تبليغاتX
بیداد
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم
سید محمد خاتمی با صدور بیانیه ای به صورت رسمی از حضور در انتخابات به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری به نفع میر حسین موسوی انصراف داد و نامزدی موسوی را برای کشور کم هزینه تر دانست.جت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی شامگاه ۲۶ اسفند با صدور بیانیه ای به صورت رسمی از حضور در انتخابات به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری انصراف داد.
متن کامل بیانیه انصراف خاتمی از حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم به عنوان نامزد انتخابات بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
زادروز همایون حضرت پیامبر بزرگ اسلام (ص) و فرزند والاگهرش حضرت امام صادق (ع) را به ملّت شریف ایران و همه دوستداران حق و فضیلت شادباش می‌گویم و در آستانه سال نو، روز و روزگاری سرشار از شادابی و پیروزی را برای همه هموطنان عزیزم و همه کسانی که به صلح در جهان و کرامت و حرمت انسان در هر جا باور دارند آرزو می‌کنم.
سی سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی که هزینه‌ای سنگین برای آن پرداخته شده است می‌گذرد و ملت بیدار ایران بحرانهای بزرگی را با پیروزی و سرافرازی پشت‏سر گذاشته است و دستاورد های بزرگ معنوی و مادی او در این دوران کم نیست، ولی تا رسیدن به اوج آرمانهای بلند تاریخی خود راه درازی در پیش دارد که به لطف الهی و بیداری و استواری و همت فرزندان دلیرش برای رسیدن به آنها امیدوار است.
بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام(ره) در تبیین نظری و عملی این نظام همواره رأی مردم و حضور فعال و مسؤولانه آنها در صحنه را اصل می‌خواندند و جریان انتخابات آزاد و سالم در جمهوری اسلامی را به ضرورتی اصیل و غیرقابل خدشه می‌دانستند.
اینک در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بار دیگر همه ما ایرانیان در برابر آزمایشی مهم قرار گرفته‌ایم، آنچه می‌تواند امید به آینده بهتر را زنده نگهدارد. حضور آگاهانه، مسؤولانه و فراگیر ملت است که هر مانعی را از پیش رو برخواهد داشت و من نیز در هر شرایطی نقش و وضع خود را جدا از نقش و وضع ملت شریف ندانسته و نمی‌دانم و در تمام دوران مسؤولیت رسمی و پس از آن ضمن تأکید بر آرمانهای والای انقلاب، همچنان در راه تقویت جامعه مدنی و تبیین گفتمان اصلاحات در متن جامعه از هیچ کوششی دریغ نکرده و نخواهم کرد.
درخواستهای گسترده‏ اقشار مختلف و وسیع مردم در سراسر کشور مرا بر آن داشت که با وجود همه مشکلات، تنگناها و موانع به عنوان نامزد این دوره از انتخابات اعلام حضور کنم. در حالی که پیش از آن گفته بودم که ترجیح من چنین است تا در موقعیتی غیر از مسؤولیت ریاست جمهوری دین خود را به مردم و کشور بپردازم و بر این باور بودم که دیگرانی که شایسته‌اند در عرصه حاضر و فعال باشند. بحمدالله قبل از من بزرگانی اعلام حضور کردند و اینک جناب آقای مهندس میرحسین موسوی هرچند دیر، آمادگی خود را برای نامزدی به طور رسمی اعلام کرده‌اند.
ضمن سپاس فراوان از همه محبت‌هایی که از دوستداران اسلام و ایران از جمله احزاب و تشکلهای مختلف و نخبگان و اندیشمندان و هنرمندان و بالاتر از همه از سوی توده‌های پرشور مردم در سراسر میهن عزیز نصیب من شده است و نشانه این شور پرشکوه را همگان در سفر کوتاه من به استانهای فارس، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر دیدند و بخصوص با تشکر از نسل جوان و بیداردل که شور و شعور تأمل برانگیز خود را بیش از پیش نشان دادند، اعلام می‌کنم که به یاری پروردگار همچنان و همواره در کنار مردم از عزت اسلامی، عظمت ایران و سربلندی ایرانی در همه حال و در همه جا در حد توان خود دفاع کرده و خواهم کرد. ضمن تأکید بر این نکته که همه ما باید میدان و عرصه انتخابات را از بازیگرانی که چشم به تفرقه نیروهای اصلاح طلب و خواستار تغییر دوخته‌اند بگیریم و همه تلاش خود را برای برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم معطوف کنیم، انصراف خود را از نامزدی در انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام می‌دارم، اما همچنان با همه توان با فعالیت مستمر و حضور در صحنه اجتماع لحظه‌ای از آرمانهای مردم و مسؤولیت خود در برابر آنان فاصله نخواهم گرفت. در این شرایط حساس و خطیر نکته‌هایی را یادآور می‌شوم:
۱- حرکت اصلاح طلبانه که تباری روشن و پیشینه‌ای تاریخی دارد، حرکتی است مستمر که از متن جامعه (نه بالضروره از حکومت و قدرت) می‌گذرد. آرمانهای این حرکت در افقی قرار دارد که فاصله ما با آن کوتاه نیست، ولی آنچه باید به فوریت به آن اندیشید، “تغییر سازنده ” در وضعیت کنونی کشور و در روال مدیریت آن است. در عین احترام به همه مسؤولان و دست اندرکاران امور و عرض خسته نباشید به همه آنان، می‌گویم که شیوه عمل و راهکارها و راهبردها (اگر واقعاً راهبردی وجود داشته باشد!) اکنون منجر به ظهور و بروز مشکلات فراوان و اساسی برای انقلاب، کشور و مردم شده است که رفع آنها نیز همتی بلند و شکیبایی فراوان می‌طلبد. بنابراین در این برهه حساس اندیشیدن به تغییر و تلاش برای تحقق آن، رسالت و وظیفه همه کسانی است که به ایران، به مردم و خواسته‌های مبرم آنان و به آرمانهای انقلاب می‌اندیشیدند.
۲- وحدت و پرهیز از تشتت رأی و تصمیم برای همه کسانی که گذر از وضع فعلی و رسیدن به وضعیتی بهتر را باور دارند، امری ضروری و پاس داشت آن مقتضای خرد است.
۳- هنگامی که گفتم «یا من یا مهندس موسوی» در عین احترام به همه عزیزانی که در عرصه انتخابات حضور داشته یا خواهند داشت، به این ظرایف نظر داشتم:
اولاً: به اهمیت انتخابات، ضرورت پیروزی در آن، لزوم تغییر وضع فعلی در جهت مصالح کشور و اصلاح در حد توان و امکان، یکپارچگی نیروهای تغییرخواه و پرهیز از مخدوش شدن ضرورت‌های فوق با طرح گفتمانهای متفاوت، (ولو یکسان در اصول) توجه داشتم و لذا با فرض آمدن جناب آقای موسوی نمی‌آمدم و حالا نیز نمی‌مانم.
ثانیاً: جناب آقای مهندس میرحسین موسوی دارای شخصیتی اخلاقی، آزاداندیش، متعهد به اسلام و انقلاب و مردم، از سرمایه‌های ارزشمندی است که در موقعیت‌های خطیر و حساس، صداقت و شایستگی خود را در خدمت به کشور و ملت نشان داده‌اند. همچنانکه برادر گرانقدرم، حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای کروبی نیز از نیروهای ارزش‌مدار، رنج کشیده پیش و پس از انقلاب، مخلص و شایسته است که همواره در خدمت مردم و انقلاب بوده‌اند و همچنین دیگر عزیزانی که آمدن خود به صحنه انتخابات را بزرگوارانه منوط به نیامدن من کردند، همگی بزرگواران شایسته‌اند.
ثالثاً: بر این باورم که جناب آقای مهندس موسوی، برای ایجاد تغییر در شرایط کنونی شایستگی لازم را دارند، هرچند ممکن است تفاوت‌ها و تمایزهایی در نظر و عمل وجود داشته باشد، اما مهم آن است که این عزیز نیز به آرمانهای انقلاب و ملت پایبنداند و از حقوق و آزادیهای بنیادین و حاکمیت مردم بر سرنوشت و مصالح ملی و حیثیت بین المللی کشور به جد دفاع کرده و می‌کنند.
رابعاً: حضور در انتخابات برای پیروزی است، نه یک تفنن پرهزینه و بر این باورم که ایشان زمینه کسب آرا و انتخاب از سوی مردم را دارند، البته در صورتی که همه ما هوشیارانه و واقع بینانه عمل کنیم.
خامساً: آنچه باید بیش و پیش از هر چیز مد نظر باشد، پیروزی اخلاقی است که اگر چنین باشد، نتیجه انتخابات هرچه باشد اخلاق مداران پیروز خواهند بود و شائبه رقابت بر سر قدرت برای من که همواره بر اخلاق تأکید داشته و دارم، امری است که همه تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد. حال که جناب آقای موسوی به صحنه آمده‌اند، با اجتناب از هرگونه گفتار یا عملی که موجب تفرقه باشد، نیاز به ایجاد فضای شاداب وحدت و همدلی است. هر عملی که به تشتت آراء و اختلاف نظر خواستاران «تغییر» - در هر جبهه و جناحی که باشند- بیانجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود.
من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که «میزان» رأی آنان است و باید آرائشان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار می‌کشم تا به یاری خداوند تغییر و بهبود اوضاع بهتر و کم هزینه‌تر در دسترس قرار گیرد و با این کار می‌کوشم تا امکان بهره‌برداری سوء را از کسانی که پیروزی خود را در القاء اختلاف و نیز تشتت آراء در جبهه گسترده خواستاران تغییر می‌جویند بگیرم.
بر این پایه از همه افراد و شخصیت ها و گروههای فعال در عرصه انتخابات می‌خواهم با تأکید بر موازین اخلاقی و پرهیز از واکنشهای احساسی راه را بر هرگونه پیش‌داوری و سوء تفاهم ببندند و چشم اندازی نو برای تأثیرگذاری در سرنوشت انتخابات پیش رو بگشایند.
به برادران عزیزم آقایان کروبی و موسوی نیز صمیمانه عرض می‌کنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نیانجامد و می‌دانم که این عزیزان همه تلاش خود را در این راه به کار خواهند برد، ان شاء الله.
در اینجا بار دیگر از همه بزرگوارانی که به من اظهار لطف کرده و می‌کنند سپاسگزاری می‌کنم و به ویژه به جوانان عزیزی که داوطلبانه و بی هیچ چشم‌داشتی، منشاء شوری دل‌انگیز و تحرکی مؤثر در جامعه شدند عرض می‌کنم که ما می‌توانیم در کنار هم و با بهره گیری از فضایی که ان‌شاء‌الله بازتر از فضای کنونی خواهد بود، در جهت خواست‌های تاریخی ملت و آرمانهای بلند اصلاح طلبانه و برای تقویت ارزشهای اصیل انقلاب و اعتلاء میهن و آزادی و حقوق اساسی ملت و عدالت همه جانبه و بالابردن وجهه و اعتبار مردم ایران در کشور و در منطقه و جهان حرکت کنیم.
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب ”
سیّد محمّد خاتمی
۲۶ اسفند ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 11:42  توسط زوربا  | 

گروهی از اقتصاد دانان کشور برای چندمین بار نامه ای هشدار دهنده صادر نمودند و در مورد بحران اقتصادی و طرح های بی منطق نگرانی خویش را اعلام نمودند.

حتما همه به خاطر دارند زمانی که نفت در خدود ۱۴۰ دلار فروش می رفت و سر ما پر از غرور بود و در پی حل مشکلات اقتصادی جهان بودیم نیز چنین نامه ای صادر شد اما به عادت گذشته متخصصین را نادیده گرفتیم و هزاران افترا هم به آنان زدیم و سر خویش گرفتیم و بزرگترین فرصت تاریخی را از دست دادیم و امیدوارم برای آیندگان به جهت ازدست دادن این فرصت جوابی داشته باشیم و شد آنچه شد و ای کاش در بحران به نظرات کارشناسان اهمییت دهیم تا شاید ..................

 

نامه هشدار آمیز اقتصاددانان ایرانی به نمایندگان مجلس


تعدادی از اقتصاددانان ایرانی، همزمان با بررسی نهایی لایحه بودجه در مجلس، از نمایندگان خواسته اند که افزایش ناگهانی قیمت مواد سوختی را تصویب نکنند.

از نظر این گروه از استادان اقتصاد، افزایش یک باره مواد سوختی مغایر منافع و کوتاه مدت و بلند مدت مردم ایران است و "روستائیان و فقرای شهری بیش از بقیه از حذف یارانه ها آسیب خواهند دید."

دولت محمود احمدی نژاد در لایحه بودجه پیش بینی کرده است که یارانه مواد سوختی نظیر بنزین، گازوئیل، گاز و برق در سال آینده حذف شود و این مواد به قیمت های بین المللی در بازار داخل به مشتریان عرضه شود.

کمیسیون تلفیق مجلس نیز بخشی از نظر دولت را پذیرفته و اگر این بخش از لایحه بودجه در صحن علنی مجلس تصویب شود، از سال آینده یارانه مواد سوختی حذف خواهد شد.

با قانونی شدن طرح حذف یارانه ها، قیمت برخی از مواد سوختی نظیر بنزین و گازوئیل و گاز و برق چند برابر می شود. برای نمونه قیمت هر لیتر بنزین از ۱۰۰ تومان به ۳۵۰ تومان و هر لیتر گازوئیل از حدود ۱۶ تومان به ۱۰۰ تومان خواهد رسید.

در بودجه سال آینده درآمد ناشی از افزایش قیمت مواد سوختی ۲۰ هزار میلیارد تومان (۲۰ میلیارد دلار) در نظر گرفته شده است که ۸ هزار و پانصد میلیارد تومان (۸.۵ میلیارد دلار) آن در بخش عمرانی هزینه خواهد شد و بقیه نیز به صورت نقدی بین خانوارهای کم درآمد و بخش تولید توزیع خواهد شد.

استادان اقتصاد می گویند لایحه دولت "مصداق بارز سیاست شوک درمانی است" که در دهه های هشتاد و نود میلادی در برخی کشورها به اجرا در آمد و نتیجه آن "تورم بی مهار، رکود عمیق، تشدید فقر و نابرابری، فروپاشی ارزش پول ملی و تنش های اجتماعی" بوده است.

این گروه از کارشناسان اقتصاد از نمایندگان مجلس پرسیده اند: "آیا جایز است پس از آن همه تجربه شکست خورده جهانی و برخلاف نتایج پژوهش های صورت گرفته در مورد اقتصاد ایران، مجددا شوک درمانی را در اقتصاد ایران آزمون کنیم؟"

تورم فزاینده

حذف یارانه ها و عرضه مواد سوختی به قیمت های بین المللی این نگرانی را به همراه داشته که تورم به حد غیر قابل کنترلی برسد. تورم هم اکنون در ایران ۲۶ درصد است و این احتمال وجود دارد که تورم با حذف یارانه ها به حدود دو برابر برسد.

به نظر استادان اقتصاد، در شرایطی که کشور از نرخ تورم بالایی رنج می برد، اجرای "شوک درمانی" موجب تشدید بی ثباتی اقتصادی، افزایش ناامنی در بازار سرمایه و افزایش تمایل به خروج دارایی ها از کشور خواهد شد.

این گروه می گویند که برنامه حذف یارانه ها "سرانجامی جز تضعیف ارزش پول ملی و خیزش انتظارات تورمی نخواهد داشت."

برخی نمایندگان مجلس نیز در هنگام بررسی نهایی لایحه بودجه نسبت به عوارض حذف یارانه ها هشدار داده اند و می گویند که با حذف یارانه ها فشار بر مردم افزایش خواهد یافت و بهتر است دولت این برنامه را به صورت پلکانی در یک دوره چند ساله اجرا کند.

علیرضا محجوب نماینده تهران در مجلس هنگام بررسی نهایی لایحه بودجه خطاب به نمایندگان گفت: " از جیب مردم بر می دارید و به جیب دولت می گذارید. مالیات وضع می کنید بدون این که به اطلاع آنها برسد. این هدفمندسازی آنقدر بزرگ بود که جا داشت برای آن رفراندوم گذاشته شود."

دولت می گوید که با توزیع پول نقد بین خانوارهای کم درآمد مانع از فشار بر خانواده های کم درآمد خواهد شد اما اقتصاددان می گویند: "روستائیان و فقرای شهری آسیب پذیرترین اعضای جامعه هستند که از این گونه سیاست ها خسارت خواهند دید."

زیان فقرا

پرداخت یارانه ها در طول سالیان اخیر به قدری افزایش یافته است که به عقیده دولت ادامه پرداخت آن به شیوه کنونی وجود ندارد. دولت می گوید که مخالف پرداخت یارانه نیست اما در حال حاضر یارانه بیشتر توسط خانوارهایی مصرف می شود که درآمد بیشتری دارند و از امکانات استفاده بیشتری می کنند در حالی که این یارانه باید در اختیار کسانی قرار بگیرد که درآمد کمتری دارند.

برای همین دولت درصدد است با حذف یارانه ها، هر ماهه مبالغی را به صورت پول نقد بین مردم توزیع کند تا فشار کمتری به خانوارهای کم درآمد وارد شود.

این در حالی است که استاددان اقتصاد معتقدند که با اجرای این طرح" روستائیان هر چند کمتر از یارانه سوخت بهره مند می شوند اما بیش از همه مردم از حذف یارانه ها آسیب خواهند دید."

این گروه از کارشناسان اقتصاد بر این باورند که پس از اجرای این طرح "باید شاهد موج تازه ای از مهاجرت و حاشیه نشینی در ایران باشیم."

بخشی از درآمدهای ناشی از افزایش قیمت قرار است کسری بودجه دولت را در سال آینده تامین کند و به عنوان بودجه عمرانی هزینه شود اما استادان اقتصاد معتقدند دولت سعی دارد "ناکارآمدی" و "هزینه سوء تدبیر و مدیریت" خود را بر مردم تحمیل کند.

کارشناسان اقتصادی در این زمینه اتفاق نظر دارند که حجم یارانه ها پرداختی بالاست اما در نحوه حذف آن اختلاف نظر وجود دارد برای همین کارشناسان اقتصادی منتقد طرح دولت، اجرای آن را زیانبار ارزیابی کرده و از نمایندگان مجلس خواسته اند "از اجرای چنین سیاست های شتاب زده ای، پیش از انجام اصلاحات زیر ساختی و نهادی بپرهیزند."

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 10:37  توسط زوربا  | 

خدایا

      شبی جبه دیگر کن و پوستین

                                              برون آ از آن جایگاه بلند

رها کرده خویشتن را ببین

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 19:2  توسط زوربا  | 

فرزندانتان را به كلاس موسيقي نفرستيد! آسيب شناسي آشفته بازار موسيقي در ايران (بخش نخست)

ايرج نظافتي
ترافيك سنگين عصر پنجشنبه در تهران است كه ناگهان صداي زلزله اي مهيب توجه رانندگان را به خود جلب مي كند:
ديبس... ديبس.. ديبس...
اتومبيلي آخرين مدل كه سرنشينان آن چند جوان با موهاي سيخ شده و آرايش هاي آنچناني هستند در دل ترافيك آخر هفته پايتخت آلودگي صوتي خاصي را به آلودگي هوا افزوده اند.
تكان هاي دست و سر آنها نشان مي دهد كه سرنشينان جوانش آنچنان روح و روان خود را به استرس كاذب موسيقي بي هويت و غيرقابل دفاع غرب سپرده اند كه گويي جهان فاني و باقي برايشان سرابي بيش نيست، هر چه هست و نيست همين لحظه است و بس!
اما فاجعه بارتر اين است كه شما متوجه شويد همين موسيقي گوشخراش مجوز رسمي انتشار از مراجع ذيصلاح را دارد! از آن طرف هم شركت هاي سودجو كه فقط به پول هنگفت خود مي انديشند با زدن مهر جوان پسند بر چنين آلبومهاي موسيقي آن را به راحتي در جامعه عرضه مي كنند و براي جوانان پاك و بي آلايش اين سرزمين چنان لقمه هاي هنري مي گيرند كه آنان را از هرچه اصالت و فرهنگ و تمدن چندين و چند هزارساله ايراني- اسلامي است فرسنگ ها دور مي كند.
با اين حال بايد پرسيد اين كشتي بي لنگر موسيقي در ايران كه در درياي مواج و طوفاني كاسب كاران سودجو رها شده به سمت كدام ساحل نجات در حركت است. چرا اساتيد برجسته موسيقي سنتي كه عمري را در خدمت به اين هنر طي كرده اند اينك يا در كنج عزلتي غريبانه نشسته و نظاره گر آشفته بازار كنوني هستند و يا به دست فراموشي سپرده شده اند.
در اين سلسله گزارش ها به بررسي و واكاوي اوضاع موسيقي در ايران و ارايه ديدگاه هاي مردم، صاحب نظران و اساتيد برجسته موسيقي خواهيم پرداخت.
ميدان فروش دردست موسيقي پاپ
«ديگه قيدمو بزن، اگه تو نبودي، نفس هاي بي هدف، نيستي تو، قول و قرار، عطر نفسها ت، دلم نيومد، بي خوابي، كي فكرشو مي كرد، بي تو با تو، تو منو دعوت كن، نترس و...»
اينها اسامي آلبوم هاي موسيقي به اصطلاح پاپ است كه مجوز رسمي از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را دارا مي باشند.
به اتفاق عكاس روزنامه- محمد شيخ زاده- به يكي از مراكز پخش كاست و سي دي در ميدان امام خميني(ره) مي رويم.
مدير اين مركز مي گويد: «امروز بازار فروش آثار موسيقي در دست پاپ است و كمترين فروش ما متعلق به آثار سنتي مثل كارهاي شجريان و ناظري است.» وي در پاسخ به اين سؤال كه اغلب خريداران چه افرادي هستند، مي گويد: «اغلب تيپ جوان مخاطب پاپ هستند و معمولا افراد مسن تر آثار موسيقي سنتي مي خرند.» وي مي گويد: «چند هفته پيش دو كاست از همايون شجريان منتشر شد كه فروش خوبي داشت اما كاست چاووشي و يگانه كه به بازار آمد فروش آثار سنتي را به حاشيه برد.»
در اين لحظه به چند اثر سنتي از اساتيد موسيقي ايراني اشاره مي كند و مي گويد: «الان خيلي وقت است كه اين كارها را آورده ايم و فروش نرفته اند راستش را بخواهيد آثار موسيقي سنتي را فقط براي جوري جنس مي آوريم! چون فروش ندارد!»
يكي از خريداران آثار پاپ نيز در همين مغازه مخاطب سؤالم قرار مي گيرد و مي گويد: «موسيقي پاپ پيچيدگي هاي سنتي را ندارد و جوان پسند است، ضمناً صدا و سيما نيز شبانه روز دارد اين نوع موسيقي ]پاپ[ را تبليغ مي كند.»
فضاي نگران كننده موسيقي
بسياري از اساتيد برجسته موسيقي ايران از سياستگذاري هاي غلط در حوزه موسيقي و ترويج موسيقي هاي سطح پايين در جامعه اظهار ناخرسندي مي كنند.
محمد جليل عندليبي كه از چهره هاي ارزشمند موسيقي و از اولين هنرمنداني است كه با آغاز انقلاب اسلامي به توليد و ارائه موسيقي اصيل ايراني پرداخت و آثار ماندگاري همچون شعر و عرفان، كيش مهر، بي قرار، ميهن اي ميهن و... عرضه كرد در گفتگو با سرويس گزارش روز كيهان مي گويد: «فضاي كلي موسيقي ايران نگران كننده است، بنده از هر زمان ديگري بيشتر احساس ناامني و نگراني مي كنم، چون جوانان و نوجواناني كه در سرما و گرما عاشقانه دل به كار و فعاليت هنري داده اند آينده اي ندارند، نه مورد حمايت قرار مي گيرند و نه فضاي سالمي بر جامعه موسيقي حاكم است.»
عندليبي مي گويد: «بنده به عنوان فردي كه نزديك به نيم قرن در وادي موسيقي به صورت حرفه اي فعاليت كرده ام به خانواده هاي ايراني توصيه مي كنم كه فرزندانشان را به كلاس هاي موسيقي جهت يادگرفتن ساز و آواز نفرستند! چون اوضاع هرج و مرج و آشفته بازاري حاكم شده و عملا هيچگونه دلخوشي و آينده اي روشن در انتظار هنرجويان موسيقي نيست.»
فاصله گرفتن از انقلاب
با آغاز انقلاب اسلامي باب جديدي در عرصه موسيقي ايراني باز شد و عملا جلوي انتشار و رشد
موسيقي هاي موسوم به لاله زاري و مبتذل گرفته شد و آثار ارزشمند سنتي توسط هنرمنداني همچون شجريان، ناظري، عليزاده، عندليبي، ذوالفنون و... عرضه شد اما رفته رفته برخي از اين هنرمندان متأسفانه مسحور دنياي غرب و كنسرت ها و مصاحبه هاي رنگارنگ خارجي شدند و از همراهي با انقلاب بازماندند و گويا فراموش كردند كه انقلاب اسلامي بستر رشد و تعالي آنان را فراهم كرده است چرا كه اگر همان فضاي موسيقايي حاكم بر رژيم پهلوي ادامه مي يافت قطعاً مردم امروز ما نه شجريان را مي شناختند و نه شهرام ناظري را.
محمد جليل عندليبي مي گويد: «عملا خيلي از همراهان انقلاب قهر كردند و از همراهي باز ماندند، مثلا شجريان كه سرودهاي فاخر داشت يا شهرام ناظري كه با صداي پرشور و انقلابي مي خواند كجا هستند.»
اين استاد و پيشكسوت موسيقي مي گويد: «امروزه كار به جايي رسيده هنرمنداني كه از انقلاب اسلامي بريده شده و حتي نسبت به ارزش ها دهن كجي مي كنند فورا از جانب دشمنان ما موفق به دريافت جايزه مي شوند و اين جوايز را در بوق و كرنا مي دمند و در رسانه هاي تمام جهان اين موضوع را جار مي زنند، درحالي كه گرفتن چنين جوايزي از دست اجنبي نه تنها افتخار نيست بلكه مايه ننگ يك هنرمند واقعي ايراني است.»
عندليبي مي گويد: «امروز فضاي موسيقي را همين آقايان به شكلي درآورده اند كه همه را مشتاق مي كند تا به خارج بروند و مصاحبه كنند تا شايد جايزه بگيرند، و چون در داخل متولي دلسوزي كه حامي هنرمندان باشد وجود ندارد گرايش به خارج رفتن و گرفتن لوح تقدير و نشان افتخار از خارجي ها به يك ارزش نهادينه شده مبدل گرديده است!»
استاد عندليبي با لبخندي مليح مي گويد: «حتي به سرم زده تا من هم به آن طرف آب بروم و مانكن شوم، شايد مهم شدم و جايزه اي گرفتم! چون بعد از گرفتن جايزه مصاحبه با تمام رسانه هاي جهان را برايم فراهم مي كنند!»
وي مي گويد: «شهرام ناظري به خاطر فعاليت هاي موسيقي عرفاني نشان شواليه از دولت فرانسه دريافت كرد، حال اگر توجه كنيد مي بينيد كه تمامي آثار عرفاني ايشان توسط بنده و آقاي ذوالفنون ساخته و اجرا شده و با حال و هواي اول انقلاب همراه است اما ايشان هيچ اسمي از ما نبرد، اين در حالي است كه اولين شرط عرفان معرفت است. ضمناً اگر فضاي انقلاب نبود قطعاً چنين آثاري خلق نمي شد.»
دو كلمه حرف حساب!
شب است و چهره ميهن سياهه
نشستن در سياهي ها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجويم
كه هر كه عاشقه پايش به راهه
برادر بي قراره، برادر نوجوونه، برادر غرق خونه، برادر كاكلش آتشفشونه
اين تصنيف زيبا يادگار دوران دفاع مقدس است كه با صداي استاد شجريان اجرا و از صدا و سيما بارها پخش شده است.
يك كارشناس امور فرهنگي در گفتگو با سرويس گزارش روز كيهان مي گويد: «انقلاب اسلامي بستر مناسبي را براي رشد موسيقي اصيل ايراني فراهم كرد و فتواي راهگشاي حضرت امام(ره) درهمان زمان بسياري از جهت ها را مشخص كرد و افرادي مثل شجريان، ناظري و خيلي هاي ديگر بالا آمدند اما بعدها و خصوصاً در ساليان اخير اين هنرمندان به شيوه اي كاملاً محسوس خط خود را از انقلاب جدا كردند و مجذوب فستيوال ها و جشنواره هاي آمريكايي و اروپايي شدند و حتي در مقام مصاحبه شونده در رسانه هاي ضد انقلاب حاضر شدند.»
اين كارشناس امور فرهنگي مي گويد: «جناب استاد شجريان و شهرام ناظري به عنوان ياران انقلاب اسلامي در عرصه توليد و خلق موسيقي فاخر بايد به افكار عمومي پاسخ دهند كه چرا و آنچنان شيفته حضور در فستيوال هاي خارجي هستند كه حاضرند ساعت ها با شبكه هاي ماهواره اي ضد انقلاب و بلندگوهاي شيطان همچون صداي آمريكا، راديو فردا، بي بي سي و... به گفتگو بپردازند.»
وي به حكايتي اشاره مي كند و مي گويد: «از يكي از ياران امام علي (ع) كه به اردوگاه معاويه پيوسته بود پرسيدند زندگي در سايه عدالت علي(ع) بهتر بود يا نشستن پاي سفره معاويه و او چنين پاسخ داد: در عدالت علي(ع) شكي نيست اما چكار كنيم كه سفره معاويه رنگين تر و چرب تر است!»
هنرمند بايد مردمي باشد
عليرضا افتخاري، خواننده تواناي موسيقي سنتي در گفتگو با سرويس گزارش روز كيهان درباره وضعيت موسيقي ايراني مي گويد: «به عقيده من براي حل مشكلات موجود در عرصه موسيقي اول بايد هنرمندان خودشان را اصلاح كنند يعني مشكل اصلي از خودماست، وقتي مسئولين هم مي بينند هنرمندان ما اينچنين هستند خب همسايه هر چه ديوانه تر بهتر! ما امروز با حريفانمان سرسازگاري داريم و با خودمان در ستيزيم، شاعر مي گويد روز و شب با خودستيزي، نيز از مردم گريزي.»
استاد افتخاري يكي از دردهاي جامعه امروز موسيقي را فاصله گرفتن هنرمندان از مردم مي داند و مي گويد: «متأسفانه خيلي از اساتيد برجسته را نمي توانيد به راحتي پيدا كنيد بلكه بايد با منشي آنها هماهنگ كنيد، حال علت اين جدا بودن از مردم را بايد خود همين آقايان پاسخ دهند، چون اينها نه صادق هدايت هستند كه بخواهند به دنبال عزلت نشيني باشند و نه داراي موقعيت سياسي و حكومتي اند، بلكه بايد در ميان مردم باشند.»
وي مي گويد: «مرحوم «ام كلثوم» كه هنرمند برجسته اي بود مي گويند در خانه اش به روي همه باز بود، حال ما نيز زماني مي توانيم به آشفته بازار موسيقي خاتمه دهيم و اين فضاي بساز و بفروش را در عرصه موسيقي از ميان برداريم كه هنرمندان ما در ميان مردم باشند و كمتر دل به آن طرف آبها خوش كنند.
سياستگذاري ها مكمل تهاجم فرهنگي
سيدجلال الدين محمديان، يكي ديگر از چهره هاي موسيقي فاخر انقلاب با انتقاد به سياستگذاران موسيقي در صدا و سيما و ارشاد مي گويد: دوستان كارگزار در ارشاد و صدا و سيما دم از مبارزه با تهاجم فرهنگي مي زنند، اين در حالي است كه سياست هاي حوزه موسيقي كشورمان در حال حاضر به رشد تهاجم فرهنگي كمك مي كند، امروز معيار تفكيك موسيقي سالم از ناسالم از ميان رفته و همه چيز تجاري شده، همين روند سبب گرديده تا امروز به اين وضعيت تأسف بار و تأمل انگيز برسيم.»
محمديان مي گويد: «اگر مي خواهيمموسيقي سنتي خوب و متناسب با معيارهاي ايراني اسلامي اشاعه دهيم و از هرز رفتن جلوگيري نماييم چاره اي نداريم جز اينكه مسئولان موسيقي خود اينكاره باشند و با دلسوزي تمام به ارايه راهكار بپردازند، به عنوان مثال در يك شوراي سياستگذاري مي بينيم از هشت نفر اعضا، هفت نفر آنها خود از اهالي موسيقي پاپ و جاز هستند، كه با ادامه اين روند ديگر نبايد اميدوار بود كه موسيقي رشد كند.»
وي مي گويد: «تا اين خواننده هاي به اصطلاح پاپ و موسيقي هاي خشن و پر سر و صداي آنها مانده كسي صداي ما را گوش نمي كند!»
سيدعبدالحسين مختاباد، خواننده جوان موسيقي سنتي نيز مخاطب ديگر سؤال ما قرار مي گيرد و مي گويد: «در حال حاضر موسيقي فاخر ايراني در هيچ كجاي دنيا تريبون ندارد، يعني حتي در رسانه ملي خودمان نيز كاملاً مظلوم واقع شده، چرا كه تلويزيون پس از گذشت 30 سال از انقلاب هنوز ساز ايراني را نشان نمي دهد.»
مختاباد مي گويد: «به عقيده من هيچگونه سياستگذاري خاصي در حوزه موسيقي وجود ندارد، اين در حالي است كه پس از گذشت 30 سال از انقلاب بايد بهترين الگو از موسيقي را به جامعه ارايه مي داديم.»

روزنامه کیهان-شنبه 25 آبان 1387 - 16 ذي القعده 1429 -15 نوامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19231

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 19:18  توسط زوربا  | 

دیوان محاسبات ایران اظهارات احمدی نژاد را رد کرد

دیوان محاسبات ایران، یک روز پس از اظهارات محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران که گزارش این سازمان درباره وضعیت نامعلوم یک میلیارد دلار از مازاد درآمد نفت در سال ۱۳۸۵ از حساب ذخیره ارزی را ناشی از "اشتباه و بی دقتی" توصیف کرده بود، از گزارش خود دفاع کرده است.

دیوان محاسبات کل کشور در ایران در نامه‌ای که به مدیر شبکه اول تلویزیون دولتی ایران فرستاده ، خواستار حضور در برنامه مشابه برنامه تلویزیونی ای شده است که آقای احمدی نژاد در آن گزارش دیوان محاسبات را "اشتباه" توصیف کرد.

یک روز پس از پخش اظهارت رئیس جمهوری ایران از تلویزیون دولتی این کشور، دیوان محاسبات ایران ابراز امیدواری کرده است که در یک برنامه تلویزیونی بتواند با ارائه "اطلاعات و اسناد شفاف" سرنوشت یک میلیارد و ۵۸ میلیون دلار و بیش از چهار هزار مورد انحراف (در حوزه اعتبارات، ‌دریافت‌ها، تبصره‌ها) از احکام قانون بودجه ۸۵ را‌ برای افکار عمومی روشن کند.

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران در جریان یک برنامه تلویزیونی که سه شنبه شب ۲۹ بهمن پخش شد، به گزارش دیوان محاسبات واکنش نشان داد و با"اشتباه و بی دقت" خواندن این گزارش از این سازمان و مجلس شورای اسلامی به علت "سر و صدا" در مورد این موضوع گله کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 11:45  توسط زوربا  |