|
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم
|
داغ مرا تازه تر کن
زآه شرر بار این قفس را
بر شکن و زیر و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنج قفس در آ
نغمه آزادی نوع بشر سر آ
وزنفسی عرصه این خاک توده را
پر شرر کن
ظلم ظالم
جور صیاد
آشیانم
داده بر باد
ای خدا
ای فلک
ای طبیعت
شام تاریک ما را
سحر کن
نوبهار است
گل به بار است
ابر چشمم
ژاله بار است
این قفس چون دلم
تنگ و تار است
شعله فکن در شرر
ای آه آتشین
دست طبیعت
گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نگه ای
تازه گل ازین
بیشتر کن
مرغ بی دل
شرح هجران
مختصر کن
مرغ بی دل شرح هجران مختصر مختصر کن
۱>۳
این شعار نشانگر نوع تفکر و منطق گروه خاصی است که خود را به زیبایی به مردم می شناسانند.
و اما در مورد بیماری پارانویید:
اختلال شخصیت اسکیزوئید: در کسانی تشخیص داده میشود که عمری را در کنارهگیری از اجتماع گذراندهاند. احساس ناراحتی آنها در روابط اجتماعی، درونگرایی، و عواطف محدود و کند آنها قابل توجه است. شخصیتهای اسکیزویید در نظر دیگران افرادی مردم گریز، منزوی، یا تنها هستند.
اختلال شخصیت اسکیزوتایپی: شخص مبتلا به این اختلال کسی است که حتی در نظر مردم عادی هم عجیب و غیرعادی است. تفکر سحرآمیز، عقاید انتساب ، اشتباه حسی و مسخ واقعیت قسمتی از دنیای روزمره این بیمار است.
اختلال شخصیت مرزی: بیماران مبتلا به این اختلال در مرز بین نوروز و سایکوز(روانپریشی) قرار گرفته و با بیثباتی فوقالعاده عاطفه، خلق، رفتار، روابط شیئی و تجسم نفس مشخص هستند.
روانپریشی (psychosis): روانپریشی (سایکوز) یا اختلالات شدید روانی، نوع شدید بیماری روانی است که ویژگی عمده آن فقدان واقعیت سنجی یا قطع ارتباط با دنیای واقعی است. معمولاً بیمار رفتارها و صحبتهای غیر طبیعی دارد. فعالیتهای جسمی و روانی او به حدی دچار اختلال میشود که باعث به هم ریختگی فعالیتهای فردی و اجتماعیاش میشود. چنین بیماری معمولاً از بیماری خود آگاهی ندارد و خود را فرد سالم میداند و از درمان خودداری میکند. در این نوع بیماری اغلب ضایعه مشخصی در مغز مشاهده نمیشود.
اختلال شخصیت نمایشی: با رفتار پرزرق و برق و نمایشی و برونگرا در اشخاص هیجانی و تحریکپذیر مشخص است. در کنار ظاهر پرزرق و برق این افراد غالبا ناتوانی برای برقراری وابستگیهای عمیق و دیرپا وجود دارد.
اختلال شخصیت خودشیفته: این افراد با احساس عمیق اهمیت شخصی، احساسات خود بزرگ بینی و به نوعی بینظیر بودن مشخص هستند.
اختلال شخصیت دوری گزین ( اجتنابی): این افراد نسبت به ترک شدن بینهایت حساس هستند و به همین دلیل ممکن است به زندگی بدون روابط روی آورند با وجود این چنین افرادی نه خجالتی هستند و نه غیراجتماعی، و علاقه شدید برای داشتن همنشین نشان میدهند.
اختلال شخصیت وابسته: افراد مبتلا به این اختلال، به طور مشخص برای احتیاجات خود بر دیگران متکی هستند. از دیگران توقع دارند که مسوولیت مسائل مهم زندگی آنها را به عهده بگیرند، فاقد اعتماد به نفس هستند و در تنهایی اگر از زمانی کوتاه تجاوز کند، احساس نارضایتی شدید میکنند.
اسکیزوفرنی پارانوئید: اسکیزوفرنی نوع پارانوئید با اشتغال ذهنی، با یک یا چند هذیان یا توهمات شنوائی فراوان مشخص است. به طور کلاسیک، نوع پارانوئید اسکیزوفرنی با وجود هذیانهای گزند و آسیب و خود بزرگ بینی مشخص است. این بیماران معمولا در مرحله آشکارشدن بیماری، در دهه سوم یا چهارم عمر خود به سر میبرند. بیمارانی که تا این سن سالم بودهاند، معمولا موقعیت و هویت مشخصی برای خود در اجتماع به دست آوردهاند. یک اسکیزوفرنیک پارانوئید تیپیک معمولا هیجانزده، شکاک و محتاط است. غالبا خشن و پرخاشگر است. از نظر اجتماعی، خود را بهتر حفظ میکند. هوش او در زمینههایی که با هذیانهای او مربوط نیست، ممکن است خوب و آسیب ندیده باقی بماند.
اختلال هذیانی: یکی از اختلالهای نه چندان شایع سایکوتیک است که بیشتر با هذیانهای منفرد و شکلیافته (معمولا گزند و آسیب، حسادت و خودبیمارپنداری) مشخص میشود.
برجستهترین ویژگیهای اختلال شخصیت پارانوئید عبارتند از:
بیاعتمادی و بدگمانی فراگیر و دیرین نسبت به دیگران، حساسیت زیاد نسبت به بیاعتنایی و گرایش به وارسی کردن محیط برای یافتن و برداشت گزینشی نشانههایی که افکار و نگرشهای زیانمند را تایید میکنند. این افراد اهل جرو بحث، خشک و عصبیاند، مسئولیت احساسات خود را نپذیرفته و آن را به دیگران نسبت میدهند. به نظر میرسد که آنها آماده حمله کردن هستند. آنها به اغراق کردن تمایل دارند، به اینکه از کاه کوه بسازند و انگیزههای پنهان و معانی خاصی در رفتار غیرمغرضانه دیگران بیابند. تقریبا همه آنها نگران نوعی آسیب دیدن و سوء استفاده از جانب دیگران هستند. مبتلایان به این اختلال به کرات وفاداری و قابل اعتماد بودن دوستان و بستگان و همسر خود را مورد پرسش قرار میدهند. دارای هوش خوب و حافظه عالی و جزئی نگر و دقیق هستند.
چنین افرادی غالبا حسادت بیمارگونه دارند و بدون دلیل وفاداری همسر و شریک جنسی خود را مورد تردید قرار میدهند.
میزان شیوع و همهگیر شناسیمیزان شیوع این اختلال در بیماران روانپزشکی دو تا ده درصد و در جمعیت عمومی 5/0 تا 5/2 درصد است. افراد مبتلا به این اختلال ندرتاْ خود به دنبال معالجه میروند. آنها زمانی که توسط همسر یا کارفرما برای درمان معرفی میشوند، قادر به جمع وجور کردن خود هستند.
از آنجایی که این اختلال در بستگان بیماران اسکیزوفرنیک بیشتر از گروه کنترل مشاهده میگردد، تصور میشود رابطهای میان آن دو وجود داشته باشد. در واقع افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید و اختلال اسکیزوفرنیک ساختار ژنتیکی مشابهی دارند. این اختلال در مردها بیشتر از زنها دیده میشود و در میان گروههای اقلیت، مهاجران و ناشنوایان شایعتر از جمعیت کلی است.
معیارهای تشخیص
افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید دارای تنش عضلانیاند، ناتوانی برای احساس آرامش و نیاز به کاوش محیط برای پیدا کردن سرنخ در آنها دیده میشود. جدی و عبوساند. در گفتار، منطقی و معطوف به هدف هستند و محتوای فکر آنها حاکی از فرافکنی و تعصب است. ممکن است خطاهای حسی نیز داشته باشند. این افراد برای دیگران افرادی فاقد هیجان و احساس هستند. آنها به منطقی و عینی بودن خود افتخار میکنند. برای قدرت و مقام اهمیت خاصی قائلند و نسبت به افراد ضعیف وملایم طبع و علیل و ناقص ابراز ناخرسندی و نفرت میکنند. در موقعیتهای اجتماعی ممکن است افرادی کارا و مرتب به نظر برسند، اما در دیگران ایجاد ترس و تعارض میکنند.
اگر فردی چهار معیار از هفت معیار زیر را داشته باشد، مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید است؛ لیکن این معیارها نباید ناشی از اختلال روانی دیگر مانند اسکیزوفرنی یا اختلال خلقی باشد. همچنین نباید ناشی از تاثیر مستقیم یک اختلال طبی عمومی و مصرف مواد باشد.
این هفت معیار عبارتند از:
1- بدون دلیل کافی ظن میبرد که دیگران از او سوء استفاده میکنند یا فریبش میدهند.
2- بدون دلیل کافی وفاداری و قابلیت اعتماد دوستان و بستگان خود را مورد سوال قرار میدهد.
3- در اعتماد به دیگران مردد است، زیرا میترسد از اطلاعات او بر علیه خودش استفاده شود.
4- در اشارات و اتفاقات خوشخیم، معانی تحقیرآمیز و تهدیدکننده میبیند.
5- مدام کینه میورزد، یعنی تحقیر و بیاعتنائی و اهانت را نمیبخشد.
6- فرد تصور میکند دیگران در حال حمله به رفتار و شخصیت وی هستند؛ در واقع شخصیت وی را زیر سوال میبرند. این در حالی است که دیگران این مساله را درک نمیکنند و چه بسا که ممکن است چنین قصدی نیز نداشته باشند. وی ممکن است براساس این تصورغلط خود، حمله متقابل سریع داشته باشد و پاسخ پرخاشگرانه و خشمگینانه از خود نشان دهد.
7- سوءظن مکرر و بدون پایه و اساس نسبت به وفاداری همسر یا شریک جنسیاش دارد.
فضای انتخاباتی ما ایرانی ها هم مثل دیگر موارد ما منحصر به فرد و تعجب بر انگیز و به اعتقاد من کمی خنده دار یا گریه دار است.
از عدم رعایت اصول اخلاقی تهمت و افترا میتینگ های مسخره بستن خیابان ها حمایت های فرمایشی و ..................... گرفته و اوج آن انتقاد و تهمت های بی منطق که حتی ماهیت رئیس جمهور را زیر سوال می برد.
و چه شهوتی است این شهوت قدرت که تمام لذت های دیگر را با خود به همراه خواهد آورد.
وقتی گروهی پس از چهار سال منصب داری در هفته آخر به یاد افشا گری می افتند و حتی این فهم سیاسی را ندارند که وطیفه قوه مجریه و قوه قضاییه تفکیک شده از هم می باشد.
به اعتقاد من برنامه مناظره و سخنان احمدی نژاد بیش از هر چه توهینی بزرگ به قوه قضائیه بود.
من قصد تحلیل سخنان احمدی نپاد را ندارم.
فقط درد دلی بود که با دیدن صحنه هایی که این چند روزه و مخصوصا دیشب مشاهده کردم بر زبانم جاری شد که با چشم می بینی که مردم از اندک آزادی به دست آمده چه استفاده ها و چه سو استفاده های می کنند.
و این سوال در ذهنم که آیا امکان درک دموکراسی و تنها درک دموکراسی و آزادی برای مردم ما که هیچ آموزشی در این باره ندیدند وجود دارد؟
و بسیار دلم از این شهر گرفته است.
از دروغ آقای رئیس جمهور در مورد دیدار آقای خاتمی با ژاک شیراک که با نمایش عکس های آن در مطبوعات خنثی شد تا دروغ دیگر رئیس جمهور در مورد کلید خوردن پتروشیمی پارسیان در دولت نهم که توسط وزیر نفت و مدیرعامل شرکت نفت ایران تکذیب شد و جالب است همه متعجبند از اینکه ایشان پس از گفتن حقیقت هنوز بر سر کار هستند و مانند دیگر وزیران و نزدیکان دولت پس از انتقاد از دولت خلع ید نشده اند اما این بار وقاحت بیش از پیش شده است چون ملت به این رفتارها عادت دارند.
این بار نوک پیکان تهمت و دروغ به سمت مراجع عالیقدر نشانه رفته است.
در فیلم تبلیغاتی میرحسین موسوی دیدیم که ایشان به دیدار مراجع رفته و مراجع عظام با احترام به
پیشواز ایشان آمده و موسوی را در کنار خویش جای داده که این نشان از جایگاه والای ایشان در نزد مرجعیت غیر سیاسی است.
فردای روزی که این فیلم پخش شد سناریو نویسان شروع به تخریب و تهمت کردند که یکی از قسمت های این سریال سراسر دروغ خبر خبرگزاری ایرنا و خبر ۲۰:۳۰ شبکه ۲ سیما بود که اعلام می کرد که مراجع نسبت به استفاده ابزاری از حضورشان در فیلم تبلیغاتی اعتراض داشته و ایشان از نامزد خاصی حمایت نخواهند کرد.
حال مراجع با تیزهوشی مثال زدنی خویش راه را بر این توطئه بستند تا حربه های ایشان یکی یکی بی اثر شده و این گروه روز به روز خود را بیشتر در بین مردم خراب کنند و واقعییت خود را نمایان نمایند.
در ذیل متن نامه های تذکر مراجع تقلید به صدا و سیما و ایرنا را می خوانید.
امیدوارم همان گونه که مراجع خواسته اند این دروغ در همان بخش خبری تکذیب شود.
حال اینکه روش صحیح تبلیغات چیست و در کشورهای مدرن که تجربه بیشتری از دموکراسی دارند چه اتفاقاتی می افتد و اینجا جه بحثی جداست که به خاطر بعضی مسائل نمی خواهم به آن وارد شوم امت نکته مورد نظر اخلاق انتخاباتی در ایران است.
همه می دانند که انتخابات در ایران به جز دوره اول با نظارت های فراوان و سخت گیری های بسیار و نظارت استصوابی توسط دست اندرکاران برگزاری همه پرسی من جمله وزارت کشور و از همه بیشتر شورای نگهبان صورت می پذیرد.
شورای نگهبان با استفاده از تمامی امکانات شرایط کاندیداها را بررسی می کند و پس از تحقیقات فراوان به کاندیدا اجازه شکت در انتخابات را می دهد و یا نمی دهد و هیچ دلیلی هم برای صلاحیت و یا عدم آن به هیچ کسی نمی دهد و اعضای شورای نگهبان هم مستقیم و غیر مستقیم توسط رهبر انتخاب می شوند.
با تکرار این صحبت ها می خواهم بگویم کسانی که به انتخابات راه می یابند همه مورد تایید نهادهای ایران و راس آن ها رهبر می باشند.
اما در همین چند روز کوتاه شخصا هر روز با عبور از خیابان های مختلف دیده ام که بیلبوردهای تبلیغاتی میرحسین موسوی مورد هجوم برخی افراد قرار گرفته است.
یکی را کاملا از پایه درآورده و شکانده اند و چشم اکثر عکس ها را کاملا در آورده اند و بسیار از بنرها را پاره کرده و حتی شعارهایی هم بر در و دیوار نوشته شده است.
تامل به این مورد واقعا اوج فاجعه و جایگاه دموکراسی را در مملکت ما نشان می دهد که به هیچ وجه با اخلاق انتخاباتی و اخلاق انسانی قابل مقایسه نیست و بازتاب بسیار بدی از ایران به تمام دنیا مخابره خواهد کرد.
اما از طرف دیگر بحمدالله برخی که سری قبل می گفتند انسان اگر می خواهد خدمت کند چرا باید هزینه های سرسام آوری خرج تبلیغات کند و اصلا مگر با حقوق دولتی پولی ندارم که تبلیغات کنم اکنون ظاهرا پولی به دست آورده و تبلیغات بی سابقه ای در کشور به راه انداخته اند.
ای کاش در همه زمینه ها اخلاق را می آموختیم و در این برهه اخلاق انتخاباتی را و می دانستیم جواب انتقاد را می توانیم با صحبت و قبل از آن می توانستیم با عمل مناسب بدهیم.
وای از این جبر جغرافیایی
| استاد شجریان از پروژه باغ هنر بم کنار کشید | |
|
ایسنا: محمدرضا شجریان دربارهی پروژهی باغ هنر بم اعلام کرد: «ماههاست که توان ما به جای پیشبرد پروژه به رفع حاشیهها و مشکلات برخاسته از آن معطوف شده است. من دیگر توان مقابله با این همه موانع و دشواریهای ناروای ایجادشده را ندارم. حال که مقامات استان تمایلی برای حضور من و همکارانم ندارند، توصیه حافظ بزرگ را عمل میکنم که فرمود: «ما آزمودهایم در این شهر بخت خویش / بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش» استاد آواز ایران در متن نامهای که نسخهای از آن در اختیار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، قرار گرفته است، خطاب به ریاست شورای اسلامی شهر بم، یعقوب دریجانی نوشته است: «احتراماً همانطور که استحضار دارید به دنبال زلزله مهیب و دلخراش بم، اینجانب براساس احساس وظیفه ملی و انسانی همچون سایر هممیهنان و انساندوستان جهان برای کمک به مردم رنجدیده بم آمدم. از آنجایی که اهالی بم خود بهتر از نیازها و شرایط زندگی سخت آگاه بودند، موضوع را با آنها در میان گذاشتیم تا بر اساس نیازی که تشخیص میدهند، اقدام کنیم. جناب آقای دکتر اسماعیلی ریاست محترم وقت شورای شهرستان بم معتقد بود که در حال حاضر بازسازی روحیه مردم در اولویت است و هنر میتواند شور زندگی را مجدداً به آنان بازگرداند. لذا درخواست کرد، کمک فقط به ساخت یک بنای فیزیکی منحصر نشود و آن را محدود به یک دوره زمانی خاص نکنیم. در مرحله نخست ۳۰ هزار متر مکعب خاکبرداری شد و سپس عملیات ساخت سازه آغاز شد و تا کنون ۳۲۰۰ متر از سازه مدرسه، ۱۴۰۰ متر کتابخانه و ۱۴۰۰ متر نگارخانه (در مجموع ۶۰۰۰ متر از ۸۰۰۰ متر) تکمیل شده است. اهل فن میدانند که تکمیل سازه به ویژه با رعایت معیارها و استانداردهای ضدزلزله نیازمند انجام چه مراحل مقدماتی است و شرح تفصیلی آن از حوصله این نامه خارج است. بزودی گزارش تفصیلی اقدامات انجام شده را از طریق رسانههای گروهی در اختیار قرار خواهیم داد. شاید گمان شود چنین کاری بدون سختیهای متعارف اداری پیش رفته است. گرچه همواره از لطف و همکاری کارکنان اداری برخوردار بودهام اما قواعد اداری چندان هم که تصور میرود، سهل و ساده نبود. اخذ مجوز اجازه حفر چاه اختصاصی برای باغ هنر، تعیین مرز آن با پروژه همجوار و اموری مانند این- که اعضای پیشین شورای شهر در جریان آن بودهاند- خود ماجرایی طولانی و پرفراز و نشیب است. |
ای ایران مال ایران است، نه احمدی نژاد
وقتی بازار انتخابات گرم می شود، خیلی ها فراموش می کنند ارزش های ملی و مذهبی این سرزمین نباید به مسلخ سیاست کشیده شوند. در نتیجه می بینیم به راحتی آب خوردن، هر چه را برای تبلیغ نامزد مورد نظرشان دم دست می بینند، بی مهابا قربانی امیال خود می کنند. به یاد دارم حدود 12 سال پیش، تبلیغات چی های یک نامزد ریاست جمهوری، دسته های عزاداری روزهای تاسوعا و عاشورا را جولانگاه خود کرده بودند تا بلکه با اهرم مقدسات بتوانند فرد مورد نظرشان را به کرسی ریاست بنشانند. دست بر قضا نتیجه برعکس نصیب شان شد و اینک در آستانه دهمین انتخابات ریاست جمهوری، طرفداران دوآتشه آقای احمدی نژاد بدون توجه به حرمت آثار ملی، یکی از زیباترین جلوه های ایران دوستی یعنی سرود ای ایران را مورد تعرض قرار داده اند و به زعم خویش آن را در خدمت تبلیغ نامزد مورد نظرشان درآورده اند.
استفاده ابزاری طرفداران احمدی نژاد از سرود ای ایران را بشنوید
همان را با حجم کمتر از اینجا بشنوید و یا دانلود کنید
بر کسی پوشیده نیست که سرود جاویدان ای ایران حاصل فرآیند تلخ اشغال میهن، توسط ارتش متفقین در جنگ دوم جهانی و دلسوزی و میهن پرستی هنرمندانی چون روح الله خالقی و دکتر حسین گل گلاب است. بی گمان اگر عشق ایران نبود، هیچ گاه دکتر گل گلاب زحمت ترانه سرایی به خود نمی داد و روح الله خالقی هم آن آهنگ زیبا و پر هیجان را نمی ساخت. اینک این سرود منحصر به فرد تاریخ موسیقی ایران، نه ارث خانواده گرامی این دو بزرگوار، بلکه میراث مشترک همه ایرانیان در همه دنیاست و حفظ و حراست از آن هم وظیفه تک تک ایشان است. بنابراین هیچ فرد یا گروهی حق ندارد به بهانه های مختلف، آن را مورد استفاده شخصی یا گروهی قرار دهد. این که هواداران آقای احمدی نژاد آهنگ سرود ای ایران را با کلام مورد نظر خودشان سر هم کنند و ابزاری برای تبلیغ کاندیدای خود بسازند، پیش از آن که استفاده باشد، نوعی سوء استفاده است.

بر این باورم اگر فرهنگ و میراث فرهنگی این دیار، متولی دلسوز و غیرتمندی داشت، چنین اقدامی را نه تنها محکوم می کرد، بلکه با ابزارهای قانونی، متخلفان را به دادگاه می کشاند. استفاده از آثار ملی تنها زمانی مجاز است که در خدمت تمامیت سرزمین ایران باشد نه یک حزب، دسته یا گروه. به همان دلیل که عمارت عالی قاپوی اصفهان را نمی توان محل سکونت شخصی و یا ستاد تبلیغات حزبی قرار داد، سرود بی مانند ای ایران را هم نمی توان برای رقابت انتخاباتی خرج کرد. طرفداران آقای احمدی نژاد اگر خیلی به هنر موسیقی علاقه مندند و می خواهند از این هنر در تبلیغات انتخاباتی شان بهره وافر ببرند، لطف کنند به ترانه سرایان و آهنگسازان سفارش بدهند و دست به سوی میراث همگانی دراز نکنند که این کار غیر فرهنگی و غیر اخلاقی، نتیجه معکوس خواهد داشت.
در این وبلاگ، هیچ گاه بنای نوشتن مطالب سیاسی نبوده است ولی چه کنیم که هر از گاهی، شاخ سیاست ما به شاخ موسیقی ما گیر می کند. امیدوارم نهادهای مرتبطی همچون خانه موسیقی و سازمان میراث فرهنگی در خصوص استفاده ابزاری از میراث مشترک ایرانیان در جهت منافع حزبی و گروهی، واکنشی درخور نشان دهند و حتی اگر قدرت اجرایی ندارند، دست کم نادرستی و غیر اخلاقی بودن موضوع را به طرفداران نامزدهای انتخاباتی گوشزد کنند.
برگرفته از وبلاگ دوست عزیزم آقای سامانی