تبليغاتX
بیداد - تقلید در موسیقی اصیل
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم

مدت هاست که کسانی در موسیقی ما پرچم تقلید و عدم تقلید را برافراشته و خود و کاستی هایشان را پشت آن پنهان کرده اند.

در زمینه تقلید بحث فراوان مطرح می گردد و گروهی تقلید را روا و گروهی ناروا می دانند اما آنچه نگاشته می شود نظر شخصی اینجانب در مورد تقلید و داعیه داران نداشتن تقلید می باشد:

شالوده موسیقی اصیل ایرانی بر ردیف ها و دستگاه های ایرانی است که سالیان به همین منوال بوده و تمام خوانندگان این سبک موسیقی از آن پیروی می کنند و نکته بارز و شامخ خود را تسلط بیشتر بر ردیف و دستگاه می دانند و حداقل در ادعا خود را بالاتر از دیگران می دانند "حتی اگر در آثارشان توجه کاملی بدان ننمایند" و بزرگترین و مهمترین منتقد آن نیز سال ها در همان شیوه خوانده و آثار فاخرش نیز در همین سبک و سیاق بوده است (و گروهی از منتقدین نیز محلی از اعراب در این زمینه ندارند و هنوز رزومه مناسبی برای بررسی در کارنامه ندارند) و هنوز صداهای ضبط شده ایشان در کلاس های آوازی موجود می باشد.

نکته دیگر در تقلید شخصی است که از آن تقلید می شود مثلا در دین از مراجع و در ورزش از قهرمانان بزرگ و خوش نام و یا در شعر از حافظ و سعدی تقلید می شود هیچ کس تا به حال دیده است که شاعری از شاعر درباری قرن فلان که به جز مجیزگویی و اشعار سطح پایین نداشته است تقلید کند؟ولی همه خواهان تقلید از سعدی و حافظ و رودکی و فردوسی و خیام و نظامی بوده و هستند چراکه آنان نماد شعر و ادب پارسی اند و تقلید از آنان نشان دهنده ورود به راه درست و مسیر مناسب ادب است.

البته منظور از تقلید هرگز کپی برداری و یکی گویی نیست.

در حال حاضر اکثر خوانندگان ما الگو و اسطوره خود را استاد شجریان می دانند و از ایشان پیروی می کنند که این امر به دلیل موفقیت ایشان در کارهایشان و خلوص و اصالت کار ایشان است و در طول سال های گذشته بسیار خوانندگانی بوده اند که آمده و رفته اند اما سبک و شیوه خواندن استاد بنان استاد تاج استاد طاهرزاده ماندنی و ماندگار شده و خوانندگان قدیمی و حال حاضر از شیوه خواندن و نحوه ادای کلمات و شیوه رساندن معنی اشعار و ........  از ایشان تقلید کرده اند و خواهند کرد.

شیوه استاد شجریان در موسیقی ایرانی نیز این گونه بوده است و خوانندگان جوان و آن هایی که می خواهند قدم در راه پیشرفت بگذارند از روش استاد پند آموزی می کنند و دیده ایم خوانندگانی بوده اند که قصد تقلید صرف داشته و پس از مدتی محو شده اند و خوانندگانی که از محضر استاد تلمذ کرده اند و بهترین های زمان خود هستند.

اما دوستانی دم از تقلید و عدم تقلید می زنند که من به برخی از آنان علاقه قلبی دارم. شاید هم به این دلیل که پس از سالیان سال خواندن کسی نیست که روش و شیوه آنان را ادامه دهد و هیچ هنرجو یا شاگردی از شیوه آنان تقلید نمی کند به ستوه آمده اند چنان که اگر حتی شیوه خاصی وجود داشته باشد چون شیوه ای مخلوطی از موسیقی ایرانی و محلی است و اکثر ایرانیان تنها از قسمت ایرانی آن لذت می برند.

برخی در موسیقی ما حق آب و گل داشته و احترام و حرمت آنان بر همه واجب است اما جوانان تازه از راه رسیده ای هستند که هنوز یک غزل را به آواز نخوانده اند و حتی یک اثر مستقل نداشته و احتمالا در آینده ای نزدیک نیز نخواهند داشت و در زیر سایه بزرگان قبل از ارائه کار شروع به بمبارارن بزرگان موسیقی می کنند و دماغشان را پر از باد کرده و سه تار را به گیتار تبدیل می کنند و نام خودشان را بر آن می گذارند و می گویند یک اثر ما را هفتصدهزاردلار می خریده اند و نداده ایم.

اگر اینان لطف کنند و در آینده آثاری را برای  لذت جامعه موسیقی و عرض یابی منتقدان در معرض شنیدن قرار دهند همه خوشحال خواهند شد.

بی پیر مرو تو در خرابات         هرچند سکندر زمانی

و به قول شاعر:

به کوی عشق منه بی دلیل راه قدم      که من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 1:45  توسط زوربا  |