تبليغاتX
بیداد
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم
امروز دوم مرداد ماه است

نه سال پیش در چنین روزی پیکر احمد شاملو به خاک سپرده شد.

اهمییت و منزلت شاملو برای روشنفکران داخلی و خارجی بسیار مشخص است و وی سالیان سال را صرف خدمت به ادبیات این مرز و بوم نمود.

ده ها جلد از کتاب های او به زبان های مختلف ترجمه و در سراسر دنیا منتشر شد.

می خواستم آغاز به گلایه نمایم که چرا ازو در زمان حیاتش و پس از وفاتش تجلیلی به عمل نیامد.

چرا در تقویم ما روزی به نام شاملو و دیگر شاعران معاصرمان نیست   ..................... و تنها یک کلام

آن هم دریغ به ذهنم خطور کرد.

بیش از این اطناب در مورد شاملو کار عبثی است چون علاقمندان این اعجوبه ادبیات با او به خوبی آشنا هستند و با زندگی و آثارش آشنایند.

تنها این شعر را به او و به همه دوستدارانش تقدیم می کنم.

روزگار غریبی است نازنین:

دهانت را مي بويند
مبادا که گفته باشي دوستت مي دارم
دل ات را مي بويند
روزگار غريبي ست نازنين
و عشق را
کنار تيرک راه بند
تازيانه مي زنند .
عشق را در پستوي خانه نهان بايد کرد
در اين بن بست کج و پيچ سرما
آتش را به سوختْ بارِ سرود و شعر
فروزان مي دارند
به انديشيدن خطر مکن
روزگار غريبي ست نازنين
آن که بر در مي کوبد شباهنگام 
به کشتن چراغ آمده است .
نور را در پستوي خانه نهان بايد کرد
آنک قصابان اند بر گذرگاه ها مستقر
با کنده وساتوري خون آلود
روزگار غريبي ست، نازنين

و تبسم را بر لب ها جراحي مي کنند
و ترانه ها را بر دهان .
شوق را در پستوي خانه نهان بايدکرد
کباب قناري

بر اتش سوسن و ياس
روزگار غريب ست، نازنين
ابليس پيروزْ مست
سور عزاي ما را بر سفره نشسته است
خدا را در پستوي خانه نهان بايد کرد

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 10:26  توسط زوربا  |