|
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم
|
سرانجام تور کانادا و آمریکای گروه آوا با حضور محمدرضا شجریان استاد آواز ایرانی در شهر تورتنو برگزار شد. در این گروه مجید درخشانی (تار)، محمد فیروزی (بربط) حسین بهروزینیا (عود)، سعید فرجپوری(کمانچه)،حسن رضایی نیا(دف،دایره) وهمایون شجریان(تنبک و آواز) شجریان را همراهی میکردند.
آقای شجریان در ابتدا از گروه آوا و برنامههای آن در ایران، اروپا، کانادا، و آمریکا بگویید و اینکه این گروه چه تفاوتی با گروهی دیگری که مرکب از شما و آقایان علیزاده و کلهر بود دارد؟
گروه آوا فرق چندانی به لحاظ اجرایی با آن گروه سابق نمیکند. تنها به دلیل آنکه کارها یکنواخت نشود، تنوع داشته باشه و سلیقههای مختلف در موسیقی مطرح شود هر از چند سالی ما خودمان همدیگر را عوض میکنیم. یعنی با گروههای دیگر یا خوانندهها و نوازندههای دیگر کار را دنبال میکنیم که سلیقههای جدید در موسیقی مطرح شود. این امکان هست که بعد از چند سال دیگر دوباره با هم جمع شویم و کار بکنیم.
این تور سال گذشته از اروپا شروع شد و بعد به ایران رفتیم و سپس کانادا و آمریکا آمدیم. خوشحالیم که شنوندگان این برنامه راضی و خوشحال بودهاند. سعی ما بر این بوده است که علیرغم مشکلاتم موجود، بهترین اجراها را داشته باشیم که مردم راضی باشند و ما هم خوشحال از رضایت مردم.
اعضای این گروه را میشناسید و قطعات آوازی بیشتر از ساختههای خودم است و چندتا هم از آقایان درخشانی و فرجپوری است. یکی از آنها در قدیم اجرا شده است ولی بقیه تازه است و برای نخستین بار اجرا میشود. این قطعات بر روی اشعار حافظ، سعدی و مولاناست.
با توجه به تجربهی شما، اجرای این گروه چه تفاوتی با اجرای گروههای دیگری دارد که شما در سالهای گذشته به همراه آنها برنامههای خود را اجرا میکردید؟
ما هر بار که به صحنه میآییم، آهنگهایمان با دفعات قبل متفاوت است. یک وقتی است که آقای حسین علیزاده آهنگ میسازد، موقعی آقای پرویز مشکاتیان یا آقای سعید فرجپوری یا مجید درخشانی یا خود من. به هر حال، این آهنگها با هم به طور طبیعی از نظر نوع حس آن فرق دارند ولی از نظر نوع موسیقی، تفاوت چندانی ندارد. همه بر اساس موسیقی «نژاده» ایرانی و سازهای آن است که هر باری بر اساس حال و هوای خودمان یا جامعهامان یک آهنگی ساخته و اجرا میشود.
اشاره کردید به ساخت قطعات جدیدی که به تازگی ساختهاید. آیا میتوان گفت که این قطعات حال و هوای دورنی شما و یا بازتابدهنده تحولات اجتماعی در این سالهای اخیر بوده است؟

در این برنامه بیشتر از ساختههای قدیمی استفاده شد، ساختههای که تکمیل نبودند ولی در این برنامه به صورت تکمیل شده اجرا شدند. چراکه، من خود کاری را میسازم ولی برای مدتی آن را رها میکنم و ممکن چند سال دیگر مراجعه کنم و میبینم که الان قابل اجراست و تنظیم و جفت وجورش میکنم، ممکن است که نت آن را بنویسیم و یک نوازنده هم آن را برای اجرای گروه تنظیم کند. برخی از قطعات این اجراها یکی دوتاش در همین یکی دوسال اخیر ساخته شده و بقیه هم شاید مربوط به ده پانزده سال قبل باشند.
آیا پس شنیدن آنها شنونده میتواند تشخیص دهد که کدام جدیدتر است و بازتاب دهندهی حس و حال سالهای اخیر شماست؟
برای مثال شاید همین آهنگ «در فراق» که بر روی یکی از غزلیات سعدی است این نکته را تداعی کند:
بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی / به کجا روم ز دستت که نمیدهی مجالی
نه ره گریز دارم نه طریق آشنایی / چه غم او فتادهای را که تواند احتیالی
این آهنگ را در همین یکی دوساله اخیر ساختهام که میتواند تا حدودی حس و حالم را نشان دهد.
به نظر میرسد شما در ابتدا شعری را مییابید و بعد بر اساس آن آهنگی را میسازید. آیا این موضوع درست است؟
بله، شعر و محتویات آن در کار و نگاه من از درجهی اول اهمیت برخوردارست. یعنی میبینیم که شعر میخواهد چه بگوید، و یا در چه زمانی ما داریم این شعر را ارایه میکنیم. البته شعر برای آواز برای خود جنبههای خاصی دارد و شعر برای تصنیف ویژگیهای دیگری را داراست که باید در موقع اجرای کار به تمام این نکات توجه کرد تا کار خوب از کار درآید.
بیشترین هدف من آن است که مردم شعر را بهتر درک کنند. حتی در تصنیفهایی که من میسازم و اجرا میکنم سعی بر آنست تا تمام مفاهیم شعری به روشنی گویا باشد و لمس شود. و گاهی حتی من مجبور هستم تا ملودی آهنگی را که در سرم هست تغییر دهم تا مفهوم شعر را بهتر ارایه دهم. ولی بقیه کمتر این کار را انجام میدهند یعنی شعر را فدای آهنگ میکنند.
پس شما در موسیقی به اصالت شعر باور دارید؟
بله، من به اصالت شعر بیشتر معتقدم و همیشه آهنگ را فدای شعر میکنم. همانطور که گفتم، وقتی من شعری را پیدا کردم، آهنگ متناسب با آن را میسازم و به دنبال ارایه مفاهیم آن شعر هستم. یعنی حتی اگر شاعر هم زنده باشد و گوش بکند، بگوید که همین است و شعرم خراب نشده است و منظورم همین بوده است.
شما چه تفاوتی بین مخاطبان کنسرتهای خود در داخل و خارج ایران حس میکنید. به هر حال چنین به نظر میرسد که شناخت مخاطبان داخلی از موسیقی شما بهتر از خارجنشینهاست. آیا اساسا وجود چنین تفاوتی واقعیت دارد؟
بله، فرق کوچکی وجود دارد. ولی نکته پراهمیت در میان تفاوت حال و هوای شنوندگان من در ایران و در خارج از کشور است.
چه تفاوتی دارد؟
کسانی که در ایران زندگی میکنند، در آن شرایط خاص و با آن ستمهای که در جامعه اغلب به مردم ما روا میشود سروکار دارند و این مردم غالبا با درد و رنج متاثر از این ستمها به کنسرتهای من میآیند. اما در خارج از ایران درست است که مردم تاحدودی با این دردها آشنا هستند ولی زیر این فشار مستقیم نیستند. البته آنها هم درد دیگری شاید داشته باشند که آن هم دوری از وطن است که آنها را آزار میدهد. فرق تنها از این حیث وجود دارد وگرنه همه موسیقی ایرانی را دوست دارند و آن را خوب حس میکنند.
هرچند، همه شنوندههای ما از نظر درک هنری یکدست نیستند، تعداد کمی هستند که اصلا نمیدانند که کجا آمدهاند؛ فقط شنیدهاند که مثلا فلان گروه آمده است و میآیند تا ببیند که چه خبر است. همین گروه از شنوندهها هستند که گاهی در بعضی از اجراها یک «بشکنی» هم میزنند، چون نمیدانند که در چه برنامهای آمدهاند. البته بعد از مدتی که این گونه افراد به کنسرت ما میآیند، متوجه میشوند که این برنامه خیلی جدیتر از این است که فکرش را میکردند. برنامهای است که باید با آن فکر کند. این مشکلی است که ما با مخاطب خارج از ایران داریم.
در داخل ما با این موضوع روبرو نیستیم. نمیخواهم بگوییم که آنها آگاهترند بلکه در ایران این گونه فضاها وجود ندارد که به خودشان اجازه بشکن زدن بدهند. آگاهی کسانی که آگاهترند این افراد سرزنش میکنند و یا به سکوت دعوت میکنند. افراد متوجه میشوند که این کار جدی و کلاسیک است و باید با آن فکر بکنند. چون موسیقی ما موسیقی فکر کردن و اندیشیدن است. چرا که این موسیقی است که انسان را به گونهای به فرازستان و بالاها میبرد که هیچ پدیدهی دیگری نمیتوانند این کار را بکند.
این تفاوت و اختلاف در شنوندهی داخل و خارج از ایران تا چه اندازه در کار شما در روی صحنه اثر میگذارد؟
به حال در اجرای زنده دو طرف در مقابل هم قرار دارند: یعنی شنوندگان و گروه اجرا.
این موضوع بسیار پراهمیت است. اساسا کیفیت اجرای کار ما بستگی به کیفیت مخاطبی است که در سالن اجرا حضور دارد. به خصوص در ردیفهای اول سالن که معمولا ما آنها را میبینیم، گاهی اتفاق میافتد که موج خوبی میآیید یا موج خوبی دریافت نمیکنیم. در حالی که ما هیچ وقت به شخص خاصی نگاه نمیکنیم ولی موجی که ما از آنها میگیریم چه مثبت چه منفی در کار ما تاثیرگذار است. در واقع ما به عنوان هنرمند این تابش و بازتاب میان شنونده و اجرا کننده موسیقی را زود متوجه و درک میکنیم.
به طوری که وقتی ما برای استراحت به پشت صحنه میرویم با هم میگوییم که چرا شنوندههای ما امشب اینجوری هستند و کار ما اصلا خوب نیست؟ یعنی همه ما به یک درک مشترک از این موج میرسیم. گاهی هم بعضی از شنوندهها حضور و وجودشان همه چیز را عوض میکند و چنان موج مثبتی دارند که ما را با خود به اوج میبرد. ولی برخی شبها هم هرکاری میکنیم پرواز امکانپذیر نیست. در حالی که ما همان آدمهای شبهای دیگر هستیم و شرایط ما فرقی نکرده است. تفاوت تنها همان تابش و بازتاب بین ما و شنونده است که اجرای یک شب را خوب میکند و یا یک شب را نه چندان خوب. این ارتباط معنوی است که بین ما و مخاطب وجود دارد.
این پس ارتباطی به داخل و خارج از ایران هم ندارد.

نه اصلا ارتباطی ندارد و میتواند در جایی اتفاق بیافند. ما اجراهایی در خارج داشتهایم که تحت تاثیر همین امواج ما در حال اجرا پرواز کردیم و این تابش و بازتاب تنها به نوع ارتباط ما و شنونده ما بستگی دارد.
تدارک یک کنسرت به هرحال از حیث مدیریتی آن در داخل و خارج دارای تفاوتها و مشکلاتی است. وجود این تفاوتها و یا مشکلات خاص تا چه اندازه در کار شما تاثیرگذاست؟
بله، تدارک یک کنسرت در داخل و خارج مشکلات خاص خود را دارد. ما در ایران مشکلات زیادی تا رسیدن به شب اجرای کنسرت داریم که در نوع خود خاص هستند. ولی در ایران وقتی به این مرحله رسیدیم، سکوت و نظمی بر شنوندهها حاکم است و معمولا، به خوبی به پایان میرسد.
در خارج از ایران ما خیلی مستقیما درگیر تدارک کار نیستیم ولی مشکلات دیگری وجود دارد. در خارج نظمی بیشتری حاکم است، مسئولیت ما کمتر است و در نتیجه اگر مشکلی هم باشد آنها به من به عنوان خواننده منتقل نمیشود. در صورتی که، در ایران با این که من مدیر برنامه دارم ولی در نهایت تمام این مشکلات به من ارجاع میشود و باید در تمام مراحل دخالت کنم تا برنامه به خوبی اجرا شود و به همین دلیل مسئولیتهای زیادی بر دوش من است، که به هرحال در کار و احوالات من تاثیر میگذارد. بنابراین، من شبهای سختی را پشت سر میگذارم تا به شب کنسرت برسم.
اما در خارج مشکلات ما از نوع دیگری است. گاهی ما با شایعات و حرفهای عجیب غریبی روبرو هستیم که وقتی میشنوم تعجب میکنم که این حرفها چطور گفته میشود. یا در برخی جاها برخی اشخاص یا گروهها میخواهند از حضور ما به نفع منافع خود یا گروه خاصی استفاده کنند تا خودشان را مطرح کنند. اینها گاهی فضایی را میسازند که وقتی ما میرسیم تازه متوجه میشویم که از همه چیز بیخبریم.
آقای شجریان همانطور که میدانید در داخل ایران علاقمندان موسیقی از شما انتظار دارند که بیشتر کنسرت بدهید و گاهی از شما انتقاد میشود که کنسرتهای شما در خارج بیشتر از داخل ایران است. چرا این گونه است؟
ببینید، ما در ایران با مسایل زیادی روبرو هستیم، برای مثال، اگر بخواهیم کنسرتهای بیشتری را داشته باشیم تنها باید اجرا در شهر تهران را در درنظر بگیریم، چرا که در شهرستانها مشکلات زیادی هست در آنجا بیشتر امام جمعهها که سخت مخالف موسیقی هستند، تعیینکننده هستند و با طرح حرفهای برای کار ما مشکل ایجاد میکنند.
البته گاهی من به این حرفها واکنش نشان میدهم و ممکن است مشکلات تا حدودی حل شود. ما تقریبا فقط در اصفهان کنسرت داشتیم و چند سال پیش در شیراز. در سایر شهرستانها ما با مشکل مواجه هستیم. چون فضا در شهرستانها پیوسته در حال تغییر است یعنی با تغییر یک شهردار، استاندار، و یا امام جمعه همه سیاستها تغییر میکند. در چنین جوی نمیتواند کنسرت داد. ما با مشکلاتی از این قبیل روبرو هستیم وگرنه من ترجیح میدهم در داخل ایران برنامههای خود را اجرا کنم و مشکلات دوری از وطن و این سختی را دیگر نخواهم داشت. ولی مدیران دولتی و کسانی که در راس امور هستند مانع تراشی میکنند. برای مثال، من در شهر خود مشهد برای 30 سال است که نتوانستهام کنسرت بدهم. چون جوی بر این شهر حاکم است که گروهی که مخالف موسیقی هستند نمیگذارند کنسرتی برگزار شود.
در خبرها بود که شما بزودی در تهران با گروه جدیدی به نام «شهناز» برای چند شب کنسرت خواهید داشت. در بارهی برنامه و ترکیب این گروه توضیحی دارید؟
بله، این برنامه در روزهای 29 و 30 خرداد، 1، 2، 6، 8 و 9 تیرماه امسال در تالار اجتماعات وزارت کشور خواهد بود. البته ترکیب این گروه بیشتر از نوازندههای جوانان خواهد بود و با تعداد بیشتری و قطعات که بیشتر از ساختههای خود من است و چند کار از آقای مجید درخشانی و نیز اشعار متفاوتی. به دلیل علاقه من به استاد جلیل شهناز، نوازندهی تار و موسیقیدان پرسابقهی ما، نام این گروه را «شهناز» گذاشتهایم. البته این گروه را ما در سالهای آخر فعالیت با رادیو تشکیل داده بودیم که خود آقای شهناز هم جرو این گروه بودند و افراد دیگری چون استاد بهاری، موسوی، افتتاح هم به همراه خود من در آن فعالیت میکردند. من دوست داشتم تا این گروه را دوباره و این بار با نوازندگان جوان احیا کنم.
منبع:بی بی سی
امامجمعه مشهد:ازمسوولان ما بهترپيدانميشود
مجلسودولت بايدباکمال قدرت مشکل گراني را حل کنند
امامجمعه مشهد در خطبههاي امروز نماز جمعه گفت: آمريکا ديگر با سلاح و دستگاههاي مجهز الکترونيکي به جنگ ما نميآيد، بلکه با شايعه دروغين در مورد چاي و نمک وارد جنگ شده است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، منطقه خراسان، حجتالاسلاموالمسلمين سيداحمد علمالهدي، ادامه داد: يک عده از مزدوران آمريکا با به راه انداختن شايعه ميخواهند ما را دچار مشکل کنند و به دنبال آنها يک عده افراد ناآگاه و فرصتطلب به دنبال سودجويي هستند.
وي تصريح کرد: اين افراد سودجو با کار خود يک غذاي ناپاک و نجس وارد زندگيشان ميکنند و به خاطر مقداري پول، زندگي خود را به يک زندگي جهنمي تبديل ميکنند.
حجتالاسلام علمالهدي تاکيد کرد: مسوولان مملکت در مجلس و دولت بايد با کمال قدرت مشکل گراني را حل کنند و مردم نبايد در مضيقه باشند.
وي ادامه داد: امروز در کشور ما حدود 5 ميليون تن قند و شکر وجود دارد، وضع ما اين است، قند و شکر نيست. تنها در انبارهاي تعاوني کشاورزي 100 هزار تن چاي موجود است. پس چرا ما در اين شرايط به سر ميبريم؟
خطيب جمعه مشهد با بيان اينکه مشکل مديريتي کشور، نگاه بخشي است، گفت: کسي که برق کشور را بايد اداره کند، ميگويد به دليل اينکه برق گران توليد ميشود، بنابراين قيمت برق را براي مصرف کننده بالا ميبريم.
وي ادامه داد: وقتي قيمت برق را زياد کرديد، اين وارد سبد زندگي مردم ميشود؛ آقاي فروشنده، با مصرف برق گران، پول آن را از کجا ميآورد، از فروش گرانتر؛ و به همين نسبت، کالاهاي ديگر گران ميشود.علمالهدي تصريح کرد: مگر با گرفتن پول زياد از مردم مشکلات حل ميشود؟
وي ادامه داد: چه کسي آب مصرف ميکند؟ کسي که صد متر چمن آفريقايي را با شلنگ آبياري ميکند يا فقيري که با هشت سر عائله در يک خانه 80 متري زندگي ميکند؟
علمالهدي ادامه داد: شما براي اينکه مبادا اين فرد فقير يک سطل اضافه آب مصرف کند، آب را گران ميکنيد؟ پول آب چمن آفريقايي را از خانوادههاي فقير ميگيريد؟ چکار ميکنيد؟ بخشي نگاه نکنيد، قسمت خود را نگاه نکنيد، به بالا نگاه کنيد.
خطيب جمعه مشهد خطاب به مسوولان گفت: درست نيست که بار مردم را سنگين کنيم.
وي با اشاره به اينکه "مسولان ميگويند به دليل اينکه ترافيک داريم، پس از مردم جريمه بگيريم تا مشکل حل شود"، گفت: درست نيست خانوادهاي که با هزار زحمت به زيارت امام رضا(ع) آمده و در آفتاب داغ در ترافيک مشهد گير کرده است، بگوييم چون راه بند است از اين آقا پول بگيريم؟
وي خواستار بازخواني وصيتنامه امام خميني(ره) شد و گفت: بايد ديد امام(ره) سفارش کرده که از کدام قشر بايد حمايت شود، کسي که در ماشين آخرين سيستم با تمام امکانات نشسته است اگر جريمهاي باشد، آن را هم پرداخت خواهد کرد. اما آقايي که با پيکان 53 آمده، براي ندادن جريمه مجبور است زن و بچهاش را در اين هواي گرم از ماشين پياده کند. کاري که مسوولان ميتوانند انجام دهند اين است که وسايل نقليه عمومي را به طور كافي فراهم کنند.
علمالهدي تصريح کرد: اين موضوع مثل اين است که كسي توي گلويش چيزي گير کرده باشد و ما حلق او را بفشاريم، اين حل مشکل نيست.
وي با بيان اينکه گراني راهي براي حل مشکلات نيست، گفت: اين موضوع که با تصميمات خود براي مردم گراني بتراشيم، اضافه کردن سختي و مشکلات مردم است و اين درست نيست.
وي تصريح کرد: امروز روي کره زمين را اگر بگرديد پاکترين و مقدسترين انسانها کسانياند که در اين مملکت کار ميکنند و از مسوولان ما بهتر پيدا نميشود.
به گزارش ايسنا، علمالهدي با اشاره به اين موضوع که مسوولان کشور از همه پاکترند، ادامه داد: اما مسوولان نبايد خودشان را ببينند، ولي نعمت ما قشر مستضعف است و بايد آنها را ببينند و با توجه به آنان حل مشکل کنند و بايد حواسمان در مصوبات جمع باشد.
خطيب جمعه مشهد همچنين با اشاره به سالروز شهادت شهيدان 26 خرداد (واقعه كاپيتولاسيون) گفت: اين شهداي عزيز، بزرگترين ضربه را به استکبار وارد آوردند، اينها سرمايههاي ارزشمندي هستند که خط شهادت و انقلاب از فداکاري آنها آغاز شد.
وي ادامه داد: با قهرماني آنها و زندانهاي 10 ساله و سياهچالههايي که آنها افتادند، قدرت استکبار در دنيا متزلزل شد، آن روز سرسپردگان آمريکايي متزلزل شدند و پوشاليبودن قدرت اربابان آمريکايي ثابت شد.
وي افزود: از آن روز 46 سال ميگذرد و از آن لحظه آمريکا تمام حملههايي که داشته با شکست روبهرو شد و همان آمريکا به اين روز افتاده است و امروز منفورترين مردم دنيا، دولتمردان آمريکا هستند
کسانی که در کنسرت های استاد حضور داشته اند می دانند که با شکوه ترین لحظه زمان ورود استاد بر روی صحنه می باشد که واقعا دل و جان دوست داران استاد می لرزد.
تا لحظه دیدار ............
به قول اخوان بزرگ
لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام مستم
باز می لرزد دلم دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
.
.
لحظه دیدار نزدیک است
پ ن : ای کاش استاد مرغ سحر را اجرا کنند.
امامجمعه مشهد:
زن بيحجاب، پيادهنظام آمريكاواسراييل است
سرنوشت انقلاب را چادر فاطمه زهرا(س)حفظ ميكند
مردم با وجود گراني،ناداري و قحطي پاي دين ايستادهاند

ايسنا-خطيب جمعه مشهد هشدار داد: ديني كه حضرت زهراء(س) براي آن كشته شد، با ولنگاري، بيبند و باري، بيحجابي و ملعبه مواجه شده است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، منطقه خراسان، حجتالاسلاموالمسلمين سيداحمد علمالهدي، در خطبههاي نماز جمعه روز گذشته مشهد، افزود: ولنگاري، بيبند و باري و بيحجابي دين را مورد ملعبه قرار داده و ابزاري براي پيروزي دشمن شده است.
وي ادامه داد: به تمام مسوولان و متوليان فرهنگي كشور تاكيد ميكنم كه مسأله حجاب در مملكت حياتي است و مسأله بيحجابي در كشور مانند قطع رگ گردن دين و انقلاب است.
حجتالاسلام علمالهدي با تاكيد بر اين كه دين را بايد جدي گرفت، افزود: اين حساب دو دو تا است و بر كسي پوشيده نيست كه استكبار جهاني در برابر ايران مستاصل شده و 30 سال در حال پارس كردن است ولي جرات نزديكي به ايران را ندارد.
وي يادآور شد: ايران با علم، قدرت و منطق قوي در چند ماه اخير حوادثي را رخ داده است كه يك برگ برنده در انقلاب، اكنون به 100 برگ برنده رسيده است.
به گزارش ايسنا، خطيب جمعه مشهد به جنگ 33 روزه لبنان اشاره كرد و ادامه داد: جنگ 33 روزه به نام قدرت انقلاب ايران تمام شد و آمريكا هنوز از زهرآگيني اين پيروزي ميسوزد، همچنين جريان تثبيت سياسي لبنان نيز به نام ايران به ثبت رسيد و آمريكا را مستاصل كرد.
عضو مجلس خبرگان رهبري با طرح اين پرسش كه آيا تجهيزات ايران نيرومند است، گفت: اين قدرت مردم است كه در صحنه حاضر هستند و با وجود گراني، ناداري، قحطي، جنگ 8 ساله و بمباران، پاي دين ايستادهاند.
حجتالاسلام علمالهدي تاكيد كرد: آمريكا نميتواند بگويد كه پيغمبر(ص) بد است، قرآن را آتش بزند و يا بگويد كه علي(ع) و زهراء(س) به درد نميخورند. تنها يك راه برايش مانده است كه دين را از مردم بگيرد و آن هم از طريق قيافه آرايش كرده، موي پريشان و ساق پاي برهنه يك دختر بيعفت و بيحيا است كه نسل جوان را به باد شهوت گرفته و باعث فراموشي دين ميشود.
وي يادآور شد: وزير كشور فرانسه سال قبل به آمريكا گفت، لازم نيست بمب بر سر مردم بريزيد، بلكه كافي است پيراهن و دامن زنان كوتاه شود. وقتي دختر و زن ايراني در جامعه بيعفت وارد شود، جواني كه در كوران غرايز جنسي است، نسبت به دين بدون حساسيت خواهد شد و زماني كه جوان پاي سفره دين نبود، دين پشتيباني نخواهد داشت.
خطيب جمعه مشهد افزود: زن بيحجاب پياده نظام آمريكا و اسراييل و همان نيرويي است كه آمريكا و اسراييل وارد ايران كرده است، تا نظام و انقلاب را شكست دهد.
وي خطاب به مسوولان تاكيد كرد: با اين قصه جدي برخورد كنيد زيرا سرنوشت انقلاب را چادر فاطمه زهرا(س) حفظ ميكند و دشمن روي اين مسأله دست گذاشته است.
حجتالاسلام علمالهدي تصريح كرد: خدايا آناني را كه دانسته دستيار دشمنانت شدهاند به ذليلترين نكبتها دچار كن و آناني را كه ناآگاهانه آب به آسياب دشمن ريخته و دستيار دشمن شدهاند، هدايت كن.
داريوش پيرنياکان

وضعيت فعلي موسيقي کشور آنچنان آشفته است که انسان نمي داند از کجا شروع کند. پرسيده ايد که جشنواره موسيقي فجر چگونه و با چه کيفيتي برگزار شد. آيا بقيه مسائلي که در حول و حوش موسيقي وجود دارد همگي با قاعده و بر جاي خود هستند که به برگزاري موسيقي فجر بپردازيم؟ آيا موسيقي توليدي راديو و تلويزيون جوابگوي نيازهاي فرهنگي و معنوي جامعه فرهنگي و آرماني به قول مسوولان هست تا به نوع اجراي يک جشنواره بپردازيم؟ هنوز بعد از گذشت سه دهه از انقلاب شکوهمند اسلامي ايران سازهاي اصيل ايراني را در هيچ کدام از شبکه هاي تلويزيوني نشان نمي دهند. جوانان تا رده سني 30 سال نمي دانند شکل تار يا سه تار يا سنتور يا ني يا کمانچه چگونه است؛ مگر آنهايي که به کنسرت هاي برگزار شده در سالن ها مي روند و از نزديک اين سازها را مي بينند. از مسوولان مربوطه مي پرسم آيا ديدن خود ساز در سالن هاي کنسرت حرام نيست و ليکن ديدن عکس آن حرام است؟ توليد و پخش بي شمار از موسيقي هاي مبتذل و خوراندن زورکي آن از طريق شبکه هاي سراسري و موجه جلوه دادن آن توسط يک عده از انسان هايي که فقط و فقط به دنبال پول و شهرت هستند، حرام نيست و ليکن توليد موسيقي هنري و جدي و برگرفته از فرهنگ اصيل اين آب و خاک حرام است؟ در هيچ جاي دنياي پهناور و در هيچ کدام از کشورهاي دنيا دولت ها و متوليان امور فرهنگي از موسيقي هاي مبتذل و پيش پا افتاده حمايت نمي کنند بلکه برعکس از موسيقي هاي جدي و هنري و داراي ارزش هاي معنوي حمايت مي کنند. حالا چطور است در کشور ما که مسوولان همگي سنگ ارزشمداري و فرهنگي بودن را بر سينه مي کوبند از تنها چيزي که حمايت نمي کنند موسيقي فرهنگي و به قول خودشان موسيقي فاخر است، آيا باز هم بايد از جشنواره بگويم، فکر نمي کنم حرفي باقي مانده باشد «در خانه اگر کس است يک حرف بس است». جشنواره هم ملغمه يي است و بس از تمامي موسيقي هايي که شب و روز از تمامي رسانه هاي عمومي شنيده مي شود. خنده دار است که مسوولان هنري وزارت ارشاد اعلام کردند به نتيجه يي که مي خواستيم رسيديم. نتيجه اين بود که يک گروه بسيار پيش پا افتاده و به قول دوستان «در پيتي» را از شيلي آوردند و يک کمانچه و يک تنبک ايراني هم به آن افزودند و نتيجه عالي که مي خواستند از آن گرفتند و با اين کار ارزشمند به جوانان موسيقيدان کشور خودمان الگو دادند که جوانان غيور، مي بايست بعد از اين موسيقي که کار مي کنيد اينگونه باشد. شنيده شده است که از سال آينده مي خواهند جشنواره باز هم پربارتر و بهتر از سال هاي قبل برگزار شود آن هم چگونه؟ با برگزاري موسيقي پاپ، بايد نشست و به حال اين فرهنگ و اين موسيقي گريست. حقير که اين همه به کشورهاي دنيا جهت برگزاري کنسرت سفر کرده ام تا حال نشنيده ام ارگان رسمي و يا دولتي در يک کشور اقدام به برگزاري جشنواره موسيقي پاپ بکند. مسوولان فرهنگي کشور چه در وزارتخانه و چه در مجلس شوراي اسلامي سرشان را بالا بگيرند و با افتخار به مردم يعني مردمي که به آنها راي داده اند بگويند چه کارهاي بزرگي دارند انجام مي دهند و پول اين ملت بيچاره چگونه و در کجاها حيف و ميل مي شود. خداوند ان شاءالله همه ما را به راه راست هدايت فرمايد.