تبليغاتX
بیداد
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم

خاتمي از ناگفته ها گفت

روزنامه اعتماد-«من نمي گويم نمي آيم، بلکه در حال بررسي هستم، اما معتقدم در صورتي آمدن به همراه برنامه ثمربخش است که بتوان به توقعات مردم پاسخ داد و مهم تر اينکه به جاي کارشکني و تخريب، از سوي دستگاه هاي مسوول پشتيباني شويم.» «سيدمحمد خاتمي» اين گونه به اولين و کليدي ترين سوال دانشجويان پاسخ داد؛ پرسشي که او ترجيح مي داد در انتهاي جلسه مطرح کند، ولي در همان ابتدا ناگزير به ارائه توضيحات مفصل شد و البته دانشجويان را راضي نکرد، چرا که آنها با شنيدن اظهارات رئيس دولت اصلاحات يک صدا فرياد مي زدند؛ «خاتمي، خاتمي حمايتت مي کنيم.» «خاتمي بايد بيايي». با اين حال او توضيحي بيشتر از آنچه گفت درباره احتمال کانديداتوري اش در انتخابات رياست جمهوري دهم نداشت. چنان که عينکش را جابه جا کرد و آنگاه در مقابل بيش از 1600 نفر از دانشجويان حاضر در تالار به آنها تاکيد کرد؛ «به فرد متکي نباشيد چون اگر فردي احساس کند آمدن او با کارشکني همراه باشد، بايد به سراغ شخص ديگري رفت که هم تحول خواه باشد، هم برنامه داشته باشد و هم حساسيت کمتري روي او باشد.» اما پلاکاردهايي که دانشجويان در دست داشتند، به همراه شعارهايي که مي دادند، خاتمي را تشويق به کانديداتوري مي کرد. بعدازظهر ديروز خاتمي در شرايطي قدم به دانشگاه تهران گذاشت که بيش از سه هزار نفر از دانشجويان از ساعت ها قبل در انتظار حضور وي بودند. به طوري که قبل از ساعت 11 ظرفيت سالن شهيد چمران پر شده بود و بيش از دو هزار نفر از دانشجويان پشت در معترضانه خواستار ورود بودند. اما سرانجام امکان ورود هيچ يک از آنها فراهم نشد چون در داخل تالار ازدحام جمعيت تا روي سن پيش رفته بود و کساني که بيرون از سالن بودند هيچ شانسي نداشتند. شايد به واسطه اين جمعيت زياد و فضاي حاکم بر مراسم بود که خاتمي با صراحت بيشتري با دانشجويان سخن گفت. او ضمن اينکه حادثه کوي دانشگاه را نماد مظلوميت دانشگاه دانست، به مقايسه عملکرد هشت ساله دولتش با چهار سال دولت نهم پرداخت. حتي به انتقادهاي دانشجويان نيز پاسخ داد و پذيرفت که در زمان رياست جمهوري اش فرصت سوزي هايي داشته است چون «اگر زماني که بعضي کارشکني ها شروع شد و گروهي با مصادره ارزش هاي انقلاب و اسلام در مقابل اصلاحات و حرکت مردم ايستادند، با قاطعيت عمل مي شد، الان وضعيت اصلاح طلبان بهتر از اين بود.» البته اين اعتراف مانع از آن نبود که براي چندمين مرتبه يادآوري کند که «اگر در انتخابات مجلس هشتم به اصلاح طلبان اجازه رقابت مي دادند امروز بيشتر از 50 درصد مجلس دست اصلاح طلبان بود.» او به نکته ديگري نيز اشاره کرد که تازگي داشت؛ «بسيار جاي تاسف است که امروزه ديگر تاييد يا رد صلاحيت اثر منفي يا مثبتي روي جامعه ندارد. متاسفانه امروز زندان رفتن باعث خفت نيست. ما از موضع دفاع از اسلام و جمهوري اسلامي مي گوييم به جاي آنکه در جامعه به گونه يي رفتار شود که هر کس با او برخورد مي شود، انسان مجرم و خطرناکي است، با بعضي ها فقط به خاطر انتقاد و نه اعتراض برخورد مي کنند يا افراد سليقه يي رد صلاحيت مي شوند.» «سيدمحمد خاتمي» ديروز با چنين لحني به مناسبت روز دانشجو با دانشجويان سخن گفت. حضور وي با يک هفته تاخير از روز 16 آذر به تعبير او «از راز و رمزها» بود که شرايط برگزاري اين مراسم در همان روز فراهم نمي شود، اما خاتمي حرف هاي زيادي داشت که با دانشجويان بگويد. سخناني که گاه گلايه آميز بود، گاهي جدي و تاکيدي مي شد و زماني نيز به منتقدانش پاسخ هايي با آمار و اسناد مي داد. «غلامحسين محمدي» عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران که برگزارکننده مراسم بود، سوال يکي از دانشجويان منتقد را مطرح کرد و پرسيد؛ «آيا تجربه هشت سال اصلاحات کافي نيست؟»
خاتمي با لبخندي به لب گفت؛ «براي رسيدن به آرمان هاي انقلاب نه تنها فرصت هشت سال کافي نيست، بلکه 28 سال هم کافي نيست. البته من به هيچ وجه معتقد نيستم عيب هايي نداشتيم، حتي بعضي جاها فرصت ها را از دست داديم. مثلاً بايد در مقابل کارشکني ها ايستادگي مي کرديم.» او ادامه داد؛ «اگر بعضي جاها کارشکني هايي نمي شد ما دستاوردهاي بيشتري داشتيم. هم اعتراف مي کنم ضعف داشتيم و هم کارشکني ها زياد بود و در مقابل آن عمل هم شد. به عنوان مثال بگويم؛ معتقدم دولت کنوني با شجاعت براي مذاکره با امريکا پيشگام شده است و راه مذاکره را بسته نمي داند و اين قابل ستايش است. اما ما حتي تقاضاي مذاکره با امريکا را هم نکرديم. آن زمان من در مصاحبه يي با دفاع از اصول و ارزش ها به گونه يي صحبت کردم که براي اولين بار دولت امريکا شرطي که امام (ره) گذاشته بودند يعني عذرخواهي امريکا و عدم دخالت آن، را اجرا کرد؛ يعني براي اولين بار و آخرين بار دولت امريکا رسماً از ملت ايران عذرخواهي کرد که 30 سال در ايران اشتباه مي کرديم. اما به جاي اينکه از اين فرصت براي رفع مشکلات و تامين منافع ملي استفاده شود، موج تبليغات گسترده عليه اصلاحات صورت گرفت و به گونه يي رفتار شد که يک سال بعد همين دولتي که از ملت ما عذرخواهي کرد، ايران را محور شرارت معرفي کرد. خاتمي با تاکيد بر اينکه اصلاحات برنامه هاي زيادي داشت، گفت؛ «من متهم بودم که بر فعاليت هاي سياسي تاکيد کرده ام، اما کساني که تاکيدشان بر فعاليت هاي اقتصادي بود، هنوز دارند نان آن روزها را مي خورند.» او در تبيين اين جملات عملکرد اقتصادي دولت اصلاحات را تشريح کرد و گفت؛ «هشت سال فرصت اصلاحات با نفت 9 دلاري و خشکسالي وحشتناک همراه بود به طوري که ناچار شديم شش ميليون تن گندم وارد کنيم - البته الحمدلله الان 5/6 ميليون تن وارد کرده ايم - در همان زمان تورم به 5/11 درصد رسيد و صحبت از تک نرخي کردن ارز بود که مورد تاييد رهبري و جامعه قرار داشت. وقتي دولت را تحويل داديم تورم 3/15 درصد بود. اما امروز با نفت 90 دلاري محاسبه کنيم که تورم چند درصد است. او با اشاره به اينکه به نام اصلاحات حرف هاي بي ربطي گفته شد که نبايد آنها را به حساب اصلاحات مورد علاقه مردم گذاشت، در عين حال تاکيد کرد؛ «اگر اصلاحات دوباره سر کار بيايد، هم تجربه هشت سال دولت اصلاحات را دارد و هم چهار سال اخير را. بنابراين حتماً وضعيت بهتر خواهد شد.» خاتمي در ادامه اين مراسم در پاسخ به سوالي مبني بر استراتژي اصلاح طلبان براي مواجهه با کارشکني ها گفت؛ بايد در اين زمينه کار شود، البته همه چيز دست ما نيست. در انتخابات گذشته ديديم که نيروهاي انقلابي و ارزش مدار به دليل آنکه مورد پسند برخي نبودند از صحنه حذف شدند. از290 کرسي، امکان رقابت در 104 کرسي وجود داشت. آيا اگر در 290 کرسي نامزدهاي اصلاح طلب اجازه رقابت پيدا مي کردند امروز بيش از 50 درصد مجلس در اختيار اصلاح طلبان نبود؟ خاتمي تصريح کرد؛ ما مي توانيم اعتراض و مساله را مطرح کنيم. بايد سعي شود کساني که نمي توان آنان را رد صلاحيت کرد يا رد صلاحيت آنان هزينه سنگين دارد، در صحنه شرکت کنند. اگر اين مشکل نبود قطعاً افراد باصلاحيتي حضور داشتند که مي توانستند خدمت بسزايي کنند. وي با بيان اينکه برگزارکنندگان انتخابات بايد رسالت و وظيفه خود را پاسداري از راي مردم بدانند، تاکيد کرد؛ کساني بايد در جمهوري اسلامي مسووليت داشته باشند که واقعاً معتقد به راي مردم باشند. مي خواهيم خودمان بر سرنوشت خود حاکم شويم. جامعه يي مي خواهيم که در آن خبري از فقر و تبعيض نباشد. البته بي انصافي است اگر بگوييم از ابتداي پيروزي انقلاب تحولاتي در اين زمينه صورت نگرفته است ولي هنوز به اهداف خود نرسيده ايم. خاتمي پرسيد؛ «آيا دولت توانسته است پشتيبان امنيت ملت باشد؟ آيا در جامعه ما ميزان راي ملت است؟ يا کساني هنوز مي خواهند بر مردم قيوميت داشته باشند. آيا آزادي در جامعه ما نهادينه شده است؟ آيا در دانشگاه ها که بايد کانون آزادي باشند، آزادي را احساس مي کنند؟ آيا هيات هاي علمي شايسته است؟ آيا نقد قدرت در جامعه ما هزينه ندارد و اگر ندارد اين همه ستاره گذاري و محروميت براي چيست. چرا هنوز در بعضي از دانشگاه هاي ما نقد که وظيفه دانشگاه است، به عنوان براندازي تلقي مي شود. آيا واقعاً به قانون اساسي عمل مي شود؟» رئيس دولت اصلاحات با بيان اينکه سند چشم انداز بيست ساله يعني اينکه هنوز ما به آن اهداف اصيل انقلاب نرسيده ايم، تصريح کرد؛ «يعني براي رسيدن به اهداف انقلاب بايد تلاش کنيم. اينکه مي گوييم بايد انقلاب و ارزش هاي انقلاب زنده بمانند اشاره به آرمان هاي انقلاب دارد. البته آنچه به دست آمده ارزشمند است. ولي هنوز به اهداف واقعي نرسيده ايم.» وي با بيان اينکه جنبش دانشجويي بايد در جهت تغيير وضع حال باشد، تصريح کرد؛ جنبش دانشجويي بايد در فکر پيشرفت و توسعه مردم باشد و رسيدن به نظم و نظامي که در آن همه حق و حرمت دارند و نظامي که در آن نشاني از استبداد نباشد. خاتمي با تاکيد بر اينکه دانشگاه به لحاظ خصوصيتي که دارد، مي تواند داراي نقش رهبري در جامعه باشد، تصريح کرد؛ جواني، متصل نبودن به قدرت، آشنايي با جهان و جامعه ويژگي هايي است که مي تواند نقش رهبري جامعه را به دانشگاه بدهد. وي ادامه داد؛ داشتن انديشه روشن و نقش تاثيرگذار بر جامعه از توان ايجاد نقش مرجعيت در جامعه ما از ويژگي هايي است که جنبش دانشجويي مي تواند داشته باشد. خاتمي با اظهار تاسف از اينکه در جامعه مرجعيت هاي موثر ديني و مدني تحديد شده اند، اظهار داشت؛ جنبش دانشجويي اگر روشن و واقع بين باشد، مي تواند تا حدود زيادي اين نقش مرجعيت را داشته باشد. بايد بتواند همزبان با جامعه، شرايط زماني و مکاني را درک کند و نيازهاي واقعي جامعه را دريابد و شعارهاي خود را مطابق با آن نيازها بدهد.رئيس دولت اصلاحات حادثه کوي دانشگاه را نشانه مظلوميت دانشگاه دانست و گفت؛ «حادثه کوي دانشگاه نشانه مظلوميت دانشگاه و مقاومت ستودني اين دانشگاه بود. 18 تير جنايت بزرگي بود که زخم مظلوميت آن هنوز دل هاي دلسوزان نظام را مي سوزاند. در صورتي که اين حادثه هيچ ربطي به دانشگاه نداشت و سبب شد فشار بر دانشگاه بيشتر شود.» وي در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه چه مسائلي بر آمدن يا نيامدن شما به انتخابات اثر دارد، اظهار داشت؛ «ما هم آزادي مي خواهيم و هم استقلال و هم پيشرفت و عدالت. بايد واقع بين بود و ايده آل گرايي نکرد. معتقدم ايران زمينه هاي بسيار مساعدي براي پيشرفت دارد و مردم ما شايسته برخورداري از آزادي هستند. به نظر من آسان ترين کار داشتن برنامه است.» خاتمي با بيان اينکه ما تجربه تدوين دو برنامه سوم و چهارم و اجرايي کردن برنامه سوم را داريم، يادآور شد؛ «اکنون شرايط بسيار سخت است، ما نتوانسته ايم در مسير اهداف چشم انداز حرکت کنيم. اما تحول و پيشرفت در جامعه نيازمند برنامه است تا هم مردم در جايگاه مناسب اقتصادي قرار گيرند و هم تهديدها در عين حال که بر اصول پافشاري مي کنيم، کاهش يابد و هم عدالت اجتماعي اجرا شود.»
 


وي در ادامه يادآور شد؛ اگر برنامه خوبي داشته باشيم با دو مساله نيز مواجهيم که اولين مساله توقع مردم است. مردم انتظار دارند مشکلات حل شود و مساله دوم نيز تهديد دستگاه هايي است که بايد پشتيباني کنند. آن زمان همه انتقاد مي کردند و امروز شرايط گل و بلبل است. نمي شود به مردم قول داد و نتوان عمل کرد و بعد هم همه جريانات شروع به حمله کنند. من معتقدم کسي بايد بيايد که مي تواند کاري انجام دهد. اکنون من پاسخ منفي به حضور در انتخابات نمي دهم و در حال بررسي هستم. خاتمي در پاسخ به سوالي ديگر در خصوص اينکه با توجه به وضعيت موجود بهترين استراتژي گروه ها به ويژه دانشجويان براي حضور در انتخابات چه خواهد بود، يادآور شد؛ آنچه براي انتخابات لازم است وجود داشته باشد آزادي فضاي انتخابات و اطمينان مردم از حرمت راي شان است. دوستان از هر جناح و گروه ابتدا بايد برنامه خود را ارائه دهند و به مردم اطمينان داده شود که نمايندگان واقعي جريانات مي توانند در عرصه انتخابات حضور داشته باشند. بايد بدون تخريب و با ترويج برنامه هاي خود در انتخابات شرکت کرد و در عين حال مردم هستند که اگر فضا باز باشد، بايد نظر خود را اعلام کنند. مهم اين است اطمينان مردم جلب شود که از راي آنان حفاظت مي شود. در غير اين صورت حضور در انتخابات کاهش مي يابد که اولين زيان آن به نظام است. وي افزود؛ از سوي ديگر اگر مردم و آنان که تا حدودي نااميد و نگران هستند، با اميد به صحنه بيايند، ترديدي نيست که نتيجه راي مردم در جهت مسير خاستگاه آنان يعني آزادي، عدالت و پيشرفت خواهد بود. بخشي از اين موضوع در دست برگزارکنندگان است و بخشي ديگر هم در دست کانديداها که با ارائه برنامه روشن مردم را پاي صندوق هاي راي بياورند.



جانم را براي ايران مي دهم


رئيس جمهور سابق ايران در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه اگر تکليف شد، آيا حاضريد آبروي خود را براي ايران بگذاريد، گفت؛ با اينکه يزدي هستم حاضرم جان خود را براي ايران بگذارم. خاتمي در بخش ديگري از سخنان خود در پاسخ به سوالي که آيا با شرايط کنوني اصولاً اميدي به آينده نظام وجود دارد، تصريح کرد؛ ايران کشور مهمي است و انقلاب شما انقلاب بزرگ بوده است، بنده به هيچ وجه معتقد نيستم دولت فعلي مي خواهد مشکل درست کند، قصد آنها خير است اما به هر حال برنامه هايي که اجرا مي کنند کشور را با مشکل مواجه مي کند. وي با بيان اينکه افتخار مي کنم سند چشم انداز 20 ساله نظام در زمان مسووليت بنده در دولت تدوين شد، تصريح کرد؛ سند چشم انداز نقشه راه براي کشور است و براساس آن برنامه پنج ساله تدوين شده است و اگر براساس آن حرکت مي کرديم قطعاً مشکلات ما کمتر از امروز بود ولي دوستان ما در دولت نهم تشخيص دادند که برنامه خوبي نيست. ولي سوال اينجاست که اگر برنامه پنج ساله نظام براي اداره کشور مناسب نبود، چه برنامه يي به جاي آن گذاشتيد. معتقدم بايد مسوولان کشور به خود بيايند و بدانند ادامه روند فعلي درست نيست.خاتمي با تاکيد بر اينکه نگران آينده نيستم، تصريح کرد؛ صحبت ما اين است که با روشي سريع تر و ارزان تر مي توانيم به اهداف خود برسيم يا اينکه با روشي دورتر و گران تر، که معتقدم اگر شرايط با وضعيت فعلي ادامه پيدا کند با روشي دورتر و گران تر به اهداف مي رسيم و اگر شيوه ها عوض شود ارزان تر و سريع تر به اهداف خواهيم رسيد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 13:24  توسط زوربا  | 

دیشب با خبر شدم که رضا ارحام صدر کسی که سالیان سال به تئاتر و سینمای ایران و مخصوصا اصفهان خدمت کرده است دار فانی را وداع گفته است....................

بی اختیار خشک شدم

به یاد خنده های از ته دلی که با مشاهده کارهای ایشان می کردم و می کردیم افتادم

بعضی از هنرمندان آنقدر بزرگ می شوند

آنقدر در دل مردم رخنه می کنند که انسان مرگشان را باور نمی کند

مرحوم ارحام صدر در دل و جان تمام مردم ایران و مخصوصا مردم اصفهان جای دارد

با تمام نا مردمی هایی که در حق ایشان شد

با تمام قدرناشناسی هایی که در حق ایشان شد یک اسطوره باقی ماند و این نه تنها به خاطر هنر والای ایشان بلکه به خاطر مرام و مردم داری و نیکو کاری این هنرمند بود.

رضا ارحام صدر بازيگر پيشكسوت تئاتر و سينما ارديبهشت ماه ‌1302 در محله پاقلعه‌ بخش ‌4 اصفهان متولد شد و فعاليت هنري خود را از سال ‌1326 و بازي در تئاتر آغاز كرده و در واقع از پايه‌گذاران تئاتر در اصفهان محسوب مي‌شود.

او همچنين در سال ‌1336 با فيلم «شب نشيني در جهنم» وارد سينما شد و سپس در فيلم‌هايي چون «علي واكسي»، «ستاره‌اي چشمك زد»، «مردان خشن»، «جعفرخان از فرنگ برگشته»، «نصف جهان» و «افسانه شهر لاجوردي» بازي كرد.

از نمايشهاي او نيز مي‌توان به «رفيق‌ناجنس»، «بوقلمون‌ها»، «كدام يك از دو»، «دلقك‌ها»،«وادنگ»، «خروس بي‌محل» و... اشاره كرد.

آخرين فعاليت سينمايي اين بازيگر كه به دليل كهولت سن كم‌كار بود، به فيلم ويديويي «درسا» محسن دامادي در سال 84 برمي‌گردد.

همچنين فيلم مستند «شكرپاره» ضمن نمايش قطعاتي از فيلم‌ها و نمايش‌هاي رضا ارحام‌صدر به مرور خاطرات وي پرداخته است.

ارحام‌ صدر زمان ساخت اين مستند در گفتگويي با ايسنا، درباره اين فيلم گفته بود: «ديديم كسي به ما محل نمي‌گذارد و هنرپيشه‌هاي معروفي چون ناصر فرهمند، منوچهر وكيل و رفيعي از اصفهان مرحوم شدند و هيچ نامي از آنها نمانده است و تصميم گرفتيم خودمان كاري براي خودمان بكنيم.»

ارحام‌صدر مي‌گفت: «من 50 سال كار كردم اما كسي حتي سراغي از من نگرفت اما الان كه استقبال مردم را از اين فيلم مي‌بينم لذت مي‌برم. جالب اينجاست كه در اصفهان بعضي از فروشندگان، «شكرپاره» را به همراه دو فيلم ديگر فروختند و به اين وسيله مقداري از فيلم‌هايشان را به مردم قالب كردند.

وي اين فيلم را كاملا مستند خواند و مطرح مي‌كرد: «من با دوربين راه افتادم و به جاهاي مختلف رفتم و هر چه پيش آمد گرفتيم و همه چيز كاملا طبيعي است.»

محمدعلي كشاورز زماني رضا ارحام صدر را بهترين آكتور كمدي در سينما و تئاتر ايران خوانده بود و اظهار داشت:‌اين بازيگر طنز را بلد بود و مسائل اجتماعي را في‌البداهه در اين قالب مطرح مي‌كرد و بسيار هم تاثيرگذار بود كه تاكنون نظيرش به وجود نيامده است.

اما نکته جالب توجهی که وجود دارد حضور ایشان در این سالیان اخیر و عدم استفاده از تجربه و هنر این بزرگوار بود که عملا ایشان را به خانه نشینی و انزوا کشیده بود.

و تاثر برانگیزتر این که ما داریم با سرعت اسطوره هایمان را از دست می دهیم و این اسطوره ها نه تنها به دلیل هنر خود بلکه به دلیل شخصیت تکرار نشدنی و خاص خود اسطوره شدند و خواهند ماند که واقعا در نسل جوان هنرمندان خود نه در موسیقی و نه در سینما و تئاتر و نقاشی و دیگر هنرها افرادی که دارای شخصیت برجسته و منحصر به فرد باشند وجود ندارند و همچنین پتانسیلی هم به راحتی در آنان قابل تشخیص نیست.

پس ای کاش هر چه بیشتر و زودتر قدر اسطوره هایمان را بدانیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 10:39  توسط زوربا  | 

در حالی که دکتر احمدی نژاد تشرف مسوولان دولتی به حج تمتع برای بار دوم را ممنوع اعلام کرده است، برخی از اطرافیان رییس‌جمهور امسال برای دومین بار و یا به همراه خانواده عازم سفر حج شدند.
فرم مانیفست پرواز شرکت هواپیمایی سعودی در روز 3 دسامبر امسال نشان می‌دهد، علی‌اکبر جوانفکر، رحیم مشایی به همراه همسر، مسعود زریبافان، کردان و ... تعداد دیگری از نزدیکان رییس‌جمهور عازم سفر حج شده‌اند.

 


همچنين يکي از منابع نزديک به دولت، حضور آقایان زریبافان و شیخ‌الاسلامی در سفر حج را تایید کرد. آقایان مشایی و جوانفکر سال گذشته نیز عازم حج شده بودند. دسترسی به آقای جوانفکر و بقیه اعضای فهرست پرواز 03DEC5347 هواپیمایی سعودی برای تایید انجام سفر با پرواز مذکور یا عدم حضور در این پرواز میسر نشد.
سفر اطرافیان رییس‌جمهور به حج در حالی صورت می‌گیرد که متوسط زمان انتظار برای سفر حج برای افراد عادی به گفته مسوولان سازمان حج و زیارت 17 سال است.
سفر اطرافیان رییس‌جمهور به حج در حالی صورت می‌گیرد که طی هفته‌های گذشته نیز اسامی دو آقازاده آقای مشایی در کاروان 340 (اختصاصی وزارت خارجه) مشاهده می‌شد (
+).
دکتر احمدی نژاد در جلسه 30 آذر سال 84 هیئت دولت، تشرف مسوولان دولتی به حج تمتع برای بار دوم را ممنوع اعلام کرد و به اعضای هیات وزیران دستور داد این امر را در همه زیرمجموعه های خود اجرا کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 17:15  توسط زوربا  | 

اظهارات عجیب داماد علیرضا افتخاری درباره مهریه همسرش!!!


داماد علیرضا افتخاری خواننده پر آوازه کشورمان سخنان وی در مورد مهریه همسرش را نادرست خواند.

رامین نوروزی داماد بزرگ علیرضا افتخاری افزود: مهریه همسر من 777 سکه تمام بهار آزادی و 7 میلیون و 707 هزار تومان جواهرات و یک سفر حج است که متاسفانه هنوز زندگی رسمی خود را شروع نکرده به دلیل مشکلات شدید خانوادگی در آستانه طلاق و جدائی قرار داریم.

چندی قبل علیرضا افتخاری، اظهار داشت: که مهریه دختر بزرگ من حفظ 450 غزل از حافظ شیرازی و مهریه دختر کوچکم حفظ 16 جزء از قرآن کریم است که داماد بزرگش تاکنون 350 غزل و داماد کوچکش نیز تاکنون 8 جزء از قرآن کریم را حفظ کرده اند.

نوروزی با بیان اینکه همسرم می‌گوید تا زمانی که مهریه خود را دریافت نکنم حاضر به ازدواج نیستم، گفت: هم اکنون برای اخذ مهریه دادگاه کشی داریم.

نوروزی که مهندس عمران و از هنرمندان عرصه موسیقی و آواز است، تصریح کرد: جوانان هرگز نباید به رنگ و لعاب ظاهری زندگی برخی از افراد پر آوازه دلخوش کرده و درصدد وصلت با این قشر قرار گیرند.

وی افزود: هرگز فکر نمی‌کردم به واسطه ازدواج با دختر یک هنرمند بزرگ چون افتخاری اینگونه در ورطه مسائل خانوادگی گرفتار شوم و نگاهی به مقدار مهریه همسرم گویای هزار و یک مشکل است که من در زندگی خانوادگی به آن گرفتار هستم.

نوروزی تصریح کرد: ای کاش مهریه همسرم همانگونه که افتخاری اظهار داشت، بود تا با عمل به آن و تقدیم آنها به همسرم از این روزگار سیاه نجات پیدا کرده و امروز به دنبال تقسیط مهریه نبودم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 10:15  توسط زوربا  | 

     
امروز 14 آذر ماه 1387 هجری شمسی مصادف با دوازدهمین سالروز درگذشت علی حاتمی، كارگردان «مادر»، «دلشدگان»، «كمال‌الملك» و «سوته‌دلان» است. 
حاتمی می‌گفت: «هدف من در سینما، ساختن فیلمهایی است كه دارای جنبه‌های فرهنگی باشد ـ منظور از فرهنگ، نه اینكه كاری ادیبانه ارائه نمایم كه قهرمانانش برای هم شاهنامه بخوانند، مطلقا چنین چیزی نیست هدف من اینست كه در فیلمهایم بتوانم فرهنگ مردم، فرهنگ ایرانی را نشان دهم... .»
علی حاتمی متولد 1323 هجری شمسی است. او در اواخر دوره‌ی متوسطه به اداره‌ی هنرهای دراماتیك رفت و كلاسهای نمایشنامه‌نویسی را گذراند و بعد از مدتی از دانشكده هنرهای دراماتیك فارغ‌التحصیل شد. كار هنری او از سال اول تحصیل در دانشگاه با نمایش «دیب» آغاز كرد.
از دیگر نمایش‌های وی می‌توان به «خاتون خورشید باف»، «آدم و حوا»، «حسن كچل» و «چهل‌گیس» نام برد.
حاتمی سپس به كار ساخت فیلمهای تبلیغاتی مشغول شد بعدها شروع به همكاری با تلویزیون كرد و اولین كار مهمش در آنجا در مجموعه تلویزیونی جنگل 1347 به عنوان نویسنده و بازیگر بود و سال های بعد یکی از کامل ترین پروژه های تاریخ تلویزیون را در هزاردستان شاهد بودیم که پس از گذشت سالیان هنوز هم تازگی خود را دارد و در طول این سال ها هنوز مشابه یا حتی سریالی در حد و اندازه های آن مشاهده نشده است .
فعالیت در سینما را از سال 1349 به عنوان نویسنده و كارگردان با فیلم «حسن كچل» آغاز كرد.
از آثار سینمایی او می‌توان به «طوقی» 1349، «باباشمل» 1350 ، «قلندر» 1351، «سوته دلان» 1356 «حاجی واشنگتن» 1361، «كمال‌الملك» 1363، «مادر» 1368 «دلشدگان» 1370 و... است.
 
در این میان فیلم دلشدگان به دلیل رابطه مستقیم با موسیقی و حضور تکرار نشدنی استاد شجریان و حسین علیزاده و فریدون مشیری مورد توجه علاقمندان موسیقی و ادبیات قرار گرفت.

و 14 آذر ماه 1375 انالله و انا الیه راجعون و ««حالا مثل این كه از این سینما هم باید بروم و یابه قول دیالوگ فیلم‌هایم طعمه دام و صید صیاد شدم و یا می‌شوم و شاید این پایان عشق است و یا آغاز راه و اگر مرگی هست هیچ گاه چیز ترسناكی نیست. همان طور كه در شاهنامه ما هم نبوده و یا به همان نحو كه من در فیلم‌هایم مرگ را ترسیم كرده‌ام ـ دلشدگان، مادر و ... و حتی در فیلم“مادر“ مرگ قبلا تمرین می‌شود و من در فیلم‌هایم پرسوناژهایم را قبل از مرگ تطهیر می‌كنم. هرچند خداوند عادل است و رحمان و رحیم، ولی من كه در این موارد یك آدم عامی و سنتی هستم یا داستان‌هایم را با مرگ جمع‌ كرده‌ام و یا بیانیه‌های مهم. فیلم‌های من با مرگ به تماشاگر القاء شده و شاید همه داستان بشر درمرگ و زندگی خلاصه شود و البته مرگ پایانی برای زندگی نیست. شما غیر از این فكر می‌كنید؟ »
محمد مهدی دادگو می‌گوید: «دریغ، سال‌ها گذشته است كه سینما انتظار می‌كشد كه یك حاتمی سینماشناس،‌ ایران دوست پارسی‌گوی، شیرین زبان با آن عشق به ایران و سنت و اعتقاد پیدا شود و این چند كار نوشته‌ی زمین مانده‌ی شما را بسازد. هرچند اوضاع زمانه چندان مساعد نیست ولی باور نمی‌كنید در ناصیه این جوانان مستعد می‌شود كه بارقه عاشقانه هنر ایرانی را دید. این سرزمین عجب خاكی دارد كه اینهمه عاشق می‌سازد.»
علی حاتمی یکی از بزرگترین نویسندگان و کارگردانان تاریخ سینمای ایران بوده و خواهد بود و از لحاظ حسی و فنی در حد کمال بیننده خود را به احساسات خوب رهنمون می سازد.
دیالوگ های خاص و منحصر به فرد و تصاویر بی بدیل که شبیه به تابلو های نقاشی است و خلق لحظات عاشقانه و ناب از جمله خصوصیات منحصر به فرد ایشان بود.
 
و به قول جمشید مشایخی که علی حاتمی را سعدی سینمای ایران می خواند.
یاد و خاطره این مرد بزرگ و تکرار نشدنی تاریخ را ارج می نهیم و هنوز منتظریم مسئولان به قول خود در ارتباط با تغیر نام شهرک غزالی به نام صاحب اصلی آن اقدام کنند.
 
روحش شاد و یادش گرامی باد
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 9:22  توسط زوربا  | 

رئيس جمهور:

آنقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه دان تان پاره شود

قطعنامه ها عليه ايران اعتبارى ندارد

سرمایه-قبل از ظهر ديروز با حضور رييس جمهور كارخانه توليد آهن اسفنجى كشور، پروژه اكسيژن سه و تصفيه خانه پساب صنعتى و طرح جامعه آبرسانى شركت ملى فولاد خوزستان مورد بهره بردارى قرار گرفت. به گزارش ايسنا، محمود احمدى نژاد طى سخنانى پس از بهره بردارى از اين طرح ها با ابراز خرسندى از حضور در هفته  بسيج در استان خوزستان و شاهد بودن در به ثمر رسيدن يك خدمت بزرگ به ملت ايران، گفت: حق همين بود كه به بهانه اى محضر مردم اين ديار، علما و بزرگان اين ديار شرف ياب شويم و با خاطره  شهيدان و آزادگان يكبار ديگر تجديد ميثاق كنيم. وى همچنين به برخى از اظهارنظرها در مورد آثار اين تحولات در اقتصاد ما اشاره كرد و با بيان اين كه « برخى اظهارنظرهاى ناشيانه و از سويى بدون اطلاع مى كنند و برخى از اظهارنظرها از روى اطلاع است» ادامه داد: اقتصاد كشورهاى زورگو زمين خورده، عده اى اينجا ناراحت هستند و فكر مى كنند اگر آن ها عطسه كنند ما بايد تب كنيم. در واقع ناراحت هستند كه آن ها زمين خورده اند و جورى نشان مى دهند كه گويى وضعيت اقتصادى ما بدتر از آن هاست و خواهد شد در صورتى كه اين يك نوع بى انصافى و بى احترامى به ملت ايران است. وى گفت:  در طول اين سه سال كه به قول  خودشان تصميم گرفته اند تحريم ها را عليه ملت ايران موثرتر كنند ـ البته در سال هاى قبل نيز ايران تحريم بود ـ همه با هم آمدند تا ايران را تحريم كنند و از طريق شوراى امنيت آمدند و قانون ايجاد كردند، ولى نتيجه  اين امر چه بود؟ وى يادآور شد: من ديدم كه برخى از سران بدخواهان بشر اظهارنظر كرده و خيلى ناراحت هستند و از طرفى افسوس مى خورند كه چرا نتوانستند جلوى ملت ايران را بگيرند و از طرف ديگر مى گويند ما نگران هستيم كه قيمت نفت پايين آمده است و ايران مشكل پيدا مى كند. من به آن ها مى گويم شما ما را تحريم كرديد كه زمين بخوريم، اكنون نگران هستيد كه ايران زمين بخورد؟ ما مى دانيم كه شما سردرگم هستيد و متوجه نمى شويد در ايران و حتى كشور خودتان چه مى گذرد. رييس جمهور افزود:  آن ها خيال مى كردند وقتى قطعنامه  اول را عليه ملت ما بدهند ملت ايران دست خود را بالا مى برد و خود را تسليم مى كند، ولى من درهمان موقع گفتم آن قدر قطعنامه بدهيد كه قطعنامه دان تان متلاشى شود. اين ها كاغذ پاره است كه اعتبار، اثر و مشروعيتى ندارد. وى ادامه داد: آن ها اكنون حسرت مى خورند كه اقتصاد ايران را از اقتصاد جهانى جدا كرده اند؛ چراكه اكنون كه اقتصاد جهانى دچار مشكل است، اقتصاد ايران به علت جدايى از اقتصاد جهانى دچار مشكل نشده و سرزنده كار خود را ادامه مى دهد. عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد.  اين ها عامل اصلى اين موفقيت ها، وجود روحيه  بسيجى در كشور و همت بلند مردم و مردان و زنان ايرانى است. وى با تاكيد بر اين كه «سرعت سازندگى در عرصه هاى گوناگون در كشور بى نظير است» گفت: به فضل الهى تحولاتى كه در اقتصاد جهانى رخ داده تاثيرى در اقتصاد ما نخواهد داشت، چون اقتصاد ما بر دوش مردم و متكى بر منابع داخلى است. احمدى نژاد گفت:  دشمنان مى خواستند ما را محدود كنند و وارد سازمان تجارت جهانى نشويم. ما از خدا خواستيم كه نشويم و اكنون اقتصاد ما در امان مانده است. وى گفت: ما بايد ايران را با همت هاى بلند ايرانى،  انديشه و روحيه بسيجى بسازيم. البته در گوشه  و كنار برخى هستند كه مى خواهند بگويند نمى شود و ما نمى توانيم ايران بسازيم و منفى بافى مى كنند. وقتى قيمت نفت بالا مى رود آن را بر سر ملت ايران مى كوبند، وقتى پايين مى رود آن را باز بر سر ملت ايران مى كوبند، من نمى دانم در سر آن ها چه مى گذرد، ولى ملت ايران راه خود را پيدا كرده است.وى ادامه داد: اكنون قيمت نفت ۴۰ و چند دلار است و اگر به جايى برسد كه هيچ نفتى از ما نخرند، ملت ايران مى تواند خود را اداره كند، خوب هم مى تواند اداره كند. رئيس جمهور خاطرنشان كرد:  در بودجه سال آينده و سال هاى آينده نوسانات قيمت نفت نمى تواند اثر تعيين كنند ه اى بر توليد و سرمايه گذارى ما داشته باشد، علت عمده  اين است كه در سرزمين ولايت، فرهنگ بسيجى حاكم است و بسيارى از زحماتى كه كشيده مى شود، قابل نمايش از عدسى دوربين نيست و در قالب كلمات نمى توان بيان كرد. محمود احمدى نژاد همچنين در مجمع عمومى بانك مركزى جمهورى اسلامى ايران ، با بيان اين كه « نظام بانكى مى تواند موازنه هاى افراد و گروه ها را تغيير دهد» اظهار كرد: بايد با اجراى سياست هاى دقيق از التهاب آفرينى در اقتصاد كشور و سوءاستفاده فرصت طلبان به طور مطلق جلوگيرى كرد. وى اقتصاد ايران را داراى ظرفيت ها و استعدادهاى فراوان برشمرد و گفت: منابع بانكى بايد در خدمت توليد، فعاليت هاى اقتصادى سالم و محرومان باشد. وى با اشاره به ضرورت ارائه اطلاعات دقيق و متقن از سوى بانك مركزى تاكيد كرد: روش هاى محاسبه نرخ رشد و تورم در كشور بايد مبتنى بر شرايط جامعه و اصولى باشد. رييس جمهور بانك مركزى را داراى نيروى انسانى كارآمد و توانايى هاى بالا دانست و اظهار كرد: تحليل هاى ارائه شده ازسوى بانك مركزى بايد اميدبخش و دقيق و در راستاى حفظ فضاى آرامش و اعتماد در كشور باشد. وى با بيان اين كه «بايد از روش هاى نوين براى نظارت استفاده كرد» گفت: سيستم نظارتى بانك مركزى بايد به نحوى سازماندهى شود كه با سرعت و به روز جلوى انحراف را بگيرد. وى با تاكيد بر لزوم افزايش ارائه تسهيلات قرض الحسنه به ويژه در مناطق محروم، خاطرنشان كرد: بانك مركزى بايد بر نحوه ارائه تسهيلات و مصرف تسهيلات ارائه شده نظارت كند تا حقوق مردم ضايع نشود. احمدى نژاد اصلاح و تنقيح ضوابط و دستورالعمل ها را ضرورى عنوان و تصريح كرد: ضوابط بانكى بايد جامع، دقيق و باثبات باشد تا نظم در سيستم بانكى و مديريت پولى كشور حاكم شود. وى در پايان با قدردانى از زحمات مسوولان و كاركنان بانك مركزى و نظام بانكى گفت : سال ۸۶ سالى همراه با تحريم هاى اقتصادى ايران از سوى دشمنان بود اما با فعاليت هاى نظام بانكى كشور خنثى شد

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 16:39  توسط زوربا  | 

شبیخون

برسان باده که غم روی نمود ای ساقی

این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی

 

حالیا نقش دل ماست در آیینه جام

تا چه رنگ آورد این چرخ کبود ای ساقی

 

دیدی آن یار که بستیم صد امید در او

چون به خون دل ما دست گشود ای ساقی

 

تیره شد آتش یزدانی ما از دم دیو

گر چه در چشم خود انداخته دود ای ساقی

 

تشنه خون زمین است فلک وین مه نو

کهنه داسی است که بس کشته درود ای ساقی

 

منتی نیست اگر روز و شبی بیشم داد

چه ازو کاست و بر من چه فزود ای ساقی

 

بس که شستیم به خوناب جگر جامه جان

نه ازو تار به جا ماند و نه پود ای ساقی

ه . الف سایه

حق به دست دل من بود که در معبد عشق

سر به غیر تو نیاورد فرود ای ساقی

 

این لب و جام پی گردش می ساخته اند

ورنه بی می ز لب و جام چه سود ای ساقی

 

در فرو بند که چون سایه در این خلوت غم

با کسم نیست سر گفت و شنود ای ساقی

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 9:0  توسط زوربا  |