خیال حفظ نظام می بینند گویی نظام با خبر دستگیری یک فرمانده نیروی انتظامی از هم می پاشد!
هم آمریکا دروغ می گوید هم جمهوری اسلامی با یک تفاوت : آمریکا کوپن دروغگویی خود را برای چیزهای بزرگ هزینه می کند و جمهوری اسلامی اعتبارخبری خود را برای چیزهای کوچک ضایع می سازد .
آمریکا می گوید می خواهم دموکراسی منتشر کنم ودروغ می گوید اما چون در چیزهای کوچک همیشه راست گفته مردمش دروغ بزرگ را باور می کنند و او به ادعای سلاح کشتار جمعی جنگ ویرانگر عراق را آغاز می کند. آمریکا می گوید القاعده تهدیدی برای امنیت بین المللی است در حالی که اصل القاعده را خودش درست کرده اما چون در چیزهای کوچک راست گفته مردمش دروغ بزرگ را باور می کنند و او به افغانستان حمله می کند و ....
جمهوری اسلامی می گوید برای ایران عزت و استقلال حاصل کرده ام و از یوغ بردگی بیگانه نجاتتان داده ام و راست می گوید اما چون در چیز های کوچک و بی ارزش با مردم صادق نبوده برای قانع کردن مردم باید زور بزند .
جمهوری اسلامی می گوید انرژی هسته ای نیاز مسلم و حق طبیعی و سبب عزت ماست و راست می گوید اما چون در چیزهای کوچک دروغ گفته بعضی از مردم به سختی درستی این ادعا را می پذیرند
همه دروغ می گویند اما با این تفاوت :
در آمریکا اگر یک سناتور دزدی کند اگر یک کشیش به کودکان تجاوز نماید اگر حتی رئیس جمهور با کارمند ش بخوابد و... اعتبار و مشروعیت کل نظام شان را برای نجات یک سناتور هزینه نمی کنند واز جیب آبروو حیثیت کیان آمریکا به ماله کشی و رفع و رجوع خطای او نمی پردازند
اما در ایران اگر یک عضو شورای نگهبان یا یک نماینده مجلس خبرگان یا حتی یک فرمانده جزء نیروی انتظامی خطایی کند همه حیثیت کشور و اعتبار نظام و آبروی رهبر وبدتر و بالاتر از همه اعتقادات دینی مردم برای نجات احتمالی سردار فلان و حجت الاسلام بهمان هزینه می شود!
همه مردم در کوچه و بازار و اس ام اس موبایل و توی مترو و تاکسی از افتضاح فلان فرمانده نیروی انتظامی حرف می زنند و ... و آن وقت منابع رسمی نظام جمهوری اسلامی یک روز تکذیب می کنند و یک روز می گویند در دست بررسی است و گاهی هم اصلا به روی خودشان نمی آورند و ... انگار نه انگار که مردم همه کاره اند و به اعتبار اجازه آنان شما چند روزی مسئولیت دارید و بدتر اینکه گاهی این برخوردهای خبری چنان توهین آمیز می شود که انگار مردم ایران مشتی حیوانند و هیچ نمی فهمند و...
حالا ای کاش قضیه فقط نادانی صدا و سیما و نهادهای رسمی خبری در حوزه سیاست بود ... بدبختی این است که از روضه امام حسین تا عید غدیر و آیات قرآن همه را با هم می آمیزند وبا باور رنگ باخته بخشی از نسل جوان بازی می کنند و حتی در عرصه سیاست تنها برگ هنوز اندکی باقیمانده یعنی ولایت فقیه و رهبری فهیم و تنها را برای پوشاندن بی عرضگی و ناتوانی خود هزینه می کنند و ...
در ماجرایی مانند انفجار شیراز این موضوع دوباره به چشم آمد: مردم بعد از ساعت ها سکوت از حادثه تصادفی بودن انفجار یک کپسول گاز تا توطئه بیگانگان و از آسیب های جزئی تا کشته و زخمی شدن صدها نفر را شنیدند! چه چیز را باور کنند؟ یکی نیست بگوید برادران بزرگوار وقتی تمام اهتمام نیروهای انتظامی و امنی شد دستگیری چند جوان در یک زیرزمین و بعد اعلام افتخار آمیز خبر ضبط آلات موسیقی آنها و ... وقتی تمام مشکل آقایان شد اندازه روسری خانم ها معلوم است نخ از دست در می رود و ...
آیتالله علمالهدی گفت: «کجای قیام مردمی و فجر انقلاب در سال 1357 با مطرب و تار و تنبور و جریان هنر رابطه داشت که شما جشنوارههای هنری را هر ساله آن تکرار میکنید»؟

امام جمعه مشهد در دهمین همایش سراسری مسوولان شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستادهای تابعه سراسر کشور با بیان این که در طول 30 سال از عمر انقلاب اسلامی، بلاغ مبین انجام نشده است، گفت: «بلاغ مبین این است که موضوع بلاغ، مورد لمس و احساس طرف مقابل قرار گیرد. امروز 30 سال از انقلاب میگذرد ولی هنوز نتوانستیم
به وسیله بلاغ مبین، انقلاب را حتی به جوانهای خود معرفی کنیم».
به گزارش ایسنا، حجتالاسلام والمسلمین سید احمد علمالهدی، با اشاره به این که جامعه بشری اکنون خداناباوری، شرک و کفر گذشته را ندارد، یادآور شد: «قبل از معرفی انقلاب به خارج باید انقلاب را به نسل جامعه خود معرفی کنیم».
وی با طرح این سوال که با وجود 30 سال از گذشت انقلاب چقدر توانستهایم انقلاب را به نسل خود بشناسیم، خاطرنشان کرد: «بخش عمدهای از نسل جوان شامل سنین 15 تا 37 سال پیروزی انقلاب را درک نکردهاند. البته انقلاب با تمام جزئیات قابل درک نبود و هرکس مطابق با درک خود چیزی از انقلاب برداشت کردهاست و برداشتهای انقلاب در همان ظرفی است که این جوانان 37 ساله در آن چشم باز کردهاند».
وی اظهار کرد: «در عمر 30 ساله انقلاب تحولات فوقالعاده عظیم رخ دادهاست، این جوانان ماهیت واقعی انقلاب را درک نکردهاند و هر کدام برداشت خاصی را در قالب نظامهایی که به عرصه انقلاب آمدهاند، دریافت کردهاند».
عضو مجلس خبرگان رهبری
با اظهار این که در مساله شناساندن انقلاب مشکل ابتدایی در داخل جامعه است و حجم تبلیغات در این 30 سال عمر انقلاب فوقالعاده زیاد بودهاست، به طوری که بعد از بعثت پیامبر(ص) تاکنون به این اندازه از اسلام تبلیغ نشدهاست، تصریح کرد: «ولی متاسفانه در خصوص تبیین کامل ماهیت انقلاب نتوانستیم کار مثمر ثمری انجام دهیم و به بلاغ مبین نرسیدیم».
حجتالاسلام علمالهدی در ادامه عنوان کرد: «راه اجرای بلاغ مبین در نگاه اول جذب است. در مقام جذب باید به سراغ جوانان برویم، البته در خصوص جذب جوانان دارای مشکل هستیم».
وی با اشاره به این که مشکل جذب جوانان مربوط به افکار متحجرانه یا افکار بسته و غیرمنعطف نمیشود، اظهار نظر کرد: «در خصوص مسوولان انقلاب، اصلا تحجر وجود ندارد و با این مساله
بسیار فاصله داریم؛ تحجر اصلا گرایش به انقلاب ندارد».
امام جمعه مشهد در ادامه گفت: «تحجر در جریان سکولاری است که در جامعه وجود دارد، زیرا از انقلاب دور هستند به عبارت دیگر انقلاب و کسانی که به آن وابسته هستند، متحجر نیستند».
وی با اشاره به این که این درست نیست که کسانی را که از حدود الهی و احیای معارف دینی حرف میزنند، بر اساس سوژه عملیات روانی متهم به تحجر کنیم، افزود: «این حرکتی ظالمانه، ناجوانمردانه و غیر دینی است».
حجتالاسلام علمالهدی ادامه داد: «عنوان میشود مشکل جذب جوانان اندیشه تحجرانه است، اما این درست نیست. برخورد خشن وجود ندارد و دستگاههای نظام و حرکتهای تبلیغاتی و آموزشی، همه
از مهربانی و مهرورزی و عطوفت دم میزنند، حرکت خشن و برخورد تحکمآمیز و زورگویی در کار نیست؛ مشکل جذب در این مساله نیست».
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به این که چه لزومی دارد در دستگاههای تبلیغی این قدر توسعه موسیقی و جریانی تحت عنوان هنر تبلیغ شود؟ ادامه داد: «در عرصه جذب آیا هنر کارآمدتر است یا عقل و منطق و علم؟ بعد هم کدام هنر؟ هنر چی؟ از یک جلسه عادی تا یک برنامه گسترده صدا و سیما در عرصه سینما یا نمایش تکیه بر موسیقی است. تا حرف میزنیم، میگویند که میخواهیم جوان را جذب کنیم. مگر جوان را باید با تار و تنبور جذب کنیم»؟
حجتالاسلام علمالهدی ابراز عقیده کرد: «شورای هماهنگی تبلیغات شاهکار برجستهاش در سال، برگزاری مراسم دهه فجر است. کجای قیام مردمی و فجر انقلاب در سال 1357 با مطرب و تار و تنبور و جریان هنر رابطه داشت که شما جشنواره هنر، جشنواره موسیقی، جشنواره فیلم را به عنوان برنامه دهه فجر جزء برنامه لاینفک و غیرقابل تجدیدنظر عنوان و هر ساله آن تکرار میکنید؟ و هر سال از سال قبل نکبتتر، فجیعتر و با گناه و معصیت خدا همراه است».
امام جمعه مشهد خاطرنشان کرد: «این چه فجری بود؟ مردم روز 17 شهریور در میدان ژاله (شهداء) زیر باران آتش تار میزدند؟ دایره میزدند؟ مطربان و لوتیان پیشاپیش جمعیت بودند؟ والله علما علمدار بودند، "الله اکبر" و "لااله الا الله" میگفتند، این مساله از روز اول به عنوان ضد ارزش در انقلاب بودهاست؛
همین را وسیلهای کردهاید برای جذب جوان به انقلابی که اساس حرکتش بر ضد این ارزش بودهاست».
وی گفت: «ما در انقلاب با چه کسانی جنگیدیم و مقابله کردیم؟ جز با یک مشت شهوتران، عیاش، خوشگذران، دزد، دغل، کابارهنشین، عرقخور و رقاص و نوازندگان و خوانندگان که عرصه این چپاول را فراهم کردهبودند و خدا ما را پیروز کرد؛ حالا دقیقا انقلاب را به جوان با همان ابزاری که برای آن جنگیدیم، معرفی میکنیم».
امام جمعه مشهد یادآور شد: «کارنامه فعالیت دهه فجر از سال اول انقلاب را ارزیابی کنید. این جشنوارههای فیلم و موسیقی و حرکتهای این چنینی در دهه فجر چقدر جوان ما را با انقلاب آشنا کرد و چقدر مردم را با انقلاب آشتی داد و چقدر انسانها جذب انقلاب شدند؟ این درست نیست که 30 سال کاری را تکراری کنیم، لذا تا به امروز انقلاب را در بعد انفجار دینی و اسلامی به نسل خود نشناساندیم، چون در مساله جذب مشکل داشتیم».
وی با بیان این که ابزار جذب ما عوضی بود، ادامه داد: «باید بررسی کنیم مجموعه حرکتهایی که به عنوان جذب جوان از قبل فضای باز سیاسی لجنی که 8 سال درست شد تا قبل از فضای باز جهنمی که بسته شد، این ابزار جذب جوان چقدر جوان را به انقلاب جذب و چقدر جوان را به ماهیت انقلاب نزدیک کردهاست؟ از اکنون برنامهای طراحی کنید که ماهیت دینی، شرعی، اسلامی و پیغمبری(ص) و امیرالمومنینی (ع) و زهرایی (س) انقلاب را به جوانان بشناسانیم.
موافقت احمدینژاد با پیشنهاد فرهنگی امام جمعه مشهد
آیت الله علمالهدی: به هیچ وجه نگفتهام که نباید برنامه های فرهنگی در مشهد اجرا شود

آیتالله علمالهدی گفت: « بنده، پیشنهاد خود را در جلسه هیأت دولت در مشهد مطرح کردم و آقای رئیس جمهور گفتند من حرفی ندارم».
امام جمعه مشهد مقدس با انتقاد از تحریف سخنان خود در برخی رسانه ها گفت: «بنده به هیچ عنوان صحبت از عدم اجرا یا جلوگیری از اجرای برنامه های فرهنگی در مشهد مقدس و حومه آن نکردهام».
آیت الله علم الهدی در گفت و گو با یک سایت خبری نزدیک به دولت نهم، با رد سخنان نسبت داده شده به وی و با بیان اینکه به هیچ وجه نگفتهاست که نباید برنامه های فرهنگی در این شهر اجرا شود، تصریح کرد: «من پیشنهادی
ارائه دادم مبنی بر اینکه در مشهد و حومه آن، محصولات و برنامه های فرهنگی و هنری که دارای مجوز وزارت ارشاد است، اعم از کالاهای فرهنگی مانند کتاب و نوار و برنامه های فرهنگی مانند فیلم، تئاتر و کنسرت، پس از تصویب شورای فرهنگ عمومی استان، ارائه و اجرا شوند».
عضو مجلس خبرگان رهبری درخصوص دلیل ارائه این پیشنهاد افزود: «شورای فرهنگ عمومی میتواند بررسی کند که برنامههایی که شایسته این محیط است اجرا واگر شایسته نیست، اجرا نشود. تمام خواسته ما این بود و به هیچ وجه صحبت از عدم اجرا یا جلوگیری از اجرا نبود».
وی همچنین گفت: «بنده با استناد به روایت پیامبر اکرم(ص) که فرمودند "بین الجملین روضة من ریاض الجنة" که دلالت بر این نکته دارد که مشهد و حومه آن هم جزء حرم مطهر امام رضا(ع) است، پیشنهاد خود را در جلسه هیأت دولت در مشهد مطرح کردم و آقای رئیس جمهور گفتند من حرفی ندارم. این موضوع چون در حوزه اختیارات وزارت ارشاد بود، به وزیر ارشاد دستور دادند تا در قالب نامهای این مطلب را به استاندار که رئیس شورای فرهنگ عمومی استان است، ابلاغ کند».
امام جمعه مشهد با اشاره به اینکه این تصمیم، مصوبه دولت نبود، ادامه داد: «در خطبه های نماز جمعه هم بعد از تشکر از دولت به خاطر سفر استانی به مشهد، پیشنهاد خود را با تصمیمی که درباره آن گرفته شدهبود، بیان کردم و چیزی درباره اینکه این تصمیم مصوبه دولت است، نگفتم.

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست
بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت:
امروز همه ملک زمین زیر پر ماست
بـر اوج فلک چون بپرم از نظـر تــیز
میبینم اگر ذرهای اندر ته دریاست
گر بر سر خـاشاک یکی پشه بجنبد
جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست
بسیار منی کـرد و ز تقدیر نترسید
بنگر که ازین چرخ جفا پیشه چه برخاست
ناگـه ز کـمینگاه یکی سـخت کمانی
تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست
بـر بـال عـقاب آمـد آن تیر جـگر سوز
وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست
بر خـاک بیفتاد و بغلـتید چو ماهی
وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست
گفتا عجبست اینکه ز چوبست و ز آهن
این تیزی و تندی و پریدنش کجا خاست
چون نیک نگهکرد ، پر خویش بر او دید
گفتا: ز که نالیم که از ماست که بر ماست
(ناصرخسرو قبادياني)

العاقل بالاشاره
نمی دانم کاست جدید استاد شهرام ناظری را شنیده اید یا خیر؟

کاست بسیار بی نظیری است که در برخی از لحظات آن انسان می تواند فرشتگان را در حال رقص ببیند که ظاهرا جز ۵ کاست اول دنیا در سال گذشته میلادی از دید یک مجله امریکایی انتخاب شده است.
من به شخصه از شنیدن این اثر لذت بردم اما باید مواردی را ذکر کنم.
۱- به اعتقاد من و به توقع من که یک شنونده و علاقمند موسیقی اصیل هستم و تمامی آثار استاد ناظری را با اشتیاق فراوان شنیده ام و با هر کدام از آنان خاطرات بی نظیر و غیر قابل تکراری را پشت سر گذاشته ام یک اثر از استاد ناظری بایستی خیلی جامع تر و پرمحتواتر از اجرای تصانیفی که قبلا تکرار شده است و یک آواز تکراری و چند آواز دیگر باشد.
ما از استاد توقع داریم آثاری ارائه کنند که تاثیر گذار و تغییر دهنده مسیر موسیقی اصیل همانند آتش در نیستان و گل صد برگ و ....... باشد.
و البته اجرایی که استاد با ارکستر لوریس چکناواریان داشتند بسیار بی نظیر بود و فکر نمی کنم این اجرا از اجرای قبلی موفق تر و کامل تر بوده باشد.

۲- در مورد حافظ ناظری فرزند استاد :
بنده فکر می کنم استاد خیلی بیش از اندازه در فکر پیشرفت و موفقیت فرزند خویش می باشند که این امر البته بسیار طبیعی است و حافظ ناظری هم دارای توانایی های بسیار بالایی می باشد اما این امر نباید به غلو و زیاده گویی انجامد.
بی شک حافظ ناظری در آینده جز بهترین های موسیقی ایرانی خواهد شد اما شاید استاد با به گوشه کشاندن خود و در ویترین گذاشتن بیش از اندازه فرزند خود این مسئله را به تعویق بیندازند و خدای ناکرده باعث غرور بیش از حد فرزند خود و گمراهی او شوند برای این گفته دلایلی نیز دارم.
علاقمندان به استاد ناظری با او عمر خود را گذرانده اند و در اعماق قلبشان صدای استاد نقش بسته است یعنی همه به دنبال شخص شهرام ناظری هستند و اگر به سی دی این اثر توجه کرده باشید می بینید دو نوشته نسبتا بلند هست که در پایین آن امضا حافظ ناظری است در حالی که در ایجاد این اثر بزرگانی چون استاد ناظری و محمد فیروزی شرکت دارند.
آیا اینان سخنی برای گفتن نداشتند؟
و در این نوشته ها جملاتی را می خوانیم که سراسر غرور است (این عقیده شخصی من است و اگر اشتباه است معذرت می خواهم) در حالی که حتی استاد پس از دریافت نشان شوالیه کلمه ای حاکی از غرور بر زبان نیاوردند و خود را مدیون گذشتگان موسیقی دانستند و فرزندشان آنان را نقد کرده و خود را بالاتر از آنان دانسته است و از بزرگان سه تار نواز حتی نامی از استادان ذوالفنون یا علیزاده یا لطفی نیاورده اند؟

۳- در اجرای مقدمه و تصنیف شیدا شدم نام آهنگ ساز حافظ ناظری عنوان شده است و همه دوستان به خاطر دارند که سال ها قبل این اثر با همین آهنگ و شکل و شمایل توسط استاد چکناواریان و ناظری اجرا شد و حتی نوشته شده بود که من با این که شاعر نیستم قسمتی از شعر مولانا را کامل کردم؟؟؟؟

و در نهایت می خواهم بگویم استاد عزیز اگر کسی در زمینه موسیقی استعداد داشته و با پشت کار تلاش کند موفق خواهد شد و حافظ همین که نام شما را یدک می کشد بزرگ ترین افتخار و پشتیبانی را دارد پس نگذارید موسیقی ما در آینده از وجود او خالی شود.
و توصیه ای به حافظ عزیز
افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
پ.ن : بتده در این نوشته قصد اهانت و جسارت به هیچ کس را نداشتم و فقط نقد خود را نسبت به کسانی که دوستشان دارم بیان نمودم.